(1) 2 3 4 ... 96 »
فاصله‌ها!

جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳

چند نفر از دوستان پیش‌نهاد دادند که «گوشت‌کوب‌ت(!) رو عوض کن و یه اندروید بگیر و وایبر نصب کن. کلی مزایا داره. تماسامون بیش‌تر می‌شه. هزینه‌هامون هم کم‌تر». من اما گفتم «وبلاگ و همین فیس‌بوک رو ترجیح می‌دم. ضمن این‌که حجم اس‌ها و تماس‌هام خیلی کم‌ه». در ادامه خواستم بگویم که «وایبر و امثال‌هم فاصله‌ها را کم می‌کنند. فاصله اما مطلوبیّت می‌آورد». ولی نگفتم.

| 10 نظر
ادعونی!

پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳

1
دختران جوان ترکمن دیگر کم‌تر لباس‌های سنتی‌شان را می‌پوشند. چون پوشیده است.

2
طرح‌نوشت:

تصویر کوچک شده

| 10 نظر
نعمت‌چاخان!

چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۳

«نعمت‌چاخان» استاد دوره کارشناسی‌مان بود. دروس جامعه‌شناسی روستایی و مردم‌شناسی عشایری. فرانسه درس خوانده بود. به علم ‌مسلط بود. به کلام هم. اما خوب هم چاخان می‌کرد. دو مورد معروف‌ش را که هنوز نقل و نُقل گعده‌های دوستانه‌مان است؛ «با دوست‌م رفته بودیم لب دریا. خزر. مسابقه زیرآبی گذاشتیم. اول دوست‌م شیرجه زد. یک دیقه نشد که نفس کم آورد و اومد بیرون. بعد من پریدم. پن دیقه، نیم ساعت، یه ساعت، خسته شدم. ریق‌م در اومد. تا اومدم لب آب، کلّه‌م خورد به پایه تابلوی شناوری. روش نوشته بود «مسکو پنج کیلومتر»! «یه روز با خانوم تو پارک سوربن نشسته بودیم و اختلاط می‌کردیم. یهو یکی دست گذاشت رو شونه‌م و گفت چطوری نعمت؟ برگشتم دیدم فرانسوا میتران‌ه»!

| 4 نظر
حجّت اسلام!

سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳

نماز جمعه تهران را می‌دیدم. سید احمد خاتمی خطیب‌ش بود. خطبه اول. درباره سبک زندگی اسلامی صحبت می‌کرد. نقل به مضمون می‌گفت «درست که زن باید مطیع مرد باشد اما نه همیشه. اگه مردی به زن‌ش بگوید که بی‌حجاب بگرد نباید قبول کند. اگر مالی به زن رسید و مستطیع شد باید برود حج نه این‌که به حرف مرد گوش کند که بیا به جایش عروسی دختر و پسرهامون رو برپا کنیم با این پول. حج واجب‌تر است. دستور خداست». این جور مواقع یاد سؤال مهرشاد (خواهرزاده چهارده ساله‌ام) می‌افتم که یک روز پرسید «دایی‌جون! آیةالله و حجةالاسلام یعنی چی»؟

| 8 نظر
«کشک» خوش‌مزّه!

دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۳

تصویر کوچک شده

| 16 نظر
تست دی‌ان‌ای!

یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۳

گوینده با ذوق و شوق خبر بچه‌دار شدن پیرمرد نود ساله از زن پنجاه ساله‌اش را خواند. راننده تاکسی لب‌خندی زد و گفت «قربون خدا برم من». جوانک‌ی که کنار من نشسته بود گفت «هه! پیرمرده باس بره از بچه‌ش تست دی‌ان‌ای بگیره»!

| 2 نظر
نگاه کارت‌پستالی به زندگی عشایر!

شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳

مدیر کل زنگ زد که «محبی! شماره‌تو دادم به خبرنگار روزنامه ایران. الآن تماس می‌گیره باهات. گزارش می‌خواد درباره اثرات خشکسالی بر مراتع و عشایر. حواس‌ت باشه ها. مث اون دفه نگی جوونای عشایر دیگه خسته شدن از این سبک زندگی و آمار عشایر کم شده و نمی‌دونم نگاه کارت‌پستالی نداشته باشیم به زندگی عشایر و خشکسالی تولیدات عشایر رو کم کرده و ... . خب»؟! گفتم «حاج‌آقا! خب چرا کتمان کنیم. من که گزارش مبسوط‌م رو نوشتم براتون و ارسال هم شده به سازمان. خب بذارین ملت هم بفهمن اوضاع عشایر بحرانی‌ه. رسانه و خبرنگار وظیفه‌ش همین‌ه دیگه. تازه تو تخصیص بودجه ماده ده هم تاثیر داره». گفت «من نمی‌دونم. نرم گزارش بده. دو پهلو. تو که خوب بلدی».


تصویر کوچک شده

| 8 نظر
جعبه سیاه!

جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۳

1
هنوز نتایج رمزگشایی جعبه سیاه آنتونوف تازه سقوط کرده اعلام نشده اما توی خبرها خواندم یکی از دلایل سقوط، رعایت نکردن شرایط پروازی (گرما، رطوبت، وزن بار و ...) بوده. درباره بابک زنجانی و دیگر رانت‌ها (مثل سه هزار نفر بورسیه غیرقانونی که برخی اسامی منتشر شده دود بلند می‌کند از نهاد!) و تولیدات مشکوک (روغن پالم، برنج دانه‌بلند و ...) هم که به قول فامیل دور من دیگه حرفی ندارم. پری‌شب قبل از «انقلاب زیبا» شبکه یک داشت صحبت‌های ماله‌کشانه رئیس‌جمهور درباره «به جهنم»ش را پخش می‌کرد که مصادف شده بود با دقایق آخر بازی سوپر جام آلمان (بایرن جام‌زده-دورتموند). مزدک میرزایی اول گفت «وقت نداریم مراسم اهدای جام را ببینیم» اما بعد گفت «نه! وقت داریم». قبلاً این جور مواقع تبلیغات پخش می‌شد و بعد مراسم کاپ. اما شبکه سه جزئیات آماده‌سازی سکوی قهرمانی را زنده پخش کرد! یعنی یک دهن‌کجی فرصت‌طلبانه برای دیده نشدن عقب‌نشینی حسن روحانی از جهنم.
پ.ن: «هدایت، حمایت، نظارت». این‌ها سه وظیفه کلی یک مدیر است. دستگاه‌های ناظر را بشمارید. سازمان بازرسی، دیوان محاسبات، حراست و ... . و وجدان.
پ.ن دو: لوئیز فن‌خال ناظر محشری‌ست. او مثل آنالیزورهای والیبال تمام تکنیک‌های بازیکنان حریف را آنالیز می‌کند. تاکتیک‌شان را هم. و بین دو نیمه منتقل می‌کند به بازیکنان‌ش. او «ملّی» فکر می‌کرد برای هلند.
پ.ن سه: می‌گویند تلویزیون «جعبه جادویی»ست.

2
گفتم «زلزله بود ها بابا». گفت «برو پسر جان. تو هم مست‌ی انگار». وقتی سند نشان دادم به‌ش گفت «مست‌ی ولی حواس‌ت جمع‌ه»!

تصویر کوچک شده

| 9 نظر
کلید اسرار

پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۳

پسرش دارد برای کنکور ارشد آماده می‌شود. کتاب و جزوه و لباس راحتی‌هایش را آورده توی مهمان‌سرای اداره و همان‌جا درس می‌خواند. با کولر اداره. با چای اداره. حتی گاهی ناهار هم از جیب اداره. آیا پسرش قبول خواهد شد؟
پ.ن یک: آقای مدیر اول هر سال می‌رود بالای منبر که «اوضاع مالی دولت خراب است و خواهشاً صرفه‌جویی کنید».
پ.ن دو: «قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ / سوره یوسف».
پ.ن: یک روز توی اتاق‌ش نمی‌دانم بحث چی بود که مضموناً گفت «این سریال کلید اسرار چه‌قدر مسخره‌س. یه کار بد می‌کنن یه ساعت بعد تاوانش رو پس می‌دن».

| 11 نظر
لذت‌های کوچک [9]

چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳

1
لذت اس‌ام‌اس‌های بعد از دیدار.

2
لذت دیدن معلول‌ی که گدایی نمی‌کند. کار می‌کند.

3
لذت گرمای سشوآر آرایش‌گر توی زمستان.

4
لذت آشنا درآمدن راننده‌ و نگرفتن کرایه تاکسی.

| 13 نظر
بدبخت‌ترین مردم

سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳

1
پاترول جزو ماشین‌های نیمه‌سنگین است. برای مرد. برای زن، سنگین محسوب می‌شود. مدینه «مدینه» و «زیبا»ی انقلاب زیبا هر دو پاترول‌سوارند. سوارند.

2
بدبخت‌ترین مردم کسانی‌اند که نماز اول وقت‌شان نجات‌شان ندهد.

| 4 نظر
چو تخته‌پاره بر موج

دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳

وقتی رهایت کرده سعی نکن فراموش‌ش کنی. این بدترین واکنش است. مثل دست و پا زدن توی مرداب می‌ماند. حتی خلوت هم نکن با خودت. کارهای یومیه‌ات را انجام بده. سرگرم باش. در خلال‌ش به ریشه‌های دوست‌داشتن‌ت فکر کن. ببین چه چیزش باعث شده رها نشوی ازش. چه چیزت موجب رهایش‌ت شده. بگذار سوگ‌ت عمیق باشد. اما تو عمق‌ش نمان. انکار و خشم را سریع بگذران. به بدی‌هایش فکر کن که توی زرورق خوبی‌هایش پیچیده بوده. به نقایص‌ش. خدا توی کتاب‌ش گفته که «همه چیز را زوج آفریده». ببین! همه چیز را. جفت تو را هم آفریده. پس جفتک ننداز بی‌جهت. رفته که رفته. کسی که بداند اگر «بماند» بو می‌گیرد، می‌رود. پس چه بهتر. رفته اگر باز آمد دیگر نپذیرش. او از دیگری طرد شده و آمده که با تو، او را فراموش کند. مثل آن زن «حکم» مسعود کیمیایی. پس، به ریشه‌های دوست‌داشتن‌ت فکر کن. زیاد. به هر چه زیاد فکر کنی، مسخره می‌شود. تسخیر می‌شود. به ریشه‌های دوست‌داشتن‌ت فکر کن تا به ریشه‌های دوست‌نداشتن‌‌ت برسی. آن‌گاه رها می‌شوی، چو تخته‌پاره بر موج.

| 18 نظر
خانم باکلاس!

یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۳

یک پراید و یک پاجیرو سر سه راهی به هم رسیدند. آشنا درآمدند. هر دو ترمز زدند برای چاق‌سلامتی. آقای پراید پیاده شد. آقای پاجیرو هم داشت کمربندش را آزاد می‌کرد که پیاده شود، اما زن‌ش به‌ش گفت «پیاده نشو، کلاس بذار»!

| 5 نظر
آری به تفکیک جنسی!

شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۳

وقت اذان، در را قفل می‌کند و نمازش را توی اتاق‌ش می‌خواند. وقتی دارد تلفنی صحبت می‌کند و لب‌خندان است و با ورود همکاری، صدایش را به حداقل می‌رساند یعنی دارد با شوهرش صحبت می‌کند. عشقولانه یا مغازلانه یا حتی سکسی. وقتی خیلی منظم و با قاعده، آستانه تحمل‌ش می‌آید پایین و با کوچک‌ترین بحث اداری، به هم می‌ریزد و عصبانی می‌شود. وقتی یکی از دوستان دانشگاه‌ش می‌آید اتاق‌ش برای صله رحم و دو ساعت تمام درباره جزئیات‌ی حرف می‌زنند که یاد نظر جرج برنارد شاو درباره زنان می‌افتم که گفته «زن‌ها حرف‌ی برای گفتن ندارند اما چیزهای زیادی برای تعریف کردن دارند». وقتی جلسه دو نفره‌ای باهاش دارم درباره طرح مهم مطالعاتی و او مدام نگران نگاه‌های دیگر همکاران عبوری از جلوی اتاق‌ش است. وقتی شب قبل‌ش خوب نخوابیده و صبحانه‌نخورده آمده اداره و دل‌ش می‌خواهد سرش را بگذارد روی میز و بخوابد ... .
پ.ن: من با طرح تفکیک جنسیتی در محیط‌های اداری کاملاً موافق‌م. این‌جوری تجانس بیش‌تر می‌شود حتی!

| 30 نظر
ابوتراب

جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳

1
جاده آدم را گشنه می‌کند!

2
این یادداشت منصوره مصطفی‌زاده در مجله همشهری جوان مرا به «وجد» آورد.

تصویر کوچک شده

| 7 نظر
(1) 2 3 4 ... 96 »

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

گذشته اگه خوب بود که نگذشته بود.
[سریال «انقلاب زیبا» / حامد عنقا]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

خواهرم رسیده به سن شانزده سالگی . سنی که دلش میخواهد هر روز غروب با دوستهای دبیرستانی اش از خانه بزند بیرون . و کسی شماره اش را نگیرد که کجاست . که هر وقت همه رفتند او هم بیاید خانه . و کسی هم جز " خوش گذشت ؟ " چیزی نپرسد . خواهرم وقتی هنوز پانزه سال ُ خوردی سن داشت ، من کارشناسی قبول شدم و از شهرمان رفتم . و اینطوری شد که خواهرم وقتی پانزده سال ُ خوردی سن داشت تنهای ِ تنها شد . تولدش کنارش نبودم . و او یک گوشی ِ اندروید بالا از پدرم کادو گرفت . فکر میکنم همه چیز از همین کادو شروع شد . خواهرم یکهو پایش به لاین ُ وایبر ُ اینستگرام ُ از این طور چیزها باز شد . این شد که هر روز با مانتو های خودش ، و با شال های من ، ایستاد جلوی آینه و هی دستش را برد توی کیف لوازم آرایش من ، هی لبهایش را درشت تر از آن چه هست کرد ، ریمل زد ، هی خط چشم مالید توی چشم هایش و پاک کرد ، و هی نیم رخ ُ تمام رخ ُ سه رخ َش را نگاه کرد . اوایل زود از خودش راضی میشد اما کم کم هی سخت گیر تر میشد تا جایی که یکبار بعد از دو ساعت جلوی آینه بودن رفت توی ِ "مُبل تاب"ِ * خانه ی عمو این ها ، هم عکس گرفت . با اینکه کاناپه های ما از نظر من خیلی هم خوب َند اما او دلش میخواست یک عکس این مدلی هم بگیرد که مردم فکر کنند ما توی خانه مان مبل تاب هم داریم :/ ( حالا انگار فقط ما مبل تاب نداریم و همه توی خانه شان مُبل سرسره کهنه میکنند ) . بعد کم کم خواهر من شد شانزده ساله . من هم این ترم را مهمان شدم شهر خودمان . و دیدم خواهرم رسیده به سنی که دلش میخواهد هر روز عصر از خانه بزند بیرون . و خب راستش ما هم از آن خانواده ها نیستیم که بتوانیم دوری هم را تحمل کنیم ، متوجه اید که !! مثلا پدر من روی ساعت هشت تاکید دارد ، دیرتر بشود دلش تنگ میشود و اول چندتا مسیج میدهد و بعد هم تا برسی خانه دو بار زنگ میزند . ولی خواهرم ، معتقد است که این دل تنگی آبرویش را جلوی دوستان ِ مو فکلی ُ بلوز شلواری ُ یقه تا آنجا بازی َش ، میبرد . پدرم هم بعد از دیدن ِ این اعتقاد ِ خواهرم ، خط ُ نشان برایش کشید که " بیرون رفتن با دوستهایت ماهی یکبار ، آن هم حداکثر تا هفت و نیم " . خب ، فکر میکنید خواهرم چکار کرد ؟! چند روزی قهر کرد . اما وقتی دید پدر دل رحم من روی حرفش مانده ، با صحبت های موثر(!!) اینجانب ، با این موضوع کنار آمد . اما از آنجایی که مهر ماهی است و اشکش لب مشکش ، هر روز که میرود توی این شبکه های اجتماعی و میبیند که دوستانش از آب خوردنشان هم عکس میگیرند و میگذارند توی این شبکه ها ، مینشیند هی گریه میکند و بعد از آن صبر میکند پف چشمش که خوابید ، جلوی آینه موهایش را یکبار چپ میکند توی صورتش ، یکبار گیس میکند ، یکبار ویو میکند و هی با خنده و ژست های کَجکی و راستکی و بامزه ، چیلیک چیلیک عکس میگیرد ُ میگذارد توی این برنامه ها . حالا به لطف این شال های من و مانتوهای خودش و کیف لوازم آرایش ، تعداد فالوئرها ُ لایک های خواهرم رسیده به 160-70 تا . و او هی برای خودش حظ (شاید هم حض) میکند . یا به قول خودش اعتماد به نفس میگیرد . راستش خواهرم رسیده به شانزده سالگی و من دارم به شانزده ساله هایی فکر میکنم که اعتماد به نفسشان را اینطوری میبرند بالا . به دخترهایی که توی این محیط ها دارند چرخ میخورند و مثل خواهر من از افراد بیست ُ چهار ساله ُ دانشجوی گرافیک ، پیشنهاد دوستی ِ اجتماعی بدون ِ قصد ازدواج به شرط بیرون رفتن ، میگیرند . چه نسل ِ ساده ای . چه نسل ِ خطرناکی . شانس دارهایشان میشوند خواهر من که از دوستی ُ این صحبت ها _ حالا از هر نوعش که میخواهد باشد _ خوششان نمی آید . وای به حال شانس ندارهایشان . ماها که شکست عشقی مان در شانزده سالگی خلاصه میشد توی اسباب کشی ِ پسرک ِ سر کوچه مان که همیشه کتاب هری پاتر توی دستش داشت و اصلا از احساسمان خبر نداشت ، سر احساسمان چه آمده ؟! و به کجا رسیده ایم ؟! که این ها دارند اینطوری احساسشان را میزنند سر قلاب ُ می اندازند توی آب ؟! این ها قرار است به کجا برسند ؟! ها ؟!
[http://pillows.blogfa.com/post/18]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زیتا ملکی
---------------------------------------
خاطرات یک عاقد
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
بهاره رهنما
---------------------------------------
هنوز
---------------------------------------
روزهای مادرانه
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
---------------------------------------
آهستان
---------------------------------------
كوثرانه
--------------------------------------
دانلود کتاب‌های صوتی
-------------------------------------
در پناه کتمان
-------------------------------------
دانلود کتاب[فرهنگی،‌اجتماعی، تاریخی و ...]

افراد آن‌لاین

10 کاربر آن‌لاين است (10 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 1
مهمان: 9

..., بیشتر...

پشت سر:

مرداد 1393
--------------------------------------
تیر 1393
--------------------------------------
خرداد 1393
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1393
--------------------------------------
فروردین 1393
--------------------------------------
اسفند 1392
--------------------------------------
بهمن 1392
--------------------------------------
دی 1392
--------------------------------------
آذر 1392
--------------------------------------
آبان 1392
--------------------------------------
مهر 1392
--------------------------------------
شهریور 1392
--------------------------------------
مرداد 1392
--------------------------------------
تیر 1392
--------------------------------------
خرداد 1392
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1392
--------------------------------------
فروردین 1392
--------------------------------------
اسفند 1391
--------------------------------------
بهمن 1391
--------------------------------------
دی 1391
--------------------------------------
آذر 1391
--------------------------------------
آبان 1391
--------------------------------------
مهر 1391
--------------------------------------
شهریور 1391
--------------------------------------
مرداد 1391
--------------------------------------
تیر 1391
--------------------------------------
خرداد 1391
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1391
--------------------------------------
فروردین 1391
--------------------------------------
اسفند 1390
--------------------------------------
بهمن 1390
--------------------------------------
دی 1390
--------------------------------------
آذر 1390
--------------------------------------
آبان 1390
--------------------------------------
مهر 1390
--------------------------------------
شهریور 1390
--------------------------------------
مرداد 1390
--------------------------------------
تیر 1390
---------------------------------------
خرداد 1390
---------------------------------------
اردیبهشت 1390
---------------------------------------
فروردین1390
---------------------------------------
اسفند 1389
---------------------------------------
بهمن 1389
---------------------------------------
دی 1389
---------------------------------------
آذر 1389
---------------------------------------
آبان 1389
---------------------------------------
مهر1389
---------------------------------------
شهریور 1389
---------------------------------------
مرداد 1389
---------------------------------------
تیر 1389
---------------------------------------
خرداد 1389
---------------------------------------
اردیبهشت 1389
---------------------------------------
فروردین 1389
---------------------------------------
اسفند 1388
---------------------------------------
بهمن 1388
---------------------------------------
دی 1388
---------------------------------------
آذر 1388
---------------------------------------
آبان 1388
---------------------------------------
مهر 1388
---------------------------------------
شهریور 1388
---------------------------------------
مرداد 1388
---------------------------------------
تیر1388
---------------------------------------
خرداد 1388
---------------------------------------
اردیبهشت 1388
---------------------------------------
فروردین 1388
---------------------------------------
اسفند 1387
---------------------------------------
بهمن 1387
---------------------------------------
دی 1387
---------------------------------------
آذر 1387
---------------------------------------
آبان 1387
---------------------------------------
مهر 1387
---------------------------------------
شهریور 1387
---------------------------------------
مرداد 1387
---------------------------------------
تیر 1387
---------------------------------------
خرداد 1387
---------------------------------------
اردیبهشت 1387
---------------------------------------
فروردین 1387
---------------------------------------
اسفند 1386
---------------------------------------
بهمن 1386
---------------------------------------
دی 1386
---------------------------------------
آذر 1386
---------------------------------------
آبان 1386
---------------------------------------
مهر 1386
---------------------------------------
شهریور 1386
---------------------------------------
مرداد 1386
---------------------------------------
تیر 1386
---------------------------------------
خرداد 1386
---------------------------------------
اردیبهشت 1386
---------------------------------------
فروردین 1386
---------------------------------------
اسفند 1385
---------------------------------------
بهمن 1385
---------------------------------------
دی 1385
---------------------------------------
آذر 1385
---------------------------------------
آبان 1385
---------------------------------------
مهر 1385
---------------------------------------
شهریور 1385
---------------------------------------
مرداد 1385
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1385
---------------------------------------
اردیبهشت 1385
---------------------------------------
فروردین 1385
---------------------------------------
اسفند 1384
---------------------------------------
بهمن 1384
---------------------------------------
دی 1384
---------------------------------------
آذر 1384
---------------------------------------
آبان 1384
---------------------------------------
مهر 1384
---------------------------------------
شهریور 1384
---------------------------------------
مرداد1384
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1384
---------------------------------------
اردیبهشت 1384
---------------------------------------
فروردین 1384
---------------------------------------
اسفند 1383
---------------------------------------
بهمن 1383
---------------------------------------
دی 1383
---------------------------------------
آذر 1383
---------------------------------------
آبان 1383
---------------------------------------
مهر 1383
---------------------------------------
شهریور 1383
---------------------------------------
مرداد 1383
---------------------------------------
تیر 1383
---------------------------------------
خرداد 1383
---------------------------------------
اردیبهشت 1383
---------------------------------------
فروردین 1383
---------------------------------------
اسفند 1382
---------------------------------------
بهمن 1382
---------------------------------------
دی 1382

راپورت خوانندگان:

-------------------------------