(1) 2 3 4 ... 121 »
به رنگ ارغوان

دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۴

وقتی ناصر «تعبیر وارونه یک رؤیا» یک گلوله شلیک کرد وسط پیشانی زن تروریست ارمنی، یاد سکانس مشابه‌ای در سریال «وفا» افتادم که مٱمور امنیتی‌مان (نقش‌ش را فرهاد اصلانی بازی کرده بود. چه‌قدر هم شوخ‌طبع بود) سر بزن‌گاه با یک گلوله، خرچنگ (تروریست‌ی که نقش‌ش را فرهاد قائمیان بازی کرده بود) را از پای درآورد، قبل از این‌که بتوان جنب بخورد. با همه اشتباهات‌ی که ناصر داشت، این گلوله قاطع و غافل‌گیرانه‌اش دل‌م را خنک کرد. این دو سکانس بی‌شک نشانه اقتدار سربازان گم‌نام ایران‌مان است.
پ.ن یک: قبلاً دوست داشتم در وزارت اطلاعات کار می‌کردم امّا بعد از دیدن این سریال، نه. با این‌که کارش مقدّس است اما خون دل باید خورد.
پ.ن دو : هر قدر هاشم‌جاوید (فرزین صابونی) عالی بود در این سریال، عطیّه (آزاده سدیری) افتضاح بود به‌نظرم.

نظر
تنهایی لیلا

دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۴

کتی «تنهایی لیلا» اشک‌های جالب‌ی دارد. یک چشم‌ش از وسط می‌سُرد و دیگری از گوشه داخلی. اشک‌های خود لیلا یکی از گوشه داخلی و دیگری از گوشه بیرونی. اشک‌های نسرین (زن زرّین) هم هر دو از گوشه داخلی.
پ.ن: از همان قسمت اوّل دارم کلنجار می‌روم که چه‌قدر چهره «مینا ساداتی» آشناست برایم. تا دی‌شب که فهمیدم شبیه «ش» است. هم‌دوره لیسانس‌م که پانزده سالی می‌شود ندیدم‌ش. بانمک‌ترین دختر دانش‌گاه بود.


تصویر کوچک شده

| 2 نظر
نجات‌غریقان قرق!

یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۴

1
اخیراً دو نفر از شهدای گم‌نام غوّاصان دست‌بسته را در روستای «قُرُق» به خاک سپرده‌اند. مزارشان کنار جادّه اصلی است. جادّه‌ای که مسیر یومیّه‌ام است. تقریباً ده روز است که سه دختر چادری را می‌بینم که اول صبح هر روز نشسته‌اند پای قبر این دو شهید.

2
سبز شدن «اسپند» که گیاه مهاجم است یعنی «قهقرای مرتع و لزوم عملیّات اصلاحی». اسپند محصول کشت‌وزرع در مراتع است. وقتی اسپند دود می‌کنیم یعنی بیابانی‌شدن را جشن می‌گیریم! عکس مربوط به مٱموریّت اخیرم است در اطراف گنبد کاووس.


تصویر کوچک شده

| 4 نظر
قدم نحس‌

شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴

از سر زمین‌ش برمی‌گشتیم. نزدیک «توت رجب» که رسیدیم گفت «تا یه ماه دیگه پیازهامو جمع می‌کنم. دویست ملیون‌تومنی می‌شه». فکرم رفت پیش پیغام پیش‌نهاد ازدوج با دخترش. حقیقت‌ش تحریک شدم. به روی‌ خودم و خودش نیاوردم. حوصله نداشتم که آسمان‌ریسمان ببافم برای‌ش که «بابا! من تو مودش نیستم فعلاً». دی‌روز خبر رسید که سیل همه محصول‌ش را برده. فکر می‌کنم فکر می‌کند «عجب قدم نحس‌ی داشت. خوبه دامادم نشده».

| 4 نظر
مه، آلوده نیست!

جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴

مبهم که باشی، مه را دوست می‌داری.


تصویر کوچک شده

| 2 نظر
تنها دو بار زندگی می‌کنیم

پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴

حال زن و شوهر میان‌سالی که هم‌سایه‌مان هستند را خریدارم. دختر و پسرشان هر دو پزشکی دانش‌گاه دولتی تهران می‌خوانند و این تاب‌ستان را همان‌جا مانده‌اند. زن و شوهر چندی‌ست با خنک شدن هوا قدم‌زدن‌های شبانه‌شان را از سر گرفته‌اند؛ دست در دست هم و خندان و در حال گپ‌وگفت. بچه‌ها پدر و مادرها را دوباره به دنیا می‌آورند.

| 4 نظر
دو نفره

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴

آزاد

طبق معمول خواب‌م نمی‌برد. کناری‌ام اما قشنگ خوابیده بود. گاهی سرش را می‌گذاشت روی شانه‌ام. سر پیچ‌ها تلپ‌ی می‌افتاد رویم. دست‌ش هم انگار خواب نبود. یا توی چشم‌وچال و دماغ‌م بود یا روی پای‌م. به هر بدبختی‌ای بود مسیر یک ساعت‌ه را طاقت آوردم. از حالا امّا دل‌واپس خواب‌های دو نفره شب‌های تٱهل هستم.

| 4 نظر
تخته تو و ورطه تو ...

سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴

1
آسیدرضای تنهایی لیلا: «این دختر پای ایمان‌ش وایساده نه دل‌ش».
پ.ن: من که به دریاش زده‌ام، تا چه کنی با دل من/تخته تو و ورطه تو و ساحل و طوفان همه تو (حسین منزوی).

2
به‌نظرم «هاشم‌جاوید» به‌ترین بازی‌گر «تعبیر وارونه یک رؤیا»ست.

| 6 نظر
چار تا که شد!

دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴

«من همون شب اوّل گفتم چار تا بچّه. شما هم قبول کردی».
- اون‌موقع فرق می‌کرد حاج‌آقا. حالا همین یکی رو خوب تربیت کنیم.
پ.ن: بخشی از گفت‌وگوی شیخ‌ی جوان با هم‌سرش در اتوبوس شهرداری.

| 6 نظر
چه‌طور اعتراف بگیریم!

یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۴

هم کمربند شلوار به مثانه فشار می‌آورد هم بخشی از کمربند ماشین‌ها. خوش‌به‌حال خانم‌ها که اقلّاً شلوارشان کمربند ندارد عموماً.
پ.ن: نمی‌دانم کی گفته که «آدم‌ها وقتی خیلی خواب‌شان می‌آید یا شدیداً ادار و مدفوع دارند، نظرشان را می‌شود تغییر داد»! بی‌جهت نیست که این دو از شگردهای شکنجه‌گران است.

| 2 نظر
113

شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴

«خیلی از کارهای شما هم هست که ممکنه من باهاشون موافق نباشم اما مملکت‌م رو دوس دارم».
پ.ن یک: قسمتی از دیالوگ ژاله سریال «تعبیر وارونه یک رؤیا» حین ملاقات با رئیس حراست اداره‌اش و مٱمور وزارت اطّلاعات.
پ.ن دو: این دیالوگ مرا یاد استاتوس‌ی از حمیدرضا ابک انداخت که نقل به مضمون گفته بود «چند بار پیش آمده که در محل کارم وقتی می‌خواستم شماره داخلی صد و سیزده را بگیرم اشتباهاً با خط بیرون‌ی صد و سیزده را می‌گرفتم و ...».

| 6 نظر
«داد»ستان!

جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۹۴

1
بخش‌هایی از قسمت اخیر سریال «تنهایی لیلا» را هفت‌هشت سال پیش خواب دیده بودم. مثلاً آن سکانس‌ی را که نسرین مقانلو خواباند توی صورت مینا ساداتی.

2
فارغ از عادلانه بودن/نبودن حکم سعید مرتضوی؛ چرا قاضی‌ای که دادستان تهران هم بوده به این‌جا می‌رسد؟! «دادستان» چه کلمه ترکیبی زیبا و پرمعنا و لحین‌ی‌ست.

| 6 نظر
بارو بارو بارونَ هی!

پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴

تصویر کوچک شده


پیکان که سقوط کرد به خواهرزاده‌ام (محمّدصادق) پیش‌نهاد کردم برود تراکتور یا ملوان. هم لیگ برتر می‌تواند بازی کند هم سربازی‌اش محسوب می‌شود. از سیاه‌جامگان هم پیش‌نهاد داشت. موافق نبود. گفت «ترجیح می‌دم همین پیکان بمونم. ولو لیگ یک». بازی اوّل را کاپیتان بوده و یک پنالتی را هم گل کرده.
پ.ن یک: عکس مربوط به پیکان پارسال است. تولد محمّدصادق.


تصویر کوچک شده

| 2 نظر
خانوم‌سوزوکی!

چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴

هم‌راه برادرم بودم. خوش‌خوشک می‌رفتیم که یک‌هو ماشینی کوبید به‌مان. پیاده شدیم. سوزوکی‌ویتارای سفیدی بود. چراغ قرمز را رد کرده بود. خانم‌ی که راننده‌اش بود پیاده نشد. رانندگان پشت‌ی جمع شدند. رفتم سمت‌ش. شیشه دودی‌اش را دو سانت پایین داد. خنکای کولرش و عطرش هوش‌بر بود. گفت «ببخشید آقا! عجله دارم. شرمنده! نمی‌تونم پیاده شم. با لباس زیرم. پلیس نیاد لطفاً. شماره کارت‌تون رو بدین، هر چی هزینه تعمیرش بشه می‌دم». به برادرم گفتم. شماره کارت‌ش را داد. بعد از تعمیر فی‌الفور واریز کرد.

| 5 نظر
ساپورت

سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴

دوستی می‌گفت «این ساپورت‌های جدید که قدش تا بالای مچ پاست، تحریک‌کننده‌ترین لباس تاریخ پوشاکه. چون قطر مچ پا تقریباً اندازه آلت تناسلی زنه». می‌گفت «طراحی این ساپورت‌ها آگاهانه است و پوشندگان‌ش اکثراً ناآگاه».

| 14 نظر
(1) 2 3 4 ... 121 »

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

خیس از گناه بودم، خیال می‌کردم غسل طهارت کردم.

[حسن فتحی / سریال میوه ممنوعه]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

«داریم درباره فیلم محمد رسول‌ا...(ص) مجیدی صحبت می‌کنیم و اینکه درباره تبلیغات تلویزیونی آن و بلیت‌فروشی‌اش بنویسیم و تحلیل کنیم که با توجه به ریتم کند فیلم و سه ساعته بودنش و انتقادهایی که از ساختار سینمایی آن شده به فروش مطلوب دست پیدا خواهد کرد یا نه و اینکه بودجه فیلم را بررسی کنیم و با فیلم‌های هالیوودی مقایسه‌اش کنیم و همین کارهای معمول روزنامه‌نگاری، که یکی از همکاران نهیب می‌زند که، مراقب باشید! می‌گوید این فیلم با بقیه فیلم‌ها فرق می‌کند و نباید در موردش، زیاد و راحت نوشت. که فیلم درباره پیامبر است و اسم فیلم اسم خاصی است و هر نقد و گزارشی ممکن است حساسیت‌برانگیز باشد و خلاصه این که بهتر است پرهیز کنیم و زیاد طرفش نرویم. این توضیحات که بالاخره فیلم فیلم است و کارگردان و فیلمبردار داشته و هزینه برداشته و چرا نباید مسائل معمولی را درباره‌اش نوشت، حتی خودمان را هم مجاب نمی‌کند و ترس‌مان نمی‌ریزد و آخرش می‌گوییم سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندیم. این حساسیت روی یک اسم را اخیرا به شکلی دیگر هم در سینما دیده‌ایم. شاید شنیده باشید که در روزهای گذشته آقای ایوبی رئیس سازمان سینمایی کشور و بعضی دیگر از مسوولان خبر داده‌اند که بخش بین‌المللی جشنواره فجر قرار است از بخش داخلی این فستیوال جدا شود و به جای بهمن‌ماه در اردیبهشت‌ماه هر سال با حضور فیلم‌هایی از دیگر کشورها برگزار شود. این را دیگر همه می‌دانند که عنوان «بین‌المللی» برای جشنواره فجر چقدر بی‌مسماست و اینکه این جشنواره بیشتر به سینمای ایران توجه دارد و بخش خارجی‌اش تا چه حد سرسری گرفته می‌شود و چه استقبال نحیفی از آن می‌شود. حالا در یک تصمیم درست گفته‌اند بخش خارجی یا بین‌المللی را اصلا جدا کنیم و در ایام دیگری برگزار کنیم تا فیلم‌های خارجی هم دیده شوند و رقابت بهتری شکل بگیرد. طبیعی‌اش هم این است که وقتی دارید جشنواره متفاوتی در زمان متفاوتی برگزار می‌کنید اسم مستقلی هم داشته باشد و قرار شده اسمش را بگذارند «جشنواره بین‌المللی فیلم ایران». اما همین تصمیم معقول و طبیعی برای عده‌ای از دلواپسان شده دستاویز که واآرمانا و واانقلابا! کجایید که انقلاب و معنویت به تاراج رفت. چراکه جشنواره تازه عنوان «فجر» ندارد و به جای آن اسمش «ایران» است. یعنی موضوعی به همین سادگی را تا بالاترین سطح ممکن داغ کرده‌اند و مدام مصاحبه و رنج‌نامه و بیانیه است که ملت کجایید، همه چیز از دست رفت! مدافعان پروژه هم هرچقدر توضیح می‌دهند که این جشنواره از آن یکی جداست و اینکه همه جای دنیا مثل کن و ونیز و برلین و لندن، جشنواره‌ها را به نام شهرشان می‌شناسند کسی گوش‌اش شنوا نیست. هرچه می‌گویند مگر نام «ایران» کراهت دارد، شلوغ‌کارها کوتاه نمی‌آیند. موضوع دارد تبدیل می‌شود به بحران ملی و همه دعوا هم بر سر این است که عبارت «فجر» برای ما خیلی مقدس و نمادین است و نمی‌توانیم از آن دست برداریم.
این مقدس‌سازی و خط قرمز درست کردن‌ها مسبوق به سابقه است و منحصر به مفاهیم فرهنگی و دینی هم نیست. خیلی از آنها که امروز منتقد اکبر هاشمی رفسنجانی هستند لابد فراموش کرده‌اند که روزگاری همین آقای هاشمی چطور تبدیل به خط قرمز نظام شده بود. دورانی که حامیان ایشان با شعار «مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر است» می‌خواستند هر صدای مخالف و هر نظر متفاوتی را ساکت کنند. چون هر چه را بشود تحمل کرد، دشمنی با پیامبر را دیگر نمی‌شود برتابید! به نظر می‌رسد این همان کاری است که همیشه به اشکال گوناگون با مفاهیم دیگر انجام شده. مقدس کردن امور غیرقدسی و بالا بردن هزینه انتقاد.
حیطه این مقدس‌سازی و کشیدن خطوط ممنوعه همچنان گسترده است که همه جوانب زندگی ما را در برمی‌گیرد. مثال فرهنگی و سینمایی‌اش را زدیم، اما در حوزه ورزشی هم هست. می‌خواهیم درباره اینکه تراکتورسازی با بازیکنان‌ سربازش چقدر قرارداد می‌بندد و بودجه سالانه‌اش چقدر است بنویسیم، اما می‌گویند طرفش هم نروید. تیم نظامی است و این حرف‌ها برای همه دردسر می‌شود. ای بابا! یعنی درباره فوتبال هم نمی‌شود نوشت؟ سراغ‌ کسی نمی‌شود رفت؟ حتما هم نه اینکه یک ارگانی باشد.
چند وقت پیش خواستیم درباره شلوغی دور زمین‌های فوتبال بنویسیم و تذکر بدهیم که عزیزان جانباز و معلول را از کنار پیست به جایگاه مناسبی روی سکوها منتقل کنند، اما یکی از دوستان که سرش بیشتر توی کار بود، تذکر داد که بی‌خیال شوید و به جانباز و این مسائل نپردازید. چه کاری است؟
همان‌طور که درباره پزشکان سریال درست‌ کنی طومار می‌نویسند و می‌گویند اعتماد جامعه از دست رفت، اگر در یک سریال یک وکیل فاسد هم نشان بدهی، وکلا کار را به خیابان می‌کشند که داد و بیداد، وکالت کار مقدسی است. که اگر یک پزشک ناسالم یا یک وکیل ناسالم نشان بدهی، همه پایه‌های مملکت به لرزه درمی‌آید. یکی دو سال پیش حرف این بود که سراغ جراح‌های مولتی میلیاردر بروند و مالیات بگیرند، اما اساتید شروع کردند به تهدید که ما دیگر عمل نمی‌کنیم تا مردم بمیرند! همان‌طور که هر سال تا برای گرفتن مالیات سراغ طلافروش‌ها می‌روند، بزرگواران کرکره‌ها را می‌کشند پایین و مملکت می‌رود توی کما! سراغ مجتمع جنجالی میدان عشرت‌آباد نمی‌شود رفت و درباره‌اش نمی‌شود نوشت چون مال یک نهاد است و نزدیک شدن به آن معلوم نیست چه عواقبی دارد و درباره اینکه چه کسی پشت کلیپ تتلوست نمی‌شود نوشت چون کار دست از ما بهتران است و اگر بخواهند حالت را بگیرند حسابت با کرام‌الکاتبین است.
شاید بسیاری ربات انسان‌نمای سورنا را که چند سال قبل از آن رونمایی شد فراموش نکرده باشند. ربات ایرانی که آن روزها نوشتند جد ژاپنی‌اش آسیمو را به وحشت انداخته است. در آن ایام در نشریه‌ای که کار می‌کردیم یکی از همکاران سرویس دانش مطلبی نوشت درباره اینکه آنچه درباره سورنا گفته می‌شود اغراق‌آمیز است و این ربات فقط برای نمایش چند دقیقه‌‌ای و به زحمت به حرکت درآمده است. اما با انتشار آن مطلب مخالفت شد به این دلیل که سورنا الان نماد پیشرفت علمی کشور است و رئیس‌جمهور در رونمایی‌اش حاضر شده و اگر این مطالب را بنویسیم زحمات متخصصان و دانشمندان داخلی و نتایج شگفت‌انگیزی را که گرفته‌اند زیر سوال برده‌ایم. سیاه‌نمایی است و نباید نوشت.
همان‌طور که گفتند درباره فیلم ملک‌سلیمان نقد تند و منفی نباید نوشت چون فیلم ارزشی است و این همه هزینه آن مورد تایید مسوولان است و ناراحت می‌شوند. همان‌طور که درباره خیلی چیزهای دیگر. دستاوردهای علمی کشور، فیلم ارزشی و بسیاری از واژه‌های دیگر، جدا از محتوای متعالی‌شان، تبدیل به اسم رمزی شده‌اند برای مصونیت دادن و بودجه دادن به کسانی که چه بسا خیلی وقت‌ها هیچ کاری هم نمی‌کنند. اگرنه، باید بپرسیم امروز سورنا کجا دارد خاک می‌خورد؟ آن همه فیلم که به نام ارزش‌ها و جهاد و آرمان‌گرایی ساخته شد، چقدر دیده شدند و چه کارکردی داشتند. بپرسیم نهادی که دارد مجتمع غیرقانونی می‌سازد چرا باید به خاطر ارزشمند بودن نام و مسوولیت‌هایش غیرقابل پرسش باشد. و بپرسیم چرا آن روزها مخالف هاشمی دشمن پیغمبر بود و امروز حمایت از او کار ضدانقلابی‌هاست.».
[سیامک رحمانی]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
روزهای مادرانه
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
چی؟ (چی ببینیم؟ چی بشنویم؟ چی بپوشیم؟)
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
درد

افراد آن‌لاین

9 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 9

بیشتر...

پشت سر:

شهریور 1394
--------------------------------------
مرداد 1394
--------------------------------------
تیر 1394
--------------------------------------
خرداد 1394
--------------------------------------
اردی‌بهشت1394
--------------------------------------
فروردین 1394
--------------------------------------
اسفند1393
--------------------------------------
بهمن 1393
--------------------------------------
دی 1393
--------------------------------------
آذر 1393
--------------------------------------
آبان 1393
--------------------------------------
مهر 1393
--------------------------------------
شهریور 1393
--------------------------------------
مرداد 1393
--------------------------------------
تیر 1393
--------------------------------------
خرداد 1393
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1393
--------------------------------------
فروردین 1393
--------------------------------------
اسفند 1392
--------------------------------------
بهمن 1392
--------------------------------------
دی 1392
--------------------------------------
آذر 1392
--------------------------------------
آبان 1392
--------------------------------------
مهر 1392
--------------------------------------
شهریور 1392
--------------------------------------
مرداد 1392
--------------------------------------
تیر 1392
--------------------------------------
خرداد 1392
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1392
--------------------------------------
فروردین 1392
--------------------------------------
اسفند 1391
--------------------------------------
بهمن 1391
--------------------------------------
دی 1391
--------------------------------------
آذر 1391
--------------------------------------
آبان 1391
--------------------------------------
مهر 1391
--------------------------------------
شهریور 1391
--------------------------------------
مرداد 1391
--------------------------------------
تیر 1391
--------------------------------------
خرداد 1391
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1391
--------------------------------------
فروردین 1391
--------------------------------------
اسفند 1390
--------------------------------------
بهمن 1390
--------------------------------------
دی 1390
--------------------------------------
آذر 1390
--------------------------------------
آبان 1390
--------------------------------------
مهر 1390
--------------------------------------
شهریور 1390
--------------------------------------
مرداد 1390
--------------------------------------
تیر 1390
---------------------------------------
خرداد 1390
---------------------------------------
اردیبهشت 1390
---------------------------------------
فروردین1390
---------------------------------------
اسفند 1389
---------------------------------------
بهمن 1389
---------------------------------------
دی 1389
---------------------------------------
آذر 1389
---------------------------------------
آبان 1389
---------------------------------------
مهر1389
---------------------------------------
شهریور 1389
---------------------------------------
مرداد 1389
---------------------------------------
تیر 1389
---------------------------------------
خرداد 1389
---------------------------------------
اردیبهشت 1389
---------------------------------------
فروردین 1389
---------------------------------------
اسفند 1388
---------------------------------------
بهمن 1388
---------------------------------------
دی 1388
---------------------------------------
آذر 1388
---------------------------------------
آبان 1388
---------------------------------------
مهر 1388
---------------------------------------
شهریور 1388
---------------------------------------
مرداد 1388
---------------------------------------
تیر1388
---------------------------------------
خرداد 1388
---------------------------------------
اردیبهشت 1388
---------------------------------------
فروردین 1388
---------------------------------------
اسفند 1387
---------------------------------------
بهمن 1387
---------------------------------------
دی 1387
---------------------------------------
آذر 1387
---------------------------------------
آبان 1387
---------------------------------------
مهر 1387
---------------------------------------
شهریور 1387
---------------------------------------
مرداد 1387
---------------------------------------
تیر 1387
---------------------------------------
خرداد 1387
---------------------------------------
اردیبهشت 1387
---------------------------------------
فروردین 1387
---------------------------------------
اسفند 1386
---------------------------------------
بهمن 1386
---------------------------------------
دی 1386
---------------------------------------
آذر 1386
---------------------------------------
آبان 1386
---------------------------------------
مهر 1386
---------------------------------------
شهریور 1386
---------------------------------------
مرداد 1386
---------------------------------------
تیر 1386
---------------------------------------
خرداد 1386
---------------------------------------
اردیبهشت 1386
---------------------------------------
فروردین 1386
---------------------------------------
اسفند 1385
---------------------------------------
بهمن 1385
---------------------------------------
دی 1385
---------------------------------------
آذر 1385
---------------------------------------
آبان 1385
---------------------------------------
مهر 1385
---------------------------------------
شهریور 1385
---------------------------------------
مرداد 1385
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1385
---------------------------------------
اردیبهشت 1385
---------------------------------------
فروردین 1385
---------------------------------------
اسفند 1384
---------------------------------------
بهمن 1384
---------------------------------------
دی 1384
---------------------------------------
آذر 1384
---------------------------------------
آبان 1384
---------------------------------------
مهر 1384
---------------------------------------
شهریور 1384
---------------------------------------
مرداد1384
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1384
---------------------------------------
اردیبهشت 1384
---------------------------------------
فروردین 1384
---------------------------------------
اسفند 1383
---------------------------------------
بهمن 1383
---------------------------------------
دی 1383
---------------------------------------
آذر 1383
---------------------------------------
آبان 1383
---------------------------------------
مهر 1383
---------------------------------------
شهریور 1383
---------------------------------------
مرداد 1383
---------------------------------------
تیر 1383
---------------------------------------
خرداد 1383
---------------------------------------
اردیبهشت 1383
---------------------------------------
فروردین 1383
---------------------------------------
اسفند 1382
---------------------------------------
بهمن 1382
---------------------------------------
دی 1382

راپورت خوانندگان:

-------------------------------