(1) 2 3 4 ... 88 »
«لود»گی!

چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

وقتی «فامیل دور» در جواب «چرا هنوز نخوابیدی خواب می‌بینی؟» آقای مجری – نقل به مضمون - گفت «خب وقتی چشمامو می‌بندم، تاریک می‌شه و فیلم پخش می‌شه»! به این فکر کردم که چرا این‌قدر «پخش‌وپلا» شده‌ایم؟ چرا این‌قدر جار می‌زنیم. چرا این‌قدر جیغ شده است زندگی‌مان؟ طوری شده که دیگر عکس سلبریتی‌ها «لو» نمی‌رود. «لود» می‌شود. لوث شده دیگر. حتی لودگی است. آخر زندگی مشترک را که نباید به اشتراک گذاشت. هر چه را که ضبط می‌کنیم نباید برای همه پخش کنیم که. عکس‌های تا مغز استخوان خصوصی را فقط باید با یک نفر مشترک باشیم نه هر نفر. شتر هم یک نفر است! آن‌قدر اهل ظاهر شدن شده‌ایم که تظاهرش کاملاً پیداست. دچار پارادوکس عجیبی شده‌ایم؛ متراژ آپارتمان‌ها سال به سال کم‌تر می‌شود اما اینچ‌های تلویزیون‌هایمان، بیش‌تر. مونیتور موبایل‌ها آن‌قدر بزرگ شده که دیگر حریم خصوصی معنا ندارد. تا شعاع دو متری هم می‌توانند اس‌ام‌اس را بخوانند. حتی از ته مینی‌بوس هم می‌شود عکس بک‌گراند نمایشگر موبایل را دید! این همه ظهور ما را از بطون باز می‌دارد. دوستی توی وبلاگش نوشته بود « این روزها به مدد وبلاگ نویسی‌های روزانه، چت‌های همیشگی و به اشتراک گذاشتن‌های متعدد اون شبکه اجتماعی محترم، خصوصی‌ترین و ریزترین دغدغه‌هات و جزئیات زندگیت رو به سادگی عمومی کردی؛ در این حد که دیگران، آن‌چنان اطلاعاتی رو یه جا ازت دارن که در حالت عادی سال‌ها طول می‌کشه تا کمتر از نصف‌شون رو راجع به‌ت کشف کنن! اصلاً جدا از بحث درست یا غلط بودن این کار، یه سوال دارم ازت! تا حالا راز بودن رو تجربه کردی؟ راحت در دسترس نبودن رو چه طور؟! یه بار محض تنوع هم که شده امتحان‌شون کن. پشیمون نمی‌شی»!

| 2 نظر
شهوت

سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

راننده از تو آینه نگاهی به من کرد و رو به آخوند جوانی که جلو نشسته بود گفت «حاج‌آقا! من یه مشکلی دارم که شاید مشکل این جوون هم باشه. تو شرکت ما یه دختری هس که خیلی غلیظ آرایش می‌کنه و لباسای تنگ می‌پوشه. از این چسبونا که همه جاش می‌زنه بیرون. خدایی‌ش من تحریک می‌شم. می‌ترسم کار دست خودم و خودش بدم. چی‌کار کنم؟» شیخ گفت «یه حدیث داریم که می‌گه هر وقت به واسطه دیدن زن‌ی شهوت‌تون تحریک شد برید سراغ زن خودتون. چون زن‌تون همان چیزها رو داره که زن غریبه داره».

| 6 نظر
پس‌رفت!

دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

1
نامه کار آزمون دکتری؛ گلاب به روی‌تان!
پ.ن: رتبه پارسال‌م هفتادوچهار شد. این یعنی پس‌رفت.

تصویر کوچک شده


2
این پست «ملّاحسن» هنوز کامنت‌خور است!

نظر
گابریل گارسیا مارکز

یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳

1
من از گابریل گارسیا مارکز خدابیامرز فقط سیزده جمله خوانده‌ام؛ «دوست دارم تو را نه به خاطر شخصیت‌ت بل‌که به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می‌کنم / هیچ‌کس لیاقت اشک‌های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک‌های تو نمی‌شود / اگر کسی تو را آن‌طور که می‌خواهی دوست نداشت به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد / دوست واقعی کسی‌ست که دست‌های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند / بدترین شکل دل‌تنگی برای کسی آن است که در کنار کسی باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید / هرگز لب‌خند را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد / تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی / هرگز وقت‌ت را با کسی که حاضر نیست وقت‌ش را با تو بگذراند نگذران / شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این صورت وقتی او را یافتی بهتر می‌توانی شکرگزار باشی / به چیزی که گذشت غم مخور. به آنچه پس از آن آمد لب‌خند بزن / همیشه افرادی هستند که تو را می‌آزارند با این حال هم‌واره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوبار اعتماد نکنی / خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می‌شناسی قبل از این‌که شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد / زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها زمانی اتفاق می‌افتد که انتظارش را نداری».

2
[ به بهانه روز مادر / تکراری]
مادر، دست‌ش را می‌گذارد روی شانه‌ام، یا علی می‌گوید زیر لب و برمی‌خیزد؛ مادر، پوکی استخوان دارد و پاکی قلب. مادر، قرص خواب می‌خورد؛ لورازپام ده. راحت‌تر می‌خوابد اما با قرص ماه شب چهارده. «قند» خون مادر بالاست. دل‌ش اما همیشه «شور» می‌زند برای ما؛ بیشتر شور «همایون» و کنکورش را. اشک‌های مادر، مروارید شده است در صدف چشمان‌ش؛ دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید. حرف‌ها دارد چشمان مادر؛ گویی زیرنویس فارسی دارد! دستان‌ش را نوازش می‌کنم؛ داستانی دارد دستانش. مادر، سمبل مهندسی آفرینش خداست. به قول حسین پناهی: «به بهشت نمی‌روم اگر مادرم آنجا نباشد».

| 8 نظر
زن زشت!

شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳

1
مرد میان‌سالی که توی محضر نشسته بود کنارم می‌گفت «اونایی که زن زشت دارن، دوران مجردی‌شون روابط نامشروع زیادی داشتن»!

2
با این‌که شوهر و بچه دارد اما هنوز عاشق دبیر دوران هنرستان‌ش است و به بهانه‌های مختلف زنگ می‌زند به‌ش تا فقط صدایش را بشنود. آقای دبیر بازنشست شده.

| 10 نظر
مریم و نصرت

جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳

من تنها پسر ورودی ارشد هشتادویک رشته‌مان بودم. چهار نفر دیگر دختر بودند. بیش‌تر کلاس‌هایمان توی هرباریوم برگزار می‌شد و اغلب درس‌هایمان هم با زن و شوهر معروف دانش‌کده بود؛ خانم دکتر شکری و دکتر صفائیان. کلاس‌های‌مان، صبحانه و ظهرانه و عصرانه درسی بود! هم‌دیگر را به اسم کوچک صدا می‌کردند. آقای دکتر دشمن کامپیوتر بود. می‌گفت «اکولوژی رو که نمی‌شه فرموله کرد». می‌گفت «محبی برو پیش مریم، من سر درنمی‌آرم». خانم دکتر شکری هم وقتی گیر می‌کردیم توی مقاله‌ای، ارجاع‌مان می‌داد به «نصرت». یک صبحی که داشتیم ساقه‌طلایی با چای می‌خوردیم حین درس، دکتر صفائیان گفت «بذار من یه چیز واسه‌تون بیارم». رفت و با آلبوم برگشت. عکس‌های دوران دانش‌جویی‌شان با خانم دکتر در فرانسه بود. توی عکسی که داشتند وسط مرتع نمونه می‌گرفتند اشاره‌ای با دخترک کوچکی که کول مریم بود کرد و گفت «این بارانک‌ه. الآن تخصص اطفال می‌خونه». اسم دختر دیگرشان که حالا دکترای منابع طبیعی‌اش را هم تمام کرده «روجا»ست. هر دو اسم درخت است. پسر ندارند. این عکس‌شان را خیلی دوست دارم.

تصویر کوچک شده

نظر
هومن

پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۳

هومن هم‌‌دانشکده‌ای‌م بود. سال هشتاد و دو. عاشق موسیقی متال بود. گاهی هم مثل متالیست‌ها گوش‌واره توی گوش‌ش می‌کرد. چندان صمیمی نبودیم. اختلاف فکری داشتیم. دنیای‌مان فرق می‌کرد. هومن انگلیسی را مسلط بود. تز ارشدش را هم ریموت‌سنسینگ (سنجش ار دور) کار کرد. بعدش فی‌الفور دکترا قبول شد و به یک سال نرسیده بود که از آلمان پذیرش گرفت و رفت آن‌جا برای دکترا. وقتی شنیدم قصد ازدواج با دختری آلمانی را دارد خیلی تعجب نکردم. همین چند روز پیش هم جشن ازدواج‌ش در تهران بود. دوست داشتم دعوت می‌شدم. هر وقت حرف هومن می‌شود یاد حرف پسرعمه‌ام می‌افتم که می‌گفت «هر کی دو تا زبون بدونه، دو نفره»!

تصویر کوچک شده

| 2 نظر
مشترک مورد نظر!

چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳

آزاد

هیچ‌وقت مشترک روزنامه یا مجله‌ای نبوده‌ام. حالا می‌خواهم مشترک یک نفر شوم.

| 4 نظر
پهلوانان نمی‌میرند

سه شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۳

1
هیچ چیز مثل حرف حق از گلوی ناحق نمی‌سوزاند آدم را. خاکستر می‌کند.

2
دو نفر از دوستان‌م پری‌شب زنگ زدند که خواب مرگ مرا دیده‌اند. یکی از شرق کشور. دیگری از غرب کشور.

3
آرامش این شب‌هایم دیدن سریال «پهلوانان نمی‌میرند» از شبکه آی‌فیلم است. بعد از بیست سال.
پ.ن: زین شمع‌های سرنگون زین پرده‌های نیل‌گون / خلقی عجب آید برون تا غیب‌ها گردد عیان.

| 6 نظر
راست‌ش را بگو!

دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۳

گفت «بزن زیر شیش‌صد تومن. مگه دولت به من راست‌ش رو می‌گه که من‌م به‌ش راست بگم». تشکری کرد و سوار سانتافه‌ش شد و رفت.

شوهرش گفت «شیش‌صد تا یه میلیون». زن‌ش گفت «نه آقا. بزن یه میلیون تا دو میلیون. اگه دروغ بگیم خدا کمک‌مون نمی‌کنه».

نظر
اتوبوسی به نام غصب!

یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳

زن‌ها بارزترین اعتراض‌شان به جامعه مردسالار را با غصب قسمت مردانه اتوبوس‌های شهرداری نشان می‌دهند.

| 4 نظر
قرمز!

شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۳

1
راننده تاکسی می‌گفت «این زنایی که موهاشون رو قرمز رنگ می‌کنن شوهرهای سردمزاج دارن»!

2
در اطرافیانم که دقت می‌کنم درمی‌یابم «زن و شوهرهایی که فاصله سنی کم‌تری دارن، فرزندهای‌شان باهوش‌ترند».

| 2 نظر
نه همیشه!

جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۳

1
این‌که دخترها را می‌توان زیاد دوست داشت اما نه همیشه، تقصیر ما پسرهاست یا دخترها؟

2
من حسودی‌ام می‌شود به دختر پسرهای دانش‌جویی که دست هم را می‌گیرند توی خیابان و آب‌هویج می‌خورند.

| 6 نظر
لطفاً موقع ور رفتن حواس‌تان به بچه‌ها باشد که حواس‌شان نباشد!

پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳

پسر هفت‌هشت ساله مدام ضرب می‌گرفت روی شکم پدرش و شیش‌وهشت می‌زد. پدر تقریباً چهل ساله‌اش با اخم گفت «این‌قد با من ور نرو پسر». پسرک گفت «شما هم داشتی دی‌شب با مامان ور می‌رفتی». مرد پس از سکوتی بهت‌آلود خیلی جدّی گفت «خب پسرم من حق دارم با زن‌م ور برم». راننده تاکسی از توی آینه به زن نگاه کرد.

| 8 نظر
چس‌فیل!

چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳

توی صف ادرار بودم! هنوز توی شوک دختر جوانی که موقع خون گرفتن غش کرد بودم که مرد میان‌سالی از دست‌شویی خارج شد. تقریباً نصف بطری یک‌ونیم لیتری نوشابه را پر کرده بود!


عکس‌نوشت:
دی‌روز به اصرار مهدیار و برای اولین بار چس‌فیل درست کردم.

تصویر کوچک شده

| 10 نظر
(1) 2 3 4 ... 88 »

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

ویشکا آسایش(مدیر مدرسه): عشق دو حالت داره، عشق مادر به فرزند، عشق خدا به بنده. بقیه‌ش تٱثیرات هورمونیه ...!
[ورود آقایان ممنوع / رامبد جوان]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

زن بودن یک ودیعه است
که خداوند از روز ازل بر جان آفریدگانش نقش می زند
زن بودن هنر است
هنری که به هزار افسون پیچیده
و تنها صلابت مردانه یک مرد چاره این هزار افسون خواهد بود
زن بودن خواستگاه ناتوانی هاست
تا به گرمای حضور یک مرد به توانایی برسد
زن بودن جزیره ای ناشناخته است
تا در اقیانوس آغوش امن مردانه ای در نقشه جغرافیای این دنیا جای گیرد
زن بودن التهاب است
التهاب اولین لمس دستان مردانه
که برای لمس حریر زنانه صادقانه گام نهاده
زن بودن نجابت است
که قفل آستان دلش را تنها برای یک روح به جان می فشرد
و دلش را کاروانسرای هر روزه هزار این و آن نمی کند
زن بودن ستر است
برای آن که مجنون، مفتون مستور بودن، حریر زنانه اش گردد
زن بودن حس شعف انسان دیده شدن است
و حال زن زاده می شوی
تا درد بکشی، تا فقط زن دیده شوی
زن زاده می شوی تا در پستو قایم شوی
زیر هزار حجاب خود را فرو کنی
تا کسی را به گناه نیندازی
تا جانت به مخاطره نیفتد
تا آبرویت را به یغما ندهی
زن زاده می شوی
تا با انسان های به ظاهر مرد برای ساده ترین حقت بجنگی
زن زاده می شوی
تا ضعیفه باشی، تا زیر بار کتک کبود شوی
زن زاده ی شوی
تا فقط بزایی، نسل را از انقراض برهانی
زن زاده می شوی
تا برای تغییر خیلی از رسوم های سخت، از پا بیفتی
زن زاده می شوی
تا زیر بار حرف هزار پاره مردم
خرد شوی؛ له شوی؛ از درد به خود بپیچی
زن زاده می شوی
تا آرزو کنی هیچ گاه فرزندت دختر نباشد
زن بودن زیباست، آن هنگام که یک مرد، یک مرد؛ یک مرد
تو را؛ جانت را، حریر وجودت را، نازک روحت را مردانه بفهمد
مردانه به پایت بایستد، تو برای انسان بودنت دوست بدارد
مردانه باورت داشته باشد و تو را برای خنده هایت هزار باره بخواد
و آنگاه حریر وجودت را، نازک روحت را، کلید آستان دلت را
بی دریغ خواهی بخشید
و زنانه به پای این همه مردانگی خواهی ایستاد
تا آرام جانش باشی و مادر فرزندانش
همه چیز را ساده فروختیم، زن بودن را، زن ماندن را، زن زیستن را
[صوفی]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

خاطرات یک عاقد
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
بهاره رهنما
---------------------------------------
هنوز
---------------------------------------
روزهای مادرانه
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
---------------------------------------
آهستان
---------------------------------------
كوثرانه
--------------------------------------
دانلود کتاب‌های صوتی
-------------------------------------
در پناه کتمان
-------------------------------------
دانلود کتاب[فرهنگی،‌اجتماعی، تاریخی و ...]

افراد آن‌لاین

9 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 9

بیشتر...

پشت سر:

اردی‌بهشت 1393
--------------------------------------
فروردین 1393
--------------------------------------
اسفند 1392
--------------------------------------
بهمن 1392
--------------------------------------
دی 1392
--------------------------------------
آذر 1392
--------------------------------------
آبان 1392
--------------------------------------
مهر 1392
--------------------------------------
شهریور 1392
--------------------------------------
مرداد 1392
--------------------------------------
تیر 1392
--------------------------------------
خرداد 1392
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1392
--------------------------------------
فروردین 1392
--------------------------------------
اسفند 1391
--------------------------------------
بهمن 1391
--------------------------------------
دی 1391
--------------------------------------
آذر 1391
--------------------------------------
آبان 1391
--------------------------------------
مهر 1391
--------------------------------------
شهریور 1391
--------------------------------------
مرداد 1391
--------------------------------------
تیر 1391
--------------------------------------
خرداد 1391
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1391
--------------------------------------
فروردین 1391
--------------------------------------
اسفند 1390
--------------------------------------
بهمن 1390
--------------------------------------
دی 1390
--------------------------------------
آذر 1390
--------------------------------------
آبان 1390
--------------------------------------
مهر 1390
--------------------------------------
شهریور 1390
--------------------------------------
مرداد 1390
--------------------------------------
تیر 1390
---------------------------------------
خرداد 1390
---------------------------------------
اردیبهشت 1390
---------------------------------------
فروردین1390
---------------------------------------
اسفند 1389
---------------------------------------
بهمن 1389
---------------------------------------
دی 1389
---------------------------------------
آذر 1389
---------------------------------------
آبان 1389
---------------------------------------
مهر1389
---------------------------------------
شهریور 1389
---------------------------------------
مرداد 1389
---------------------------------------
تیر 1389
---------------------------------------
خرداد 1389
---------------------------------------
اردیبهشت 1389
---------------------------------------
فروردین 1389
---------------------------------------
اسفند 1388
---------------------------------------
بهمن 1388
---------------------------------------
دی 1388
---------------------------------------
آذر 1388
---------------------------------------
آبان 1388
---------------------------------------
مهر 1388
---------------------------------------
شهریور 1388
---------------------------------------
مرداد 1388
---------------------------------------
تیر1388
---------------------------------------
خرداد 1388
---------------------------------------
اردیبهشت 1388
---------------------------------------
فروردین 1388
---------------------------------------
اسفند 1387
---------------------------------------
بهمن 1387
---------------------------------------
دی 1387
---------------------------------------
آذر 1387
---------------------------------------
آبان 1387
---------------------------------------
مهر 1387
---------------------------------------
شهریور 1387
---------------------------------------
مرداد 1387
---------------------------------------
تیر 1387
---------------------------------------
خرداد 1387
---------------------------------------
اردیبهشت 1387
---------------------------------------
فروردین 1387
---------------------------------------
اسفند 1386
---------------------------------------
بهمن 1386
---------------------------------------
دی 1386
---------------------------------------
آذر 1386
---------------------------------------
آبان 1386
---------------------------------------
مهر 1386
---------------------------------------
شهریور 1386
---------------------------------------
مرداد 1386
---------------------------------------
تیر 1386
---------------------------------------
خرداد 1386
---------------------------------------
اردیبهشت 1386
---------------------------------------
فروردین 1386
---------------------------------------
اسفند 1385
---------------------------------------
بهمن 1385
---------------------------------------
دی 1385
---------------------------------------
آذر 1385
---------------------------------------
آبان 1385
---------------------------------------
مهر 1385
---------------------------------------
شهریور 1385
---------------------------------------
مرداد 1385
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1385
---------------------------------------
اردیبهشت 1385
---------------------------------------
فروردین 1385
---------------------------------------
اسفند 1384
---------------------------------------
بهمن 1384
---------------------------------------
دی 1384
---------------------------------------
آذر 1384
---------------------------------------
آبان 1384
---------------------------------------
مهر 1384
---------------------------------------
شهریور 1384
---------------------------------------
مرداد1384
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1384
---------------------------------------
اردیبهشت 1384
---------------------------------------
فروردین 1384
---------------------------------------
اسفند 1383
---------------------------------------
بهمن 1383
---------------------------------------
دی 1383
---------------------------------------
آذر 1383
---------------------------------------
آبان 1383
---------------------------------------
مهر 1383
---------------------------------------
شهریور 1383
---------------------------------------
مرداد 1383
---------------------------------------
تیر 1383
---------------------------------------
خرداد 1383
---------------------------------------
اردیبهشت 1383
---------------------------------------
فروردین 1383
---------------------------------------
اسفند 1382
---------------------------------------
بهمن 1382
---------------------------------------
دی 1382

راپورت خوانندگان:

-------------------------------