آیا هنوز آمدن‌ت را بهاء کم است؟!

تاریخ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ | عنوان: آزاد

1. ایمان و سمیّه تازه عقد کرده بودند. ایمان بچه آبادان بود با اصالت لر و سمیّه، قزوین با اصل گیلانی. دم‌پر یک غروب سرد زمستانی نشسته بودم ور دل ایمان توی اتاق «نیویورک» خواب‌گاه. برف آمده بود و ایمان اوّل‌بار بود‌ که برف می‌دید توی زندگی‌اش و دپرس شده بود حسابی. ولی در کیلومتر شش ماتحت‌ش عروسی بود؛ به خاطر به‌چنگ‌‌آوردن سمیّه. به‌ش گفتم «ایمان! فکر کن!؛ موقع کنکور ارشد، تو و سمیّه با هر تست صحیح و غلطی که می‌زدین، هی به هم نزدیک و از هم دور می‌شدین.»
2. این می‌شه شانس و تصادف. و تلاش ایمان برای داشتن سمیّه، حقّ. به این روش خدا می‌گویند تصادفی-سیستماتیک. مثل یکی از متدهای اندازه‌گیری پوشش گیاهان مرتعی که اول چند ترانسکت (نوار خطی) می‌گذارند و بعد، پلات‌های تصادفی.
3. عجله فرق می‌کند با سرعت. دل همیشه عجول‌تر است از عقل. گاهی باید دل را منتظر گذاشت تا شانس و قسمت، سیستماتیک خودش را آفتابی کند. فقط این انتظار، بهاء دارد.
4. خدا همه چیز را زوج و جفت آفریده، حتی نر و مادگی فیش تلویزیون را. پس برای جفت، جفتک نیندازیم!
پ.ن: تیتر، از غزل محمدعلی بهمنی است که علی‌رضا قربانی برای تیتراژ سریال پرده‌نشین خوانده.


نوشته‌ای از دردهای خاکستری
http://www.greypain.com

نشانی این صفحه :
http://www.greypain.com/modules/news/article.php?storyid=2571