بگو چی صدات کنم؟

تاریخ یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ | عنوان: آزاد

وجه‌تسمیهٔ اسم‌ها را دوست دارم؛ آدم‌ها، اشیاء، شهرها، هر چی. مثلاً؛
1. مازنی‌ها به نوک پستان گاو می‌گویند «کاله» و این شده اسم آن کارخانهٔ معروف آملی تولید لبنیّات.
2. خاطرم هست مهندس عباسی استاد گیاه‌شناسی‌مان درباره کاروان‌کش می‌گفت «کاروان‌ها از چوب این درخت برای هیزم پخت‌وپز و گرما استفاده می‌کردند و چون چوب‌ش خیس بود و دود می‌کرد، راه‌زنان بو می‌بردند از گرای قافله‌جات و غارت‌شان می‌کردند».
3. عشایر ما یک مرتع‌ی دارند که خیلی صعب‌العبور است و من در طول دوازده سال خدمت‌م تاکنون فقط یک‌بار رفته‌ام آن‌جا. اسم‌ش هست «مهمان‌تاپماز». به ترکمن‌ی یعنی «جایی‌که مهمون‌ پیدا نمی‌کنه!»
4. شرکت تعاونی‌های عشایری تحت پوشش اداره‌کلّ ما اتحادیه‌ای دارد که متشکل از چهار شرکت تعاونی کرد و چهار شرکت تعاونی ترکمن است. کردها در واقع کرمانج‌اند و شیعه و تراکمه هم که اهل تسنن. اسم اتحادیه ما «وحدت» است.
5. یک مرکز درمان «ناباروری» هست در ساری به اسم «حضرت مریم(س).»
6. توو دهات ما به آلو قطره‌طلا می‌گویند «خایهٔ غلوم!». یادم باشد این‌بار وجه‌تسمیه‌اش را بپرسم.


نوشته‌ای از دردهای خاکستری
http://www.greypain.com

نشانی این صفحه :
http://www.greypain.com/modules/news/article.php?storyid=2560