مهمان‌تاپماز

تاریخ سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۴ | عنوان: آزاد

بزرگ‌ها توی یک صفّت مشترک هستند با بچّه‌ها (یاد «تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی» ابی افتادم). این‌که سواد و دانش را اگر با قصّه روایت شود خیلی به‌تر بلد می‌شوند. برای همین مهندس حسن نوروزعبّاسی را که استاد گیاه‌شناسی دوران لیسانس‌م بود از به‌ترین استادان‌م می‌دانم. قصّه داشت برای اکثر گیاهان، مخصوصاً وجه‌تسمیه‌شان. خاطرم هست درباره کاروان‌کش می‌گفت «کاروان‌ها از چوب این درخت برای هیزم پخت‌وپز و گرما استفاده می‌کردند و چون چوب‌ش خیس بود و دود می‌کرد، راه‌زنان بو می‌بردند از گرای قافله‌جات و غارت‌شان می‌کردند». عشایر ما هم یک مرتع‌ی دارند که خیلی صعب‌العبور است و من در طول هشت سال خدمت‌م تاکنون فقط یک‌بار رفته‌ام آن‌جا. اسم‌ش هست «مهمان‌تاپماز». به ترکمن‌ی یعنی «جایی‌که مهمون‌ پیدا نمی‌کنه».


نوشته‌ای از دردهای خاکستری
http://www.greypain.com

نشانی این صفحه :
http://www.greypain.com/modules/news/article.php?storyid=1928