RSS Feed
« 1 ... 157 158 159 (160) 161 162 163 ... 166 »
ناموس؛ ‌قاموس یا کابوس

یکشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۰

غیرت هنوز در مردها هست اما نسبی شده است؛ دُز آن را ناموس ما (خانواده/ جامعه) تعیین می‌کند. وقتی آرایش و پوشش ناموسی، رنگ عرضه دارد نه شخصیت، آن گاه دل‌هایی که مریض‌اند، متعرض می‌شوند به ناموس. وقتی ناموس ما تعدد دوست‌پسرهایش را پُز می‌دهد به دوستانش و افتخار می‌کند که مبالغ میلیونی تیغ‌شان زده، آن گاه ناموس – که قاموس ما است – کابوس می‌شود. آری، خود ناموس هم باید غیرت داشته باشد تا بتوانیم تا پای شاهرگ‌مان هم بایستیم برایش وگرنه غیرت معکوس می‌شود و به مقابله با بی‌آبرویی، سر فرزند و خواهر می‌گذارد روی سینه‌اش. با این حال معتقدم اگر به ناموس مردم احترام بگذاریم ناموس خودمان در امان است. غیرت از خانواده – که سلول جامعه است – توزیع می‌شود در جامعه. غیرت اگر نهادینه شود در خانواده آن‌گاه دیگر در مساله ناموس بین‌الملل (دوبی و ...) درگیر نمی‌شویم.

نظر
دور از چشم‌ها

شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۰

حجاب باید پوشش باشد نه حائل. زمانی حائل می‌شود که دچار افراط و تفریط شویم در حجاب. در قرآن هم آمده که برجستگی‌ها را باید پوشاند و ... [سوره نور آیه 31]. لباس‌های سنتی همیشه پوشیده بوده‌اند. اما الآن بیایید در شهرهایی مثل شهر ما [گرگان] ببینید لباس سنتی ترکمن‌ها که هم زیباست هم پوشیده به چه بلایی دچار شده. فراموش شده در دختران جوان و امروزی‌اش. وقتی همراه مادران‌شان قدم می‌زنند در خیابان و مقایسه می‌کنم لباس‌شان را ... . موافقم که آن‌ها آزادند در انتخاب لباس‌. اما آن‌ها زیبایی سنت را گذاشته‌اند و لُختی و تنگی مدرنیته را برداشته‌اند. من نمی‌دانم چرا تا بحث آزادی می‌شود بعضی‌ها پی پَست‌ترین درجه‌اش می‌روند. مردان هم باید حجاب داشته باشند؛ فاق‌های شلوار کوتاه و تنگ، نمایش مارک‌‌های شُرت‌‌دار[!] ، یقه‌های باز، اَبروهای بی‌آبرو و ... . اگر وضعیت حجاب خانم‌ها بهتر شود و مردها هم آستانه تحمل و تحریک جنسی‌شان را بالا ببرند، آن‌گاه فسادهای اخلاقی و جنسی [مانند حوادث خمینی‌شهر] به‌شدت کم می‌شود. زیبایی دور از چشم‌هاست.

| 10 نظر
میلاد آزادی

جمعه ۴ شهریور ۱۳۹۰

1
این که چرا ما نتوانسته‌ایم مثل کشورهای پیشرفته باشیم در حالی‌که ما مسلمانیم و آن‌ها نه، سوال اکثر ایرانی‌هاست. رسیدن به جواب این سوال، گپ‌و‌چای داغ و کارشناسانه می‌طلبد که جامعیت‌اش از توان من خارج است. اما نگاه کنید به ترکیه و مالزی که غالبیت جمعیت‌شان، مسلمان‌اند. حتی همین قطر و کویت و امارات؛ پیشرفت‌شان در زیرساخت‌ها و شاخص‌های رفاهی شگفت است. خاطرم هست اوایل دولت دوم آقای خاتمی این بحث مطرح بود که چگونه می‌توان از ایران، ژاپن اسلامی ساخت. بگذریم. برج میلاد را یک‌بار از دوردست دیده‌ام. میدان آزادی را هم بارها از نزدیک. پوسترهای امروزی تهرانی‌ها را دقت کنید؛ بیشتر برج میلاد به چشم می‌خورد تا میدان آزادی. البته که میدان آزادی همیشه نماد سیاسی، مذهبی انقلاب ماست اما به نظر می‌رسد برج میلاد که نماد علمی، تجاری است، حرف‌ها دارد.

2
[به بهانه روز کارمند؛ 4 شهریور]
کارمند به چای زنده است و هنرمند به تنهایی / حسین پناهی.

| 4 نظر
نویز نیوزها

پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰

دقت کرده‌اید رشد قارچ‌رویه‌ای سایت‌های خبری فلان و بیسار نیوز را. اکثرشان حزبی کار می‌کنند اخبار و تحلیل‌های‌شان را. این نیوزها، نویزهای داده‌ای و روانی جامعه شده‌اند. کافی‌ست فلان آیت‌الله و یا کارشناس، انتقاد کند ازشان. چه پرونده‌ها برایش می‌سازند و چه اسراری فاش می‌کنند. یحتمل اگر بزرگانی چون طالقانی،‌ مطهری، بهشتی، رجایی، باهنر، همت، باکری و دیگران زنده بودند نیز در امان نبودند از ترکش‌های این سایت‌ها. رسانه‌ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی دارند از دست می‌دهند کارکردشان را. این روال، زوال‌شان است. شاید تقصیر خودمان است که تا به هم می‌رسیم بعد سلام می‌پرسیم ((چه خبر؟))

نظر
ما چهار نفر بودیم

چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰

چهار نفر بودیم. یک زن و سه مرد. ساعت 11 صبح یک روز مُردادی بود و آفتاب در سقف جنوب آسمان می‌تابید. زن از آقایی که صندلی جلوی پژو 405 را رزرو کرده بود خواهش کرد که جلو بنشیند تا هم ایشان جلو راحت بنشینند و هم ما سه نفر مرد در صندلی عقب. اما مرد قبول نکرد و بی‌رودروایسی گفت پول بیشتری داده تا راحت جلو بنشیند و حال بیشتری ببرد از کولر. زن، غر و لندی کرد زیر لب و سریع از سمت شاگرد نشست صندلی عقب و تکان هم نخورد. من هم سریع پریدم و از در سمت راننده کنار زن نشستم تا نیفتم سمت آفتاب. مرد سوم که به خیال خودش زبل‌تر از همه‌مان بود و منتظر بود تا زن و من بنشینیم تا او با خیالی آسوده سمت سایه لم بدهد، دید که سرش کلاه رفته و مجبور شد بنشیند سمت چپ من. تا خود مقصد خودخوری کرد توی آفتاب داغ. یک ساعتی که تو مسیر بودم هیشکی کلمه‌ای حرف نزد. حتی راننده که ناظر ماجرا بود.

پ.ن:
ما چهار نفر سر منفعتی به ارزش کولر یک ماشین این بامبول را درآوردیم سر هم. پای منافع دیگر چه می‌کنیم؟ چه دست و دل‌ها می‌شکنیم؟!

| 4 نظر
مصیر

سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۰

1
دلم گاهی می‏خواهد گم شوم. گم کنم. تا پیدا شوم. تا پیدا کنم. کشف شدن و کشف کردن لذت دارد. دنیا و خدایش یک مسیر است. مسیری که جَستن و جُستن می‏خواهد برای پیدایش پنهانی‏هایش. مسیری که مصیر است.

2
داشتن دوست روان‏پزشک، نعمت بزرگی‏ست.

| 10 نظر
فزت برب الکعبه

دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۰

1
گِلِه، گره می‌شود بر گلویت، وقتی تلنبار می‌شود ته دلت. وقتی لمیدن دیگران را بر پُشتی پلشتی‌ها ببینی، نامردی‌ست سخن نگفتن. افشاگری آن‌جا آغاز می‌شود که شفافیت این‌جا نباشد.

2
دختر داشت برای دوستش تعریف می‌کرد: ((پارسال یه هفته قبل ماه رمضون اتفاقی افتاد که کن‌فیکون شدم. حالا تو تاکسی نمی‌تونم بگم. بعداً می‌گم چی بود اون اتفاق. نمازخون شدم. چادری شدم. درس‌خون شدم. روزه گرفتم. می‌بینی چه لاغر شدم. یادته چن بار رفتیم پیش مشاور تغذیه و نتیجه نگرفتیم. حالا با دو تا ماه رمضون هیکلم شده این. بهترین رژیمه به‌خدا.)) بعد هر دو دختر ریز می‌خندیدند.

3
((قسم به خدای کعبه که رستگار شدم))؛ چه‌قدر سخت است درک این رستگاری علی(ع).

| 4 نظر
غریزه بلوغ

یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۰

1
13 سالگی برای دختر و 15 سالگی برای پسر، سن مهمی‌ست؛ تُرد و حساس. چرا که در این سنین، غریزه جنسی بالغ می‌شود و دقیقاً منطبق می‌شود با بلوغ عاطفی. برخورد این بلوغین اگر اصولی تربیت شود، نتیجه‌اش در آینده، احساسات عاطفی، جنسی سالم است برای فرد، خانواده و جامعه. در غیر این‌صورت، این برخورد،‌ تصادفی‌ می‌شود که نه جنس می‌ماندش نه عاطفه. بلوغ،‌ بلاغت می‌خواهد.

2
[و ما ادریک ما لیله‌القدر]
خدا قَدَرترین است. قدرش را بدان.

| 1 نظر
نرخ کاغذی

شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰

آمار صحیح و دقیق از ارکان نظام برنامه‌ریزی‌ست. آمار اما معمولاً در ایران شُبهه است در استنادش و این، خروجی‌ طرح‌های ملی و محلی‌مان را به مخاطره می‌اندازد. نرخ تورم از شاخص‌های شاخص اقتصادی‌ست. شاخصی که می‌تواند در ضریب ایمان مردم هم دخیل باشد. مدت‌هاست که موازی‌کاری بانک مرکزی و مرکز آمار ایران - که هر دو هم دولتی هستند - در اعلام نرخ تورم، داد ملت را درآورده است. بانک مرکزی نرخ تورم تیرماه امسال را 16٪ اعلام کرده و مرکز آمار، 19٪ [روزنامه خراسان / 27 مرداد 90]. وسط این دعوای نرخ، دشمنان هم نرخ تعیین می‌کنند و آن‌چه فراموش می‌شود این میان،‌ اصل مساله‌ست؛ متورم شدن صورت مردم با این نرخ تورم. تورمی که مردم نه روی کاغذ که با تمام وجودشان احساس می‌کنند.

| 5 نظر
شب عبودیت

جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

انتهای عبادت، عبودیت [بندگی] باید باشد. ورنه چون شیطان، رجیم می‌شویم و مطرود. عبودیت، رابطه نیکو داشتن است با خدا و خَلقش. ورنه هفتاد سال عبادت با زُلفی به باد می‌رود. شب قدر است امشب. مثل ماه بدر می‌ماند. امشب مقدور است هر ناممکنی. شب از این به بعد است. شب تقریر تقدیر است. شب گِل شدن و گشتن دنبال دستان خُداست. شب عبادت، برای عبودیت.

نظر
شهوت صادق

پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۰

[برداشتی آزاد از خوانش چندین مقاله پزشکی شهید دکتر پاک‌نژاد]
شهوت جنسی محصول فعل‌و‌انفعالات خون است. روزه، چربی‌های عبث بافت‌ها و خون را پالایش می‌کند و ماحصلش می‌شود خون خالص و پاک. این خلوص و طهارت خون، شهوت جنسی را صادق می‌کند [در مقابل شهوت کاذب که معلول خون ناخالص است] و نتیجه‌اش تولید بچه‌های سالم و مستعد است.

| 4 نظر
برق تلاش

چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰

برنامه ماه عسل چند شب پیش، ‌رتبه یک کنکور ریاضی امسال را دعوت کرده بود. دختر، به‌غایت ساده ‌پوشیده بود. مانتوی معمولی با کفش اسپورت یغوری که توی ذوق می‌زد. چهره‌اش هم کاملاً معمولی بود. با صورتی پُر از جوش‌های جوانی. پاهایش را هم مدام تکان می‌داد. انگار مثل من دچار سندروم بی‌قراری پاها بود. معمولی هم صحبت می‌کرد؛ بدون کلمات و افعال قلمبه‌سلمبه. مُرادم از این توصیفات، ‌تخطئه مُخ نامبر وان کنکور ریاضی کشور نیست. بل می‌خواهم بگویم که حظ دارد دیدن این همه سادگی در کنار اوج امتیاز و رتبه علمی، آن‌هم ریاضی‌فیزیک. دختر گفت که مادرش [که کنارش نشسته بود و شوق، موج می‌زد در مردمک‌اش] ماما است و پدرش، فوق‌لیسانس برق و خودش هم اولویت اولش را برق دانشگاه صنعتی شریف زده است. برداشت من از برآیند صحبت‌ها و ظاهر دختر این است که تلاش‌اش خیلی بیشتر بوده است از استعدادش. برق این قبیل دخترها روشن می‌کند جامعه را. برق‌اش باید بگیرد پسرها را.

| 12 نظر
تن‌پروریسم!

دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۰

چندین سال است که تبلیغات تلویزیون‌مان در انحصار و تیول بانک‌هاست. طبلیغات[!]ی که تحت لیسانس چند مشاور و روان‌شناس [شایدم روان‌پزشک!] وحی[!] می‌شود به ملت. اخیراً هم که با انواع طرح‌های آتیه و چه و چه، کودکان و نوجوانان را هدف گرفته‌اند. این ترویج و تربیت تن‌پروری‌ست. پول برای تولید کردن است؛ با انباز. نه انباشت و صدی‌چند سود خوردن. پول با تولید و اشتغال به امنیت اقتصادی،‌ روانی جامعه می‌فرجامد. تلخ‌تر از هلاهل است که شیک‌ترین ساختمان‌های شهرها و روستاها از آن بانک‌هاست. با پول ما برای‌مان قمپز در می‌کنند و خیال می‌کنیم با جایزه‌های‌شان، حق‌مان را حقنه‌مان می‌کنند.

| 6 نظر
قاعده، نه اتفاق

یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۰

خشكسالي در ايران يك قاعده است نه يك اتفاق. چرا كه روي كمربند خشكي دنيا واقع شده‌ايم و ميانگين بارش‌مان كمتر از يك سوم متوسط جهاني‌ست. خشكسالي سه مسبب دارد؛ اقليمي، انساني و هم‌كُنشي اين دو. تغييرات اقليمي منهاي تاثيرات گازهاي گل‌خانه‌اي، تقريباً خارج از اراده انسان است اما عامل انساني به‌شدت فزاينده خشكسالي است. مصرف بی‌برنامه آب توسط کشاورزان و بی‌برنامگی مدیریت تامین [نه تولید] آب، چنان‌مان کرده است که هم‌اکنون آب برخی شهرهای ساحل خزر جیره‌بندی شده است. در حالی‌که اکثر شهرهای شمالی، در کوه‌پایه واقع شده‌اند و نباید مشکل آب داشته باشند. اجرایی نشدن الگوی کشت و نبود برنامه‌های استحصال آب‌های سطحی، عمقی و مرزی باید دچار اضطراب‌مان کند. باید بترسیم از اُفت 10 میلیارد مترمکعبی بیلان آبی‌‌مان نسبت به سال 1355 [روزنامه جام‌جم / 22 مرداد 90]. باید بیدارمان کند این خشک‌کامی‌ها تا خشکسالی مثل آن‌چه در شاخ آفریقاست،‌ شاخ نشود برای‌مان. هم باید مصرف‌مان را مدیریت کنیم هم تامین آب‌ را. عجیب است که همه‌ساله هم دچار سیل‌ایم هم خشک‌سالی. باور کنیم که خشكسالي در ايران يك قاعده است نه يك اتفاق و جنگ جهانی سوم بر سر آب است و غذا.

| 2 نظر
متابولیسم گذشته

شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰

آزاد

گذشته‌ها، تاریخ است. باید عبرت گرفت ازش. اگر تلخ باشد البته. شیرین اگر باشد باز هم تاریخ است. نوستالوژی دارد اما. مثل شیر خوردن قبل از خواب، شیرین است. شیرین‌تر از فرهاد. گذشته، سرگذشت است. سرنوشت هم می‌تواند شود. اگر در چنگالش بمانیم. اگر هجرت نکنیم از جغرافیایش. گذشته را نباید چال کرد، ورنه به چالش می‌کشاندمان. چاه بایدش کرد. از آبش، آبادان ساخت. سُرخینه سیلی‌های گذشته را با رُژگونه آینده، سُرخ‌تر باید کرد. گذشته، خاطره دارد. آینده، ‌رویا. خاطره، پاگیر است. رویا،‌ چشم‌گیر. مسیر ساختن آینده، ‌سوختن گذشته نیست. بلکه سوخت‌و‌ساز [متابولیسم] گذشته است. جان کلام این‌که: عارف شو بر گذشته تا معرفت ببینی در حالِ آینده.

| 1 نظر
« 1 ... 157 158 159 (160) 161 162 163 ... 166 »

سرزمین نوستالوژی من:

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

9 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 9

بیشتر...