نظر

فرستنده: مهمان  فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۷:۱۶:۰۹

لابد حرف حساب جواب نداره . یه چیزی بگم جالبه من چادری ام و بد نیستم . همکار شدم با یه پسر دو سال کوچیکتر از خودم . اهل نماز و روزه بود اما پارتی می رفت و دست میداد با نا محرم و اهل عروسی مختلط رفتن بود . من از صبح تا عصر تو اتاق بودم و مثل برج زهر مار و سکوت اکثر مواقع. شاید فقط نماز اول وقت می خوندم تو انباری کوچیک اتاقمون اونم با چادر نماز گل گلی . یه روز عصر اس ام اس داده بهم .عاشقت شدم . چیکار کنم برای همیشه باهات باشم. چشماتو نگاه کردنتو حرف زدنتو و . تو ارامشی داری که هیچ جا ندارم . و این درخواست چندین مرتبه تکرار شد. بهش جواب رد دادم . ولی پشیمون شدم که چرا اون فرصت رو بهش ندادم که ازم خواسته بود. بعدا شنیدم رفته با یکی که نه اهل حجاب بود و نه رفتار درستی داشت و نه قیافه ای . اخه یه بار دیدمش. وقتی سر نه ماه تو عقدطلاق گرفت و برگشت دوباره میل زد بهم فرصت رو نمیدی دوباره . با خودم گفتم تصمیم درستی گرفتم که جواب رد دادم . اینا رو گفتم تا جواب این سوال رو بهم بدین. شما تا حدودی چیزایی که گفتین شبیه گفته ها اون بود ولی چرا این جوری هستین . چه دلیلی داره اسلاممون مطابق دلمون هست . واقعیتش هضم این جور چیزا برام سخته . دقیقا مثل این می مونه که یکی با کت و شلوار شیک کتونی چینی می پوشه . مثلا من از وبلاگ شما از مطالبتون کیف می کردم ولی وقتی تو عمل یه رفتار دیگه ای هست می خوره تو ذوقم . یه جورای می ریزم بهم . اخه مرد مومن وقتی اینقدر اندیشه قشنگی دار ی که اسم پسرت سلمان هست و دخترت ضحی عروسی مختلط رفتنت دیگه چه صیغه ای هست ؟ گرچه اینا رو نگفتم که برای خودم نوشابه باز کرده باشم .
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
نشانه‌ی پيام*
       
پیام*
آدرس اینترنتی پست‌الکترونیکی تصویر واردکردن تصویر لبخند‌ها فلش Youtube کد منبع نقل قول

Bold Italic Underline Linethrough  چپ وسط راست  


برای دیدن محتوای در حال کار بر روی پيش‌نمايش کلیک کنید.
گزينه‌ها*
 
 
 
کد تایید*
{۷} + {۹} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه
 

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

«بزرگ‌ترین حیله‌ای که شیطان به‌کار برد این‌ه که همهٔ دنیا رو متقاعد کرد که وجود نداره.»

[مظنونین همیشگی/برایان‌سینگر]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

محاله زمانی که آدم خودش حالش بده آدم خوبی سر راهش قرار بگیره...
[از فیس‌بوک «آبان‌دخت»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

7 کاربر آن‌لاين است (7 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...