جای رفتن‌ت درد می‌کند

جمعه ۲ دی ۱۳۹۰

1
جوانی سه نخ سیگار خرید از دکه مطبوعاتی و گفت "بقیه‌ش رو یه روزنامه بده آقا".

2
خودش را کشت تا رسید به‌ش. او اما زنده‌ش نکرد.

3
جای رفتن‌ت درد می‌کند.

پ.ن: مخاطبی گفته؛ "من وبلاگ شما رو میخونما! ولی پروسه کامنت‌گذاری‌ش یه چیزی تو مایه‌های شکار پهپاد و فلانه".

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۱۷:۰۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۱۹:۰۹
 رميده
موافقم منم اوايل نميتونستم كامنت بذارم ...: دي جاي رفتن واقعا درد ميكنه يعني هرچقدم ازش بگذره...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۱۹:۳۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۱۹:۳۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: رميده
بله؛ مسیر اظهار کامنت این‌جا سخته. گاهی هم البته درد جای‌ش به خاطر دیر رفتن‌ش است!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۲۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۲۹
 گاه جای رفتن‌ت درد می‌کند و گاه جای رفتنم.
آ"نقدر درگیر ِ من بوده ای/ که بعد از رفتنم/ باید تا آخر ِ عمر/ تظاهر کنی عاشق ِ کسانِ دیگری/ تظاهر کنی/ عاشقانه کنارشان می خوابی/ تظاهر کنی/ عاشق ِ من شدنت، اشتباه بود/ تظاهر کنی/ من، لیاقتِ عشق ِ تو را نداشتم/ و به دروغ بگویی/ من دروغ می گفتم و...../ خودت می دانی/ هیچکدام ِ اینها واقعیّت ندارد/ تو/ تا آخر ِ عمر/ درگیر ِ من خواهی بود/ و تظاهر می کنی/گ نیستی/ مقایسه، تو را از پا در خواهد آورد/ من/ می دانم/ به کجای قلبت شلیک کرده ام/ تو/ دیگر/ خوب/ نخواهی شد/" (دکتر افشین یداللهی)
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۳۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۳۱
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: گاه جای رفتن‌ت درد می‌کند و ...
رفت‌م / رفت / ماند؛ / خاطره‌ها.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۴۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۴۶
 جای رفتن‌ت درد می‌کند
"نمی توانستم دیگر نمی توانستم / صدای پایم از انکار راه بر میخاست / و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود / و آن بهار ، و آن وهم سبز رنگ/ که بر دریچه گذر داشت ، با دلم میگفت/ نگاه کن / تو هیچگاه پیش نرفتی / تو فرو رفتی/ " (فروغ فرخزاد)
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۱۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۱۷
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
می‌دانم / می‌دانم / سبز خواهد شد دستان‌م ... [فروغ فرخ‌زاد].
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۰:۵۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۰۹
 رقص شیطان
"آمدی و آمدی و آمدی/ نرم گشودی در کاشانه را/ خنده به لب؟ بوسه طلب شوخ چشم/ شیفته کردی دل دیوانه را/ سایه صفت آمدی و بیقرار / خفت سراپای تو در بسترم/ نرگس من بودی و جای تو شد/ جام بلورین دو چشم ترم/ یک شرر از مجمر لب های تو/ جست و سراپای مرا سوخت... سوخت/ بوسه ی دیگر ز لبت غنچه کرد/ غنچه ی لب های مرا دوخت... دوخت/ گرمی ی ِ آغوش ترا می چشید/ اطلس سیمابی ی ِ اندام من/ عطر نفس های ترا می مکید/ مخمل گیسوی سیه فام من/ مست ز خود رفتم و باز آمدم/ دیده ی من دید که تر دامنم/ عشق تو را یافت که چون خون شرم/ از همه سو ریخته بر دامنم/ رعد خروشید و زمین ها گداخت/ کلبه ی تاریک، دهان باز کرد/ سینه ی من ساز نواساز شد/ نغمه ی نشنیده یی آغاز کرد/ رقص کنان پیکر اهریمنی/ جست و برافشاند سر و پای و دست/ خنده ی او تندر توفنده شد/ در دل خاموشی و ظلمت شکست/ نعره برآورد که دیدی چه خوب/ خرمن پرهیز ترا سوختم؟/ شعله ی شهوت شدم و بی دریغ/ عشق دل انگیز ترا سوختم؟/ دیده ی من باز شد و بازتر/ دیدمت آنگاه که شیطان تویی!/ در پس آن چهره ی اهریمنی/ با رخ افروخته پنهان تویی/ ناله برآمد ز دلم کای دریغ/ از تو چنین تر شده دامان من؟/ وای خدایا ز پی سرزنش/ رقص کنان آمده شیطان من.../" (سیمین بهبهانی)
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۱۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۱۸
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: رقص شیطان
نبسته‌ام به کس دل / نبسته کس به من دل / چو تخته‌پاره بر موج / رها رها رها من ... [سیمین بهبهانی].
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲ ۲۱:۳۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۱۰
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
براي مورد يك......! مورد دو:خيلي وقت ها آدم ها همينطوري بي خود مي ميرند و بعد از رسيدن مي فهمند بيخود مرده اند و باز هم مي ميرند! 3.جمله ي قشنگي بود....شما اگر يك روز كتاب بنويسيد شبيه يكي ميشيد مثه امير خاني....جدا مي گم... دم او خوانندهه گرم!راس مي گه خب!
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۳۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۴:۳۳
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
اون مخاطب که واقعاً درست می‌گن. جناب رضا امیرخانی ارمیا و من او و نشت نشاء و جان‌ستان کابل‌ستان کجا، من کجا؟! قیاس مع‌الفارق است.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۴:۵۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۵:۰۱
 پاسخ به: مخاطب بنده خدا
راست گفته مخاطب. اصلاً سر همين پروسه كامنت گذاري من دارم از خوندن وبلاگتون مي افتم!!
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۵:۰۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۵:۰۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: مخاطب بنده خدا
چه عرض کنم والا.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۶:۰۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۶:۲۱
 kid
او را کشت تا زنده شود.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۶:۲۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۱۶:۲۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: kid
چه قتل خوبی!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۲۲:۰۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۲۳:۴۴
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
در مورد سومی حتما دردش هم خاکستریه دیگه! در مورد دومی هم از قدیم گفتن واسه یکی بمیر که برات دچار درد خاکستری! نه ببخشید همون تب شه! در مورد پ.ن هم ای بابا این همه میگن از مضرات نوشابه ! حالا شما دوغ وا کن !
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۲۳:۴۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۳ ۲۳:۴۷
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
ته دوغ بود ها!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۴ ۰:۱۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۴ ۰:۲۵
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
بابا یه خیر مقدمی چیزی ! قدیم گوسفند میزدند زمین ! عیبی نداره ما که دلمون دریاس ! به دل نمیگیریم!
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۴ ۰:۲۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۴ ۰:۲۷
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به: جای رفتن‌ت درد می‌کند
خیر مقدم. امیدوارم دریا به عمق یک وجب نباشه!
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۱} - {۰} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

9 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 9

بیشتر...