اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود / بیا که کار جهان بر مراد ما کردی

یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸

یک- آدم‌ها گاهی با رفتن و از دست دادن زنده می‌مونن.
دو- رفته بودم ملاقات رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان‌مون. سکتۀ مغزی کرده بود اما مشمول قانون طلایی شده و زیر چهار ساعت رسانده بودن‌ش بیمارستان و سر و مر و گنده نشسته بود پشت میزش.
سه- ننوشتن، برای من سخت‌تر از نوشتن است! عیب‌ناک‌م می‌کند. هم‌چین‌که به قولی «درد و غم مثل کوه می‌آید و مثال کاه می‌رود!»
چهار- بعد یک ماه کلنجار، لفت‌ولعاب رو کنار گذاشتم و لفت دادم از گروه‌های دوستان لیسانس و ارشدم. عروسی به کوچۀ وبلاگ و فیس‌بوک‌م هم برسد انشاءالله!
چهار- یادمه طبیب سریال «بانوی عمارت» گفت «این نوزاد اگه تا نیمۀ شب که ماه می‌رسه به فلان نقطۀ آسمون، دووم بیاره، دیگه مث مادرش زنده می‌مونه.»
پ.ن: تیتر، غزل استاد شهریار است که چاوشی خوانده.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۹ ۸:۰۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۹ ۲۳:۵۸
 ...
نه خیر که برسه!
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۹ ۲۳:۵۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۹ ۲۳:۵۹
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11472
 پاسخ به ...
:)))) هنوز کلنجار و خوددرگیری ادامه داره. شاید باید به پایان سلام کرد!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۱ ۷:۲۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۷:۱۴
 پاسخ به ...
:(( اذیتمون نکنید ... بذارین اقلاً یکی هل استقامت بمونه.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۷:۱۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۷:۱۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11472
 پاسخ به ...
:))) گاهی باید گذشته را درگذشته محسوب کرد!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۸:۰۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۸:۰۵
 پاسخ به ...
صدالبتّه این حرف درست و قابل درکه که منم وبلاگ رو برای همین بستم ولی خب اینجا نباشه گمتون می‌کنیم!
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۸:۰۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۲ ۸:۰۶
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11472
 پاسخ به ...
علی‌ایّ‌حال تا مرداد تصمیم می‌گیرم.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۹ ۱۹:۴۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۹ ۲۳:۵۹
 نظر
تو رو خدا شما وبلاگ نویسی رو ترک نکنید:((
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۰ ۰:۰۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۰ ۰:۰۱
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11472
 پاسخ به نظر
مرداد، موعد تمدید هاست و و دومین این‌جاست. نمی‌دونم!؛ شاید تموم‌ش کردم و شاید وقتی دیگر!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۱ ۱:۱۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۱ ۶:۵۶
 ترک نکن
دادا جان من ترک نکن ناموسا درسته خواننده ی خاموشم و نظر نمیدم ولی خدا شاهده حال میکنم با نوشته هات
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۱ ۶:۵۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۸/۴/۱۱ ۶:۵۷
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11472
 پاسخ به ترک نکن
محبّت دارین شما. هر چی خیره اتفاق بیفته ایشالا.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۳} - {۱} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...