زیباکلام!

شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷

هر وقت اسم دکتر صادق زیباکلام رو جایی می‌بینم یاد خاطرهٔ دوستی می‌افتم که سال هفتادوهشت با رتبهٔ ده منطقه دو، حقوق دانش‌گاه تهران قبول شده بود و شاگردش بوده؛ دکتر همون جلسهٔ اوّل اسم و فامیل بچّه‌ها رو پرسید. رسید بالاسر دختر محجّبه‌ای که ردیف اوّل نشسته بود. تا گفت «پندار» دکتر خندهٔ ریزی کرد و گفت «مردان خدا پردهٔ پندار دریدن!»

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ ۵:۳۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ ۶:۳۱
 نطر
چه آدم بی ادبی و البته منظور شما از بیان این حاطره چیه؟
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ ۶:۳۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ ۶:۳۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11310
 پاسخ به نطر
می‌شه از دریدن پردهٔ پندار، معانی مؤدبانه هم استنباط کرد؛ پندارهای باطل و ... . پنداری که بیش‌تر از جنس وهم است و پرده‌های ضخیم و ناتراوایی که دریدن‌شان گاه لازم است.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ ۱۴:۵۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ ۱۹:۵۰
 نظر
مردها فرقی نمی کنه تو چه جایگاهی باشن ولی نود درصدشون تو ذهنشون همش مسایل جنسی هست . حتی دلیل اول برای ازدواج هم ارضا شدن همین غریزه هست . تعجبی نداره که یه استاد همچین حرفی زده . دوستم هد نرس اتاق عمل هست گفت تا دکتر بیمار بیهوش روی تخت رو دید گفت لب هاش لبهای تا صبحه . غریزه آقایون هست .
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۶} - {۱} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...