مگر تو را جویم، بگو کجایی؟!

دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷

یک- قدیما که سریال‌ها هفتگی پخش می‌شدن، تعلیق خوبی هم داشتن. هم‌چین‌که بیینده یه هفته با خودش درگیر بود که مثلاً ریوزو چه خواهد کرد با اوشین؟ یا لین‌چان موفق به فرار از دام کائوچیو می‌شه یا نه؟ یا شوت سوباسو گل خواهد شد یا واکاشی مهارش می‌کنه و ... . حتی سریال‌های حالا هم با این‌که هر شبی شده‌اند اما باز در پایان هر قسمت با یه سکانس سؤال‌برانگیز، معلّق می‌گذارن مخاطب را. برای همین به فیلم‌های پرتعلیق، تریلر می‌گویند. چون مثل تریلی، بیننده را می‌کشند!
دو- در زندگی اما تعلیق کم‌تر شده؛ آیفون‌های تصویری، کالرآی‌دی، پروفایل‌ها، تماس‌های تصویری و ... .
سه- حتّی عاشق و معشوق هم کم‌تر سورپرایز و عُلقه و تعلیق دارن برای هم. کم‌تر تعلّق دارن. بس‌که تصویری شده‌ایم و جایی برای تصوّر و تصویرسازی نگذاشته‌ایم.
چهار- لیلی‌جان! نشکن ظرف مجنون را تا وهم برش ندارد که میلی داری به‌ش! معلّق‌ش بگذار تا کلّه‌معلّق‌زنان بشتابد به سوی‌ت! رؤیا باش، نه خاطره!

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۱/۲۴ ۳:۰۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۱/۲۴ ۵:۵۵
 نظر
خوب مث همیشه!
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۱/۲۴ ۵:۵۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۱/۲۴ ۵:۵۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11476
 پاسخ به نظر
لطف دارین.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۹} - {۰} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...