دشواری وظیفه

شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷

1. دوستان‌م در گروه «بادله» راجع به خیانت یا کفایت دکتر شریعتی بحث می‌کردن؛ از حُسن‌وقبح روشن‌فکری دینی‌اش تا بی‌حجابی زن‌ش پوران شریعت‌رضوی که منافات دارد با نصّ صریح قرآن، تا نقش‌ سخن‌رانی‌های انقلابی‌اش در حسینیّه ارشاد و ناکارآمدی دین و دکّانی و کلّاشی دین‌داران و زن‌ستیزی قرآن و ... .
2. بجنورد کار می‌کردم. کلاس قرآن داشتیم؛ تجوید. بعضی هم‌کاران سر کلاس قرآن نمی‌خواندند. بیش‌تر از ترس غلط‌خواندن بود به‌نظرم. من خودم دو آیه خواندم و دو غلط داشتم. دقّت که می‌کردم، آن‌هایی که روان و از ته حلق و ... می‌خوندن، توی کارشون، تنبلی، حق‌خوری و پای‌مالی بیش‌تری دیده بودم ازشون.
3. سال دوّم ارشد بودم. یک ورودی جدید ازم دربارهٔ فلان استاد پرسید. گفتم «اخلاق‌ش که خوبه. نمره هم خوب می‌ده.» خیلی جدّی گفت «منظورم علم‌ش بود. اگه دنبال اخلاق بودم که می‌رفتم اخلاق و الهیّات می‌خوندم که!»
4. توو «بیو»ی اکانت تلگرام و فیس‌بوک‌م نوشته‌ام «مفید باشیم! همین!» هوده و فایده اگر نداشته باشیم، زندگی‌مان هم بی‌هوده می‌شود. می‌گن «یه روز نمی‌دونم حضرت عیسی بوده یا موسی که از کوچه‌ای رد می‌شده و می‌بینه سگی زیر سایهٔ دیوار خوابیده. به خدا می‌گه «این سگ رو واسه چی آفریدی خدا؟ فایده‌ش چی‌ه؟» جواب می‌شنوه که «اتفاقاً سگ‌ه همین سؤال رو الآن ازم پرسید؛ خداجون این عیسی یا موسی رو برا چی خلق کردی؟!» دینی مفید است که دنیا را دنی نکند برای‌مان. آخرت، پیش‌کش!
5. نگاه «صفر و یکی» و «قانون همه یا هیچ» خیلی بدطور، خفت‌مان کرده. خاکستری را فراموش کرده‌ایم میان ترام سفید تا سیاه دنیای کلیک و کلک و شلّیک! کاش زندگی علاوه بر آیکن Undo و Redo یک دکمه Average هم می‌داشت.
6. دین، اوّل‌ش «دال» دارد و آخرش «نون». خدا – یا فرگشت یا بینگ‌بنگ یا هر خالقی – قبل از نزول یا کشف یا اختراع دین، توی دل همه آدم‌ها یک شعبه از خودش زده؛ فطرت. دین را با نزول‌خوران دین نسنجیم. با میوه‌ و فؤآد و فوایدشان، باسکول کنیم. ماحصل ماه‌عسل‌های علی شریعتی و پوران، کتاب‌هایش است و سه دختر و پسر. یکی از یکی نیکو و نیک‌تر و پراگماتیست‌تر؛ سوسن، سارا، مونا و احسان.
7. بعد از کلّی فکر کردن ای‌کیوسان‌ی به این نتیجه رسیدم که اوّل‌ترین مشکل مملکت این است که کارهای مهم به آدم‌های مهم واگذار نمی‌شود. این‌که شخصیّت حقیقی خیلی از مدیران پایین‌تر از جای‌گاه حقوقی‌شان است و مدیران زیادی هم داریم که شخصیّت حقیقی‌شان خیلی بالاتر از پست حقوقی‌شان است. دستهٔ اول، ظلم به مردم است و دستهٔ دوّم، جور و جفا به مردم. جفا به‌تر است از ظلم. شهید چمران می‌گفت «تقوا از تخصّص لازم‌تر است. این را می‌پذیرم. اما می‌گویم آن کسی که تخصّص ندارد و کاری را می‌پذیرد، بی‌تقواست.»
8. هر چند آقای «مؤیّد» سریال «کلاه‌پهلوی» به کریم می‌گفت «زن، زن است. چه مادام باشه چه ضعیفه.» اما خانم‌ها از «ضعیفه» خطاب کردن آقایان دل‌خور نشوند. تُف سربالاست؛ این اقرار به «ضعیف» بودن خود مردان است!
9. این‌که با علم بر «انّ کید کنّ عظیماً» سورهٔ یوسف، اغلب شیاطین قصّه‌ها و فیلم و سریال‌ها زن هستند و «آیا سیب بهشتی را حوا گاز زد یا آدم؟» هیچ مهم نیست. اهمّ، طعم دوسیب است در کنار زن که نیکوتین‌ش، نیکو می‌کند زندگی را!؛ «لتسکنوا الیها»
10. مابین حق، تکلیف و وظیفه‌هایی که دین، قوانین، عرف، مدیر ساختمان و ... وضع کرده‌اند، حق را به وظیفه می‌دهم. به شاملو که گفته «انسان، دشواری وظیفه‌ست.» بزرگ‌ترین دشواری، مانع‌گی ساختن دام از دین است. انسانیّت ارجح است بر شریعت.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۷} - {۰} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...