به سر سودای آغوش تو دارم

سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷

ختم چهل‌م مامان جلو در وایساده بودم برا خوش‌آمد گویی. آخرای مراسم بود که مرد تقریباً چهل‌وپنج ساله‌ای نفس‌زنان اومد و تا منو دید بغل‌م کرد و بوسه‌باران. ملتفت شد که نشناختم‌ش. گفت «یادته پارسال توو مسیر گنبد-گرگان تصادفی آشنا شدیم با هم و حین درد دل گفتم واسه خرید خونه لنگ ضامن‌م برا بیست میلیون و تو همون‌جا کپی مدارک‌ت که همرات بود رو دادی و چن روز بعد هم رفتی بانک امضاء کردی؟ پارسال خونه رو خریدم صد تومن. درست چن روز قبل گرونیا. حالا مشتری اومده دویست‌وپنجاه تومن. از همون راننده مجید کلاغ شنیدم مامان‌ت مرحوم شده. پرسون‌پرسون خودمو رسوندم این‌جا. خدا بیامرزدش. شیرش حلال‌ت»


تصویر کوچک شده

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
Omid_71
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۷:۵۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۸:۰۱
آشنا به اندازه کافی
عضویت از: ۱۳۹۱/۵/۳
از: گرگان
پیام: 60
 ---
دل بزرگی دارین واقعا...اعتماد به کسی که نمی شناختین اون هم در این وضعیت نابسمان...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۸:۰۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۸:۰۱
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به ---
که ایزد در بیابان‌ت دهد باز.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۱۶:۴۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۲۱:۱۲
 نظر
واقعا موندم چرا هنوز اعتماد نکردین در عشق یعنی مهر کسی نیفتاده تو قلک دلتون لابد دنبال نگارین منم مثل شما دنبال نگارم همکارام تعجبن میگن باید مادر دو تا بچه بشی چون حیفه ازتو بچه ای نمونه . نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۲۱:۱۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ ۲۱:۱۳
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به نظر
واسه من که دیر شده اما امیدوارم دور نباشه.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ ۱۵:۲۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ ۲۰:۳۳
 پاسخ به به سر سودای آغوش تو دارم
کیفیت مهمه نه کمیت .عشق با کیفیت براتون آرزومندم .صد و یک روز روزی یک بار سوره نوح رو تلاوت کردن میگن تاثیر خوبی داره برای ازدواج نیکو .
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ ۲۰:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ ۲۰:۳۳
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به به سر سودای آغوش تو دارم
الخیر فی ما وقع.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ ۱:۴۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ ۵:۵۹
 م.ش
انشالله دور نباشه دیر هم نشده به قول خودتون الخیر فی ما وقع.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ ۵:۵۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ ۵:۵۹
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به م.ش
ایشالا.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۹} - {۲} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

8 کاربر آن‌لاين است (7 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 8

بیشتر...