چراغ شب

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷

1. بهار و تابستون، هوا دل‌پذیر بود برای پیاده‌روی‌های عصرانه مامان توی پارک محل. قدم‌زدن‌های هروله‌ای که مفیدتر از متفورمین و گلی‌بنگلامید بودن برای دیابت مامان.
2. حین مرمّت خونهٔ پایین، دکور حائل هال و اتاق سابق من که شیشه‌های رنگی‌رنگی‌ش، عکس‌های کارت‌پستالی بافت قدیم شیراز و اصفهان و ... رو متبادر می‌کرد رو هم برداشتیم تا پیاده‌روی مامان توی پاییز و زمستون ابتر نمونه. الآن دیگه کار به دم‌ش رسیده و نقّاش که چند روز دیگه کارش رو تحویل بده، می‌مونه نونوار کردن کلید و پریز و لامپ و بعد آب‌وجارو.
3. بعدازظهر است. آسمون خاکستری‌ه. ابرها مثل چشم‌های ما خشک شدن و دریغ از یک قطره. صدای محو و فلوی روضهٔ ملّازبیده از خونه داداش غلام‌رضا می‌آد.
4. شهریار کوچولو در جواب «مهدیار کوش؟ بابا کوش؟» سرش رو می‌ده بالا که یعنی «نیست!»
5. علی حاتمی یه جای فیلم‌نامهٔ «مادر» نوشته بود «دنیا کثیف‌ه. با اشکای توام تمیز نمی‌شه.» اما یه جای دیگه‌ش نوشته «شب را باید بی‌چراغ روشن کرد.» منظورش مادر بوده.
پ.ن: روی سنگ مزار علی حاتمی مونولوگی از فیلم «دل‌شدگان»ش حک شده؛ «آئین چراغ، خاموشی نیست.»



تصویر کوچک شده

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۸} - {۷} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

2 کاربر آن‌لاين است (2 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 2

بیشتر...