به منزل نمی‌رسد؛ بار کج و یار کوله!

پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷

1. شهریور نودوچهار بود. داشتم کشتی «پرویز هادی» با حریف اسلواک‌تبارش را می‌دیدم. اواسط بازی «گوگلایف» از ناحیه زانوی پای راست مصدوم شد. یک‌هو یاد جهان‌پهلوان تختی افتادم و آن کشتی معروف‌ش با الکساندر مدود در فینال جهانی تولیدو. تختی در آن مسابقه هرگز از پای آسیب‌دیده مدود زیر نگرفت. پرویز هادی امّا دو بار به سمت پای مصدوم «گوگلایف» هجوم برد و زیر گرفت و فن زد و در نهایت ده بر صفر(ضربه فنّی) پیروز شد. تعجّب کردم. پرویز هادی سال قبل‌ش به‌عنوان پهلوان‌اوّل کشور انتخاب شده. هادی در دور بعدی به «بلال ماخوف» روس باخت و حذف شد.
2. سال نودوسه بود. مسؤول یه دورهٔ آموزشی بودم ویژهٔ بازرسین تشکل‌های عشایری. از استان‌های همسایه. روز آخر برای‌شان به رسم یادبود هدیه خریدیم؛ ظروف کریستال. چند تایی هم برای خودم و هم‌کاران دست‌اندرکار دوره. پیش خودمون زرنگی کردیم و خوبِ ظرف‌ها رو واسه خودمان برداشتیم. همین‌که بردم خانه و آبجی‌زهرا دید گفت «عه! اینا سال‌هاس دمده شده!»
3. سال اول ارشد بودم. «مهدیه و افشین» سال دوم بودند. مهدیه یزدی بود و افشین، بچه «آستارا»ی استان گیلان. مهدیه مثل اکثر یزدی‌ها از آن دختر چادری‌های موقّر و مهربان بود. افشین هم خیلی آرام و ماخوذبه‌حیاء. خیلی هم‌دیگر را می‌خواستند. اتاق هرباریوم دپارتمان پاتوق‌شان بود. می‌نشستند دور میز وسط اتاق و همیشه هم چای و بیسکوئیت ساقه‌طلایی‌شان به‌راه بود. دو نفر اما بودند که حسابی حسودی می‌کردند به رنگ و طعم رابطه‌شان. خانم «خ» و «میم». یکی‌شان هم‌کلاسی مهدیه بود و دیگری، هم‌دوره‌ای افشین. همین‌که این بنده‌خداها به هم می‌رسیدند سر و کله «خ و میم» مثل سوراخ‌فوری کارتون مورچه‌خوار پیدا می‌شد و به بهانه‌های بنی‌اسرائیلی نمی‌گذاشتند توی خلوت صحبت کنند. افشین و مهدیه علی‌رغم این‌که سر مشکل فاصله مکانی محل سکونت‌شان و اختلاف فرهنگی‌شان به تفاهم رسیده بودند اما عاقبت به هم نرسیدند. بس‌که «میم و خ» دوبه‌هم‌زنی کردند و چکولاندند مهدیه و افشین را. پنج‌شش سال پیش بود که خبردار شدم «میم و خ» جفت‌شان طلاق گرفته‌اند. هر دو با یک بچه.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۵} + {۷} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...