من از حسرت غیر تو خالی‌ام

شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷

1. از نظر بابای من زندگی مامان را سکته مغزی سال هشتادوهفت‌ش دو نیم کرده. هر وقت که نرسیده به دست‌شویی خیس می‌کند خودش را، اشک توی حدقه‌ش حلقه می‌زند و می‌گوید «مادر شما وقتی سه‌راه میرعبداللهی می‌شستیم، سه کیلومتر می‌رفت تا یه سطل آب بیاره. روزی چن بار و حالا ... .»
2. بنچ‌مارک زندگی من از نظر خیلی از دوست‌هام، استخدام‌م در اداره کل امور عشایر است. «کارمندی دولت» که توی مصاحبه سال هشتادوسه شیدا با من در «سحر» گفته بودم که «آرزو»یم است. منِ «محافظه‌کار» هیچ اهل ریسک نیستم و چون شنا هم بلد نیستم، ترجیح می‌دم توی آب‌باریکه آب‌تنی کنم نه دریا! هر چند حقوق‌مزایای حدود چهار میلیون‌تومان متضمّن به قول برانکو ایوانکویچ «بازی با قلب داغ و مغز سرد» نیست و طرحی نو باید در اندازم که آن‌هم با قیمت دلار «الآن یا الآن؟!» حالا در حد سقفِ فلک را شکافتن است!
3. «اسیری محبّت» یک زن روسپی، «نقطه عطف» زندگی دوست‌م شد. پنج سالی می‌شود که زندگی عالی و متعالی دارند و دوست‌داشتن‌شان درست است، نه درشت.
4. اگر عشقِ یک نفر بتواند از حسرت غیر او خالی‌ات کند و ایضاً پشتوانهٔ عشق به اغیار شود، بوسیدن روی ماه‌ش زندگی را شقّ‌القمر می‌شود؛ قبل از او، بعد از او.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۶/۱۷ ۱۰:۳۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۶/۱۷ ۱۶:۵۱
 ن
در مورد سه یعنی از این مدل دوستا هم دارین وای وای وای
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۳} + {۵} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

7 کاربر آن‌لاين است (7 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...