دکترین پزشکی!

سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷

پیر و پاتال‌های گرگانی خوب دکتر «مِسکو» را خاطرشون هست. مطب‌ش توو کوچهٔ شیرکش دوّم بود که حالا دیگه می‌شه کوچه آفتاب هجده خیابون امام‌خمینی. دکتر مسکو، گوشت‌تلخ و تفلون هم بوده اخلاق‌ش امّا حسابی‌مردم‌دار و شریف. عینهو خدابیامرز دکتر «هادی شریف» که منو و همه وچّه‌ویل‌های هم‌سال منو توو فامیل ختنه کرده و مطب‌ش اوّل خیابون شالی‌کوبی بود. طفلی دکتر شریف که اصول‌گرا و معتمد شورای نگهبان هم بود، زن‌ش با وجود داشتن پسر سرباز، عاشق یه دکتر دیگه شد و رفت که رفت! از مسکو دور نشم!؛ ماناترین خاطره از دکتر مسکو این است؛ «دختر جوونی که به دلیل مشکلات خانوادگی و هنگام داد و فریاد، جفت دستاش کنار سرش مث چوب خشک شده بوده رو این‌طور علاج کرده؛ بعد بیرون کردن همراهاش یهو قصد پایین کشیدن شلوار دختر رو می‌کنه و دختر هم ناخودآگاه دستاش رو سریع می‌آره پایین.» دكتر محمّدرضا مسكوب، نوزده اسفند شصت‌ودو فوت كرد و در امام‌زاده‌عبدالله گرگان نزديك ورودي به صحن ضريح، آروم خوابیده و هنوز گاهی راننده‌تاکسیا مسافراشون رو دم کوچه دکتر مِسکو پیاده می‌کنن.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۷} - {۴} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...