قلب‌م را بشکن!

یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷

هم‌کارم می‌گفت «قولنج یعنی زور حبس‌شده. واسه همین قولنج رو می‌شکونن. یا دست و پایی که بد جوش می‌خوره رو دوباره می‌شکونن تا انرژی‌ش آزاد شه و توو مسیرش قرار بگیره. لات‌های قدیم گاهی که فاصله می‌افتاد بین کتک‌کاری‌هاشون، واسه این‌که زور توو بازوهاشون نگنده، گاهی بی‌دلیل قشرق به پا می‌کردن». با خودم گفتم «باید یکی رو پیدا کنم قلب منو بشکونه؛ قولنج‌ش رو!»

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲۹ ۱۹:۵۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲۹ ۲۱:۲۳
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 30
 گردوووو شکستم
چند روز پیش ناهار اب دوغ خوردم.از اون اب دوغ های سردی که با طبع سرد ماست اش و خنکای یخ اش گرمای افتاب تابستون رو کلا فراموش می کنی.کل بدنم سرد شده بود تا اینکه یه تیکه گردو کاملا نامحسوس و غافلگیرانه لطف کرد وارد بدنم شد!!!هنوز دارم با اون گرمایِ کوچکِ لذت بخشِ وسطِ اب دوغِ خنکِ وسط تابستونِ گرم فکر می کنم...به قول جناب منزوی:"زمهریری است دنیا که در آن /عشق یک فرصت افتابی است" شاید داستان قولنج هم بی ربط به این سرما و گرما نباشه...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲۹ ۲۱:۲۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲۹ ۲۱:۲۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به گردوووو شکستم
چه خوب گفتی! یا مثل واحه‌ای توو بیابون.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۸} - {۴} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...