خدا فقط نگاه تو کِرده

دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

چند متری حافظیّه که رسیدیم به‌ش گفتم «مدیران کاروان به حج‌اولی‌ها می‌گن موقع نزدیک شدن به کعبه سرتون پایین باشه، مثل آرپی‌جی‌زن‌ها که می‌ذارن تانک به بهینه‌ترین نقطه انهدام نزدیک شه تا شلّیک کنن، بعد یهو سر بلند کنین و مطمئن باشین هر پیش‌نهادی که به خدا بدین، جرات نه گفتن نداره.» همین چند ساعت پیش دوست‌م محمّد می‌گفت «من باید توو گروه بفهم‌م که تو شیراز بودی! شیرازاوّلی!؛ می‌دونستی حکم همون حج‌اولی‌ها رو داری ... »
پ.ن: آن سکانس سریال مدار صفر درجه در حافظیّه بارونی که حبیب به سارا می‌گه «بالاخره منو به اسم کوچیک‌م صدا کردی!»


تصویر کوچک شده

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲ ۱:۰۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲ ۴:۱۴
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 30
 . . .
بی نهایت شگفت انگیز و عجیب هست حافظیه... یکی از بهترین خاطرات دوران دانشجویی ما اونجا رقم خورد.یادش بخیر!ما که حاجت روا شدیم،امیدوارم شما هم به خواستِ دلتون برسین...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲ ۴:۱۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲ ۴:۱۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به . . .
محشر بود. حیرانی!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۲ ۲۳:۴۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۳ ۱:۳۹
 محبی وار
زیارت قبول.;-)
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۳ ۱:۳۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۵/۳ ۱:۳۹
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به محبی وار
ممنون. :)
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۹} - {۱} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...