آیا هنوز آمدن‌ت را بهاء کم است؟!

دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷

1. ایمان و سمیّه تازه عقد کرده بودند. ایمان بچه آبادان بود با اصالت لر و سمیّه، قزوین با اصل گیلانی. دم‌پر یک غروب سرد زمستانی نشسته بودم ور دل ایمان توی اتاق «نیویورک» خواب‌گاه. برف آمده بود و ایمان اوّل‌بار بود‌ که برف می‌دید توی زندگی‌اش و دپرس شده بود حسابی. ولی در کیلومتر شش ماتحت‌ش عروسی بود؛ به خاطر به‌چنگ‌‌آوردن سمیّه. به‌ش گفتم «ایمان! فکر کن!؛ موقع کنکور ارشد، تو و سمیّه با هر تست صحیح و غلطی که می‌زدین، هی به هم نزدیک و از هم دور می‌شدین.»
2. این می‌شه شانس و تصادف. و تلاش ایمان برای داشتن سمیّه، حقّ. به این روش خدا می‌گویند تصادفی-سیستماتیک. مثل یکی از متدهای اندازه‌گیری پوشش گیاهان مرتعی که اول چند ترانسکت (نوار خطی) می‌گذارند و بعد، پلات‌های تصادفی.
3. عجله فرق می‌کند با سرعت. دل همیشه عجول‌تر است از عقل. گاهی باید دل را منتظر گذاشت تا شانس و قسمت، سیستماتیک خودش را آفتابی کند. فقط این انتظار، بهاء دارد.
4. خدا همه چیز را زوج و جفت آفریده، حتی نر و مادگی فیش تلویزیون را. پس برای جفت، جفتک نیندازیم!
پ.ن: تیتر، از غزل محمدعلی بهمنی است که علی‌رضا قربانی برای تیتراژ سریال پرده‌نشین خوانده.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۰} + {۵} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...