چشم‌‌ها را باید بست!

چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۷

1. فوتبالیست‌ها موقع پنالتی‌زدن سعی می‌کنند به دروازه‌بان نگاه نکنند. چون چشم‌ها دروغ نمی‌گویند. نگاه‌شان را یا به چمن می‌دوزند یا چپ و راست.
2. بسکتبالیست‌ها فرق دارند با فوتبالیست‌ها؛ چشم‌های‌شان باید باز باز باشد. آن‌ها به یار سمت راست‌شان نگاه می‌کنند امّا به هم‌تیمی دست چپ‌شان پاس می‌دهند. این‌جا «چشم‌ها باید دروغ بگویند!» شاعر برزیلی فوتبال (رونالدینهو) و «مسی» هم پاس‌های‌شان به همین سبک بسکتبالیست‌هایی چون «لبرون جمز» است.
3. آن سکانس «مهاجر» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا را ری‌کاوری کنید؛ «رزمنده چشم‌هایش را می‌بندد. زانو می‌زند و هواپیمای بی‌سرنشین‌‌ش را هدایت می‌کند.»
4. چشم‌ها زیرنویس فارسی دارند! امّا لذّت وقتی به ارگاسم می‌رسد، چشم‌ها بسته می‌شود ناخودآگاه.
5. چشم‌ها را باید بست؛ برای دیدن رؤیاها!

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۳ ۱۴:۱۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۳ ۱۵:۰۴
 نظر
یاد اون سکانس یک تکه نان افتادم پیرمرد نا بینا به سرباز میگه چشماتو ببند چی می بینی میگه هیچکس میگه همینه دیگه هیچ کس همه کسه همه کس هیچ کسه یا رفیق من لا رفیق له
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۳ ۱۵:۰۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۳ ۱۵:۰۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به نظر
چه سکانس خوبی! ندیدم یه تکّه نان رو.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۰} + {۷} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...