قهرمان من

سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷

از شب اوّلی که احسان علی‌خانی توو پلاتوی ابتدای ماه عسل‌ش درباره ساختن «قهرمان من» توضیح می‌داد، دارم توو ذهن‌ و جان‌م قهرمان این چهل‌ودو سال عمرم را می‌کاوم و هر بار فقط می‌رسم به «گالونی»! همان پسرک چنبه و مثل گالن کارتون «بچّه‌های مدرسهٔ والت» که شیرجه زد و جان پسرکی را از مردن زیر اسب شتابان و گاری متصل‌ش نجات داد.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۲:۲۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۳:۳۹
 محبی وار
منم همینطور، کلی اطرافم رو دنبال یه قهرمان گشتم ، با این تفاوت که کسیو پیدا نکردم...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۳:۳۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۳:۳۹
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به محبی وار
به قول ابی و شادمهر «یه دختر توو تراس روبه‌رویی ... »
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۸:۳۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۱۹:۰۲
 چنگ حزین
به نظرم اینکه ما در و برامون کسیو به عنوان قهرمان پیاده نمی کنیم تعریف خیلی آرمانی از مفهوم قهرمان‌های وگرنه اگر واقع بینانه نگاه کنیم درو برامون پر از قهرمانه و جالب اینه که از نگاه من تمام این قهرمان ها زن هستند
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۱۹:۰۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۵ ۱۹:۰۳
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به چنگ حزین
بله موافق‌م. نباید با نگاه مطلق دنبال قهرمان گشت. اون‌ها هم خاکستری‌اند. زن و مرد هم نداره.
پاسخ

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۶ ۲۰:۲۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۶ ۲۱:۱۸
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 26
 ضدِّ قهریم آن
-مداح بود،ریش می گذاشت،بچه مثبت بود،باباش سینما دار شهرمان بود و بلیط رایگان می اورد،خوش خنده بود و ایضا خوش چهره،با خنده می گفت بچه های فامیل هرجا می خوان برن بهشون اجازه نمیدن مگه اینکه بگن با من(کاظم)هستیم.خلاصه قبله ی آمال خیلی ها بود در آن سال ها ... -با یک "اِن اِی"ی صحبت می کردم حدود 60 ساله که 25سال و چند ماه اش شده بود.از بین اون همه صحبت، پر رنگ ترین جمله که حکاکی اش کردم بر مغز این بود:"برای ما بچه های اِن اِی بزرگترین افت تعریف و تمجید کردن هست و قهرمان ساختن.اگر از من قهرمان بسازن ،من خیال می کنم که دیگه خطا نمی کنم و کنترلم رو روی خودم کم می کنم،و امکان خطای من بیشتر میشه.بقیه هم چون از من بت و قهرمان ساختن با کوچک ترین لغزش من میشکنن چون من الگوی ذهنی و قهرمان شان بودم." -توی این 10،12سال دورا دور با خبر بودم ازش و گهگاهی می دیدم هم رو.هفته ی پیش شنیدم معتاد شده.حاج"کاظم"هئیت مان لغزیده بود. -سالم رد کردن پیچ های تند جوانی و چپ کردن در دوران زن و بچه داری شاید طبیعی است. - درصد زیادی از تصادف های جاده ای نزدیک مقصد رخ میده.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۶ ۲۱:۱۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۶ ۲۱:۱۹
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به ضدِّ قهریم آن
چه تلخ! امّا چه روایت قشنگی! دست‌ مریزاد. شما از مخاطبان خیلی قدیمی دردهای خاکستری هستید. معرّفی کنید خودتون رو لطفاً.
پاسخ

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۷ ۲۱:۲۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۸ ۱۷:۱۰
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 26
 بیوگرافی
قدیمی قدیمی که نیستم،چند صباحی هست که دنبال می کنم. دانشجوی فارق از تاریخی پر درد،کارمندِ بیمه ای ورشکسته،طلاسازِ کارگاهی بی طلا،درویشی بی ریش،مریدی بی مراد،عاشقی بی معشوق،خطاطی بد خط،شاعری بی شعر،خطیبی بی مخاطب،عکاسی بد بین،نویسنده ی کتابی نانوشته...خیلِ عظیمی از هیچ!یک متوسط بیچاره!معلق مانده ای در میان اسمان و زمین! از ساکن طبقه ی وسط...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۸ ۱۷:۱۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۱۸ ۱۷:۱۲
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به بیوگرافی
و اهل قم! همه‌فن‌حریف هستید ها!؛ ابوالمشاغل! ذوق و قریحهٔ نوشتن، سیلان داره در شما. وبلاگی؟ کانالی؟ فیس‌بوکی؟ اینستایی؟
پاسخ

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۰ ۱:۳۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۰ ۳:۵۹
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 26
 پاسخ به بیوگرافی
دیگه رسما شدیم واتیکان!!!!همه فن حریف که نه.از همه چیز یه کم.این روزا کم نیستن ادم های عاصی که ابوالمشاغل بودن رو اتخاب کردن(هرکس بنا به هر دلیل...).اولی رو داشتم خیلی وقت قبل تر ها پاک کردم.دومی رو کلا ندارم.سومی خیلی ساله به روز نشده.چهارمی هم به سرنوشت اولی دچار شد.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۰ ۴:۰۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۰ ۴:۰۱
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به بیوگرافی
:). ای بابا! یکی رو حفظ می‌کردی اقلّ‌کم! درس چی خوندی؟ رشته؟
پاسخ

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۱ ۳:۲۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۱ ۳:۴۹
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 26
 پاسخ به بیوگرافی
غیبت اهل قبور،
تاریخ...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۱ ۳:۵۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۳/۲۱ ۳:۵۰
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به بیوگرافی
چه کنایهٔ جالبی! تاریخ رو همیشه نمرهٔ خوب می‌گرفتم توو دبیرستان. چون قصّه‌گو بود برام.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۱} + {۹} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

«بزرگ‌ترین حیله‌ای که شیطان به‌کار برد این‌ه که همهٔ دنیا رو متقاعد کرد که وجود نداره.»

[مظنونین همیشگی/برایان‌سینگر]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

محاله زمانی که آدم خودش حالش بده آدم خوبی سر راهش قرار بگیره...
[از فیس‌بوک «آبان‌دخت»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...