حرفه‌ای

جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

1. دقیقه هفتاد است. بازی رئال و بایرن در نیمه‌نهایی چمپیونزلیگ. «کریس» با عبور از کمند آفساید، سانتر بلند را استپ می‌کند و بعد شوت و به قول سرهنگ علی‌فر «تووی دروازه! توووووووی دروازه!» داور امّا «هند» می‌گیرد. رونالدو شاکی می‌شود و با ضربه زدن به شانه‌اش جای اصابت توپ را نشان‌ش می‌دهد و با دست دیگر «توو روح‌ت»ی نثارش می‌کند. تصاویر آهسته امّا به خوبی نشان می‌دهد که رونالدو با بازو توپ را هندل کرده روی پای چپ‌ش و خطای هند اظهرمن‌الشّمس است. کارگردان رها نمی‌کند بهترین بازیکن دنیا را. تکانه‌های سرش و لب‌خندهای ملیح‌ و جدّی‌اش یعنی خودش هنوز ایمان دارد که هند نشده و دوربین‌ها «شعر» می‌گویند و میلیاردها بیننده تلویزیونی هم «جیگر» هستند.
2. رونالدو در شغل‌ش یک «حرفه‌ای» تمام‌عیار است و ویدچک‌ها هم باعث نمی‌شود که بعد از بازی اعتراف کند. دروغ و دایو و شبیه‌سازی در بازی، نهادینه شده درش. درونی شده در سلّول به سلّول تن‌ش.
3. برخی از نمایندگان مجلس، پرچم آمریکا و برگه نماد برجام را آتش می‌زنند در صحن مجلس. همان پرچمی که مثل پرچم ما مقدس است برای آمریکایی‌ها. نماینده‌ها حرفه‌ای هستند و بازخوردهای اعتراضی را مثل رونالدو دایورت می‌کنند به دهلیز چپ‌شان.
4. سیاسیّون آمریکا، سیّاس‌ند. حرفه‌ای‌اند. تحریم می‌کنند ایران را و بعد «زرّ مفت» می‌زنند که ما حکومت ایران را محروم کرده‌ایم اما کنار ملّت ایران هستیم!
5. کریس رونالدو هیچ «تتو»یی ندارد روی بدن‌ش. چون مرتّب خون هدیه می‌کند. میلیون‌ها دلار هم فعالیّت‌های خیرخواهانه دارد. برخی از نمایندگان مجلس هم در زندگی معمول‌شان آدم‌حسابی هستند. سیاست‌مداران هم معمولاً معمولی هستند در خانواده و بطن جامعه. حرفه‌ای نیستند! به وجدان‌شان رجوع می‌کنند. به اخلاق. به بطن. به دهلیز.
6. «ژان‌رنو» در فیلم حرفه‌ای (لئون) به «ماتیلدا» (ناتالی پورتمن) می‌گوید «این گل‌دون تنها دوستم‌ه. همیشه سبزه. ساکت‌ه. مث خودم‌ه. ریشه نداره.» جواب می‌شنود که «اگه واقعاً دوس‌ش داری توو زمین بکارش تا ریشه داشته باشه.»
7. حرفه‌ای دوست نداشته باشیم!

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
351
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۲/۲۴ ۲:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۲/۲۴ ۲:۴۲
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۵/۳/۲
از: قم
پیام: 28
 لئون
در جنگلی می رفتم/سَرِ خود گرفته بودم/نبودم پی چیزی دیگر/حالی بود مرا. در سایه /ناگاه گلکی دیدم/چون ستاره ای درخشان/چون چشم خُرِدی زیبا. بر آن شدم بچینمش/که با مهربانی گفت:«می چینی ام تا بپژمرم؟» کندمش با ریشه و پیوند/آوردمش به بوستانم/به خانه ی زیبایم. و دگر بار می بالد.در آن آرام جای.اینک شاخه بر می آورد مدام/ و می شکوفد آرام. این شعر رو "گوته" برای همسرش سروده بود.... "لئون"عالی بود...بنده خدا یه بار عاشق شد قاتل شد،یه بار دیگه عاشق شد کشته شد،با همون گل و گلدون سر می کرد تا الان زنده بود...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۲/۲۴ ۲:۴۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۲/۲۴ ۲:۴۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11054
 پاسخ به لئون
گاهی دنیا به قاتل‌ها بیش‌تر نیاز داره واسه جای بهتری شدن، تا مقتول‌ها!
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۱} + {۷} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...