اَی خِدااا

دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷

1. «نقی» قفل کرده بود. یحتمل شلوارش هم سنگین شده بود که سانسور کردند! من هم کپ کرده بودم و هر چی یک ساعت پیش‌ش قلیان زده بودم، پریده بود. یاد شاشیدن‌های ده سالگی‌ام افتادم که تا سه شلوار در شب رکورد داشتم! خاطرم هست خدابیامرز دکتر شریف که ختنه‌ام هم کرده بود به مادرم می‌گفت «نذار شبا اخبار جنگ رو ببین‌ه.»
2. استیصال نقی‌معمولی مرا یاد سریال «خاک سرخ» حاتمی‌کیا انداخت؛ سکانسی بود که لیلای نوعروس و شوهرش خورده بودند به پست سرباز و درجه‌دار جوان ارتشی که راه را بسته بودند به سمت خرّم‌شهر. راننده کامیونی که بارش بستنی بود به خیال خودش خواست با پولیتیک بستنی گول بمالد سر ارتشی‌ها را. درجه‌دار جوان در جواب‌ تعارف‌ش گفت «خرّم‌شهر دیگه بستنی نمی‌خواد، تفنگ می‌خواد.»
3. داعش که عید کرد، استرس‌ و ترس‌های بچّگی‌ من هم عود کرد؛ یه مدّت مدیدی هر شب خواب می‌دیدم بعثی‌ها ریخته‌اند توی شهر و جنگ، پارتیزانی شده؛ کوچه‌به‌کوچه. عین‌هو «بلمی به سوی ساحل» خدابیامرز رسول ملّاقلی‌پور و «روز سوّم» محمّدحسین لطیفی.
4. طنز، تعهّد دارد طنزیم(!) کند مخاطب‌ش را. ماموریّت‌ش این‌است که هیپوتالاموس را قانع کند که «سروتونین» بیش‌تری ترشّح کند. امّا همین طنز گاهی لازم است داعش درون و برون را مستولی کند بر جان و مال و ناموس و باعث ترشّح آدرنالین و کورتیزول شود! تا ناخودآگاه دست بگذاریم روی رگ گردنی که «دورتر» است از خدا و مرگ و وجدان به ما و کلفت‌ش کنیم!
5. بله!؛ برای بچّه‌ها خیلی بد بود این تغییر ژانر یک‌هویی «پایتخت». باید یک «اکوتون»ی می‌بود این وسط؛ با شیب تدریجی. امّا معتقدم برای ما بزرگ‌ترها «لازم» بود این چند ریشتر. حتّی اگر مسائل سوریه و عراق را دایورت کرده باشیم به کلیه چپ‌مان! اَی خِدااا.
6. آن دکتر داعشی که داشت دعا می‌خواند و آماده می‌شد برای عملیّات انتحاری و دست‌بوسی خدمت رسول‌الله و حوری‌های بهشتی، مرا یاد یک پزشک‌ی انداخت که از یکی از شهرهای مرزی استان ما ملحق شده بود به داعش.
7. به قول سعید نعمت‌الله توی سریال جراحت «آدم‌های جنگ مهربان‌تر از آدم‌های صلح‌ند.» هر چند جنگ برای عاملان‌ش جُنگ باشد!

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۱} + {۴} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...