عنصر جدید جدول مندلیف!

یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶

1. خنده‌دار است!؛ من کارشناس امور بانوان اداره‌کل‌مان هم هستم! چندی قبل رفته بودم بازدید از کارگاه‌های پرورش قارچ و صنایع دستی زنان و دختران عشایر. ایضاً تولید انواع لبنیّات و حتّی پرواربندی گوسفند و پرورش شتر (جالب است بدانید عشایر ایل «سنگسر» که متعلق به استان سمنان‌اند، تا سی‌ودو مشتق، محصول می‌گیرند از شیر!) ما آن‌ها را در قالب «صندوق خرد زنان عشایری» سامان‌دهی کرده‌ایم. تسهیلات ارزان‌قیمت (چهار درصد، پنج ساله)، آموزش، بازاریابی و بازارسازی و ... .
2. مدیرعامل یکی از این صندوق‌ها دو سال پیش «زن نمونهٔ ملّی عشایر» شد. خودم ارزیابی‌ و مستندسازی فعالیّت‌هایش را انجام داده بودم. با این‌که «دیپلمه»‌ست امّا رفرنس و مرجع خیلی از دانش‌جوها و محقّق‌هاست. موقع چای‌وچورک بعد از صحبت‌های کاری به‌م گفت «آقای مهندس! همه شوهران، پدران و برادران زن‌ها و دختران صندوق با و بی‌واسطه پیام می‌فرستن که نکنه «قِیْزْ» و «هِلِیْ»های ما فرداروز با این درآمدها هوایی بشن و بخوان مستقل بار بیان و از این حرفا.» بعد با خنده گفت «حتّی از مسیح علی‌نژاد و هشت مارچ هم صحبت کردن!»
3. گفتم «نظر خود شما چی‌ه؟» گفت «من و این خانوما که عشایر و روستایی هستیم. امّا یه مثالی بزنم براتون؛ شما خودتون تاریخ‌چه و داستان‌های نقش‌ونگار روسری و لباس ترکمن رو می‌دونید. چن سال اخیر بعضی دختران و زنان مخصوصاً شهری دارن کوچ می‌کنن از لباس ترکمن. شال سر می‌کنن، ساپورت، مانتوهای باز و ... . می‌دونستید یکی از ویژگی‌های مهمّ روسری ترکمن به دلیل ابعاد بزرگ‌ش، پوشاندن گردن و سینهٔ خانم‌هاس؟ یعنی همون چیزی که آیهٔ سی‌ویک سوره «نور» گفته.»
4. به‌ش نگفتم که «دیگه حجاب هم از عناصر جدول مندلیف است(!) و من همان‌قدر به چادر به‌عنوان حجاب برتر اعتقاد دارم که به اجباری ‌نبودن حجاب!»

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۷} - {۶} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

2 کاربر آن‌لاين است (2 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 2

بیشتر...