با من می‌رقصی، وقتی که می‌رقصی!

یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶

1. من آدم چندان مذهبی‌ای نیستم؛ نماز می‌خوانم. رکعت‌های قضاء هم تا دل‌تان بخواهد دارم! به نامحرم دست می‌دهم. با حجاب آزاد و انتخابی، موافق‌م. چون معتقدم بزرگ‌ترین کشف بشر، حجاب است! چادر را دوست دارم. عروسی‌های مختلط را می‌روم امّا تقریباً اهل رقصیدن نیستم، چون بلد نیستم! برای همین به جای سالن، می‌روم فضای باز و مه تولید می‌کنم! البته تازگی‌ها یاد گرفته‌ام دست‌وپاهایم را یک تکانی بدهم.
2. توی اتوبوس شهرداری نوشته بود «ذکر تمام روزهای هفته؛ مرنجان و مرنج.»
3. به «سلبِ توفیق» ناشی از نیّات، افکار و اعمال بد، شدیداً معتقدم. به آن مونولوگ محشر سعید نعمت‌الله توی سریال ماه‌رمضانی «جراحت» که چند سال پیش پخش شد هم؛ «هیچ لذّتی به گناه‌ش نمی‌ارزه.»
4. اگر به «فمن یعمل مثقال ذرة خیر/شرً یره» باور نداریم، به قانون سوّم نیوتن مؤمن باشیم؛ «هر عملی را عکس‌العملی‌ست، مساوی و در خلاف جهت آن».
5. ساز و کار خدای مکّار در سلب توفیق پس از «بدی»ها هم پیچیده است هم نیست! باید مراقب باشیم در دام «امهال» خدا نیفتیم! به قول حضرت امیر(ع) «خداوند را به‌وسیله فسخ‌شدن تصمیم‌ها، گشوده‌شدن گره‌ها و نقض اراده‌ها شناختم.»

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۴:۰۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۶:۳۱
 نظر
اصلا به قیافه تون نمیاد دست دادن با نا محرم و عروسی مختلط رفتن رو می گم .گرچه شنیدم خطه شمال کشور باز هستن . حجاب و نا محرم و محرم براشون مهم نیس. لابد همسر هم می خوایید بگیرین چادری باید باشه و عروسی مختلط نره و دست هم با نا محرم بده .واقعا درک نمی کنم . اسلام یعنی تسلیم . ادعایی ندارم ولی اینایی که میگید رو میشه کنترل کرد . همچین سخت نیس . یه بابایی رو میشناسم استاد خوشنویس کل کارتهای عروسی مختلط رو می نویسه با خط خوش دعوتش هم می کنن اما نمیره . دمش گرم . تفکرات تون جالبه . به نظرم متمایل به سمت تسلیمین اما اون وسطا شیطونی هم می کنید . از چهل به بعد شیطونی دیگه معنی نداره . ناراحت نشین رک گفتم .
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۶:۳۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۶:۳۲
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به نظر
جوابی ندارم!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۷:۱۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۷:۳۲
 نظر
لابد حرف حساب جواب نداره . یه چیزی بگم جالبه من چادری ام و بد نیستم . همکار شدم با یه پسر دو سال کوچیکتر از خودم . اهل نماز و روزه بود اما پارتی می رفت و دست میداد با نا محرم و اهل عروسی مختلط رفتن بود . من از صبح تا عصر تو اتاق بودم و مثل برج زهر مار و سکوت اکثر مواقع. شاید فقط نماز اول وقت می خوندم تو انباری کوچیک اتاقمون اونم با چادر نماز گل گلی . یه روز عصر اس ام اس داده بهم .عاشقت شدم . چیکار کنم برای همیشه باهات باشم. چشماتو نگاه کردنتو حرف زدنتو و . تو ارامشی داری که هیچ جا ندارم . و این درخواست چندین مرتبه تکرار شد. بهش جواب رد دادم . ولی پشیمون شدم که چرا اون فرصت رو بهش ندادم که ازم خواسته بود. بعدا شنیدم رفته با یکی که نه اهل حجاب بود و نه رفتار درستی داشت و نه قیافه ای . اخه یه بار دیدمش. وقتی سر نه ماه تو عقدطلاق گرفت و برگشت دوباره میل زد بهم فرصت رو نمیدی دوباره . با خودم گفتم تصمیم درستی گرفتم که جواب رد دادم . اینا رو گفتم تا جواب این سوال رو بهم بدین. شما تا حدودی چیزایی که گفتین شبیه گفته ها اون بود ولی چرا این جوری هستین . چه دلیلی داره اسلاممون مطابق دلمون هست . واقعیتش هضم این جور چیزا برام سخته . دقیقا مثل این می مونه که یکی با کت و شلوار شیک کتونی چینی می پوشه . مثلا من از وبلاگ شما از مطالبتون کیف می کردم ولی وقتی تو عمل یه رفتار دیگه ای هست می خوره تو ذوقم . یه جورای می ریزم بهم . اخه مرد مومن وقتی اینقدر اندیشه قشنگی دار ی که اسم پسرت سلمان هست و دخترت ضحی عروسی مختلط رفتنت دیگه چه صیغه ای هست ؟ گرچه اینا رو نگفتم که برای خودم نوشابه باز کرده باشم .
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۷:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۷:۳۳
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به نظر
بله حق با شماست؛ حرف حساب جواب نداره. من هم هیچ دفاعیّه‌ای ندارم طبعاً.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۸:۳۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۲۰:۵۲
 نظر
کاش حرف خودم رو به خودم بر نمی گردوندید. همون حرف حساب جواب نداره . تصورم این بود با این فکر زیبا جوابی واسه سوال من داشته باشین . پس خودتونو نشناختین نه نیازتون و نه خواسته تون. واسه این هست که نیمه گمشده تونو نیافتین . چون مغایرت هست بین خواسته تون و فکرتون. فکرتون زیباتره . فرمون ذهنتونو بگیرین. شک نکنید می رسین به خواسته تون .
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۲۰:۵۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۲۰:۵۲
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به نظر
الخیر فی ما وقع.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۹ ۱۲:۲۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۹ ۱۸:۲۷
 نمیدونم
این مگه نمیشه اسلام سکولار ؟استاد ما هم مث شما اینقدر خوب از دین حرف میزنه ولی یه روز خاطرشو تعریف کرد که رفتم شمال با نامحرم دست دادم چون اونجا فرهنگشونه ! بعد خودش میگفت اسلام سکولار یعنی هرجور که خودت دوست داری زندگی کنی نه اونجور که اسلام میگه (تسلیم محض) یعنی اگه یه دختر چادری نمازخون هم پیدا کنید بعد با نامحرم دست بده انتخابش میکنید ؟ج آخری رو دیگه بدبد نگید ج ندارم
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۹ ۱۸:۲۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۹ ۱۸:۲۸
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به نمیدونم
من مشکلی ندارم؛ دست بده.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۹ ۱۳:۰۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۹ ۱۸:۲۹
 جواب به شاخه
سلام. میدونم ینجا کارزار نیست که بخوایم جواب همدیگه رو بدیم. ولی خانم "شاخه" اولا اسلام یعنی تسلیم ولی به نظرم ما حق نداریم دیگران اینقد راحت قضاوت کنیم. عروسی مختلط رفتن اینقد که شما میگین هم وحشتناک نیست مخصوصا واسه اقایون چون فقط باید نگاه به زن نامحرم نکنن ولی خانوما داشتن یه پوشش مناسب تو اون شرایط سخته. در باره اون خواستگارتون هم زود قضاوت کردین چون مطمئنا بی حجاب بودن اون خانم یا پارتی رفتن اون اقا باعث طلاق نشده که نتیجه گرفتین تصمیم تون درست بوده.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰ ۱۴:۳۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰ ۱۵:۵۴
 نظر
ببینید وقتی دو طرف باز هستن . وقتی پای زندگی مشترک میاد وسط اون طرف های باز همدیگه رو می برن زیر سوال یعنی اون باز بودنه حالت شک به خودش میگیره . وقتی موبایل همدیگه رو چک می کنن و .... همین آقا رجب چادر رو از کتاب مطهری برداشته و انتخاب کرده بعد دست دادن با زن نا محرم رو خودش اوکی کرده . می دونید چرا حرومه همین آقا رجب یه پست میزاره که لمس یه حس خاصه و کاملش رو یادم نیس. لابد تو لمس یه چیزی هست که خدا حروم کرده . عروسی های مختلط فقط حس شهوت آقایون رو اتشین میکنه مخصوصا واسه اونی که مجرده . دم شهید بابایی گرم که وسط اتاقشو چادر کشیده بود تو امریکا تا چشمش به عکسای عریان زن ها نیفته وقتی هم اتاقیش رو دیوار اتاقش نصب کرده بود . به چشمش میدون نداد و وقتی هم تو سریال نشون داد که لحظه قبل از شهادتش بیابون زیر هواپیما رو بهشت می دید و به همکارش می گفت چه بهشتیه . پاک بودن سخته . من اشتباه نکردم در مورد همکارم وقتی حجاب چادر من برام مهمه اما طرف هم دست میده هم حجاب مهم نیس خر بودم که بهش بگه اره . حالا خودشو تیکه پاره کنه برای من . تو تهران جلوی دانشگاه هنر دختر و پسر می بینی که دست میدن و بووووووس چسبناک رد و بدل می کنن.به قول یه بابایی روشنفکری مدرن امروز باعث تحریک جامعه است نه تحرک اجتماعی .
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰ ۱۵:۲۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۰ ۱۵:۵۲
 نظر
وااای نمی تونم باور کنم بعضیا می تونن لذت لمس همسرشونو با بقیه تقسیم کنند. معنی کلمه غیرت کاملا روشن شد . خیلی ممنون واقعا . مثل اینایی که عروسی مختلط می گیرن و زیبایی های زنشون رو به اشتراک میزارن . انگار که جشن گرفتن و زنشونو به حراج گذاشتن. چون از نظر روانشناسی کاملا معلومه مردها با نگاه دنبال چی هستن . دیگه روم نمیشه بگم .
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۴ ۱۲:۴۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۴ ۱۶:۲۸
 نظر
وقت آن است که یاران همه کار بگذارند و خم طره ی یاری گیرند.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۹} - {۷} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...