بزرگ‌ترین گناه ترس است

پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶

1. موقع تجمعّات و اعتراضات اخیر جرات نمی‌کردیم مامان را ببریم دکتر. سه روز هم از نوبت‌ش گذشته بود. مطب هم نزدیکی فلکهٔ کاخ بود؛ میعادگاه معترضین. بابا می‌گفت «تو کارمندی و ممکنه واسه‌ت دردسر درست شه. نه که تو هم خیلی صلّ‌علی نیستی و ممکنه قاطی اونا شی!» دروغ چرا؟!؛ خودم هم ته دل‌م ترس داشتم! ولی معتقدم باید از درون، نقد و اعتراض کرد تا از تخریب و اغتشاشِ برون، مصون ماند.
2. یکی از دوستان مطلبی را بازنشر می‌کند توی گروه و از دوستان می‌خواهد در صورت فوروارد این پست به گروه‌های دیگر، حواس‌شان باشد که اسم ایشان درج نشود. درک‌ش می‌کنم.
3. موقع فتنهٔ هشتادوهشت، یک نهاد امنیّتی، خواهرزاده‌ام را چند باری احضار کرده بود و با نشان دادن عکس یک جوان وسط اغتشاشات به‌ش گفته بودند «این تو هستی!» محمّدصادق هم هر بار می‌گفت «بابا! من اون موقع اصّن ایران نبودم. با تیم ملّی بازی‌های جوانان آسیا بودم.» امّا کو گوش شنوا! آن قضیّه با وساطت عموی صادق ختم به خیر شد عاقبت. طفلی پاک تمرکزش به هم خورده بود.
4. توی هر خانه‌ای که می‌رفتم بود. بعضی‌ها قاب‌ش گرفته بودند و برخی هم مثل ما، نه. ابعادش تقریباً یک کاغذ آچهار بود. مقوای روغنی بود و بک‌گراندش مشکی. متن‌ش هم، سفیدِ نستعلیق. «بزرگ‌ترین»‌ها بود از منظر امام‌ علی(ع). تقریباً بیست‌وپنج سال از آن روزها می‌گذرد و من هم‌چنان به این فکر می‌کنم که چرا «بزرگ‌ترین گناه ترس است». ترس از چی؟ از کی؟ این‌که حقّ‌م را بخواهم اما از این بترسم که به‌م بگویند «پررو! زیاده‌خواه!» یا پیش‌نهاد نابه‌جایی را رد نکنم با این ترس که به‌م بگویند « اُمُّلِ بَبو!» یا وقتی هم‌کارم همه پروژهٔ صدوپنجاه صفحه‌ای‌اش را با پرینتر اداره چاپ می‌گیرد و من بی‌تفاوت باشم و بترسم از این‌که به‌م بگوید «تو هم یکی مثل کشمیری (عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری در هشتم شهریور سال شصت) هستی که دو تا خودکار داشت. یکی از بیت‌المال برای کار مردم و دیگری از جیب برای کار شخصی». یا مداخله نکنم توی بحث پیرمرد و کارمند با این ترس که «مگه تو وکیل وصّی مردمی؟» یا توی بحث شیرین معیارهای انتخاب همسر نگویم که «دوست دارم چادری باشه» با این ترس که یک‌هو همه نگاه‌م کنند و بگویند «دهه‌ت گذشته رجب!» یا به سائل‌ی کمک نکنم از ترس «ول‌ش کن. پس کمیته امداد و بهزیستی چی‌کاره‌ن؟»گفتن‌ها. یا از ترس «مشکوک می‌زنی‌ها» کمک نکنم به هم‌کارم که تنها دختر مجرّد اداره است. هر چه می‌گردم توی کتاب‌فروشی و لوازم‌التحریری‌ها پیدا نمی‌کنم آن مقوّای آچهار روغنی را که زمینه‌اش تیره بود و فونت‌ش سفید نستعلیق. همانی که از قول امام‌علی(ع) بزرگ‌ترین تفریح را کار، بزرگ‌ترین بلا را ناامیدی، بزرگ‌ترین شجاعت را صبر، بزرگ‌ترین افتخار را ایمان، بزرگ‌ترین اسرار را مرگ، بزرگ‌ترین استاد را تجربه، بزرگ‌ترین سود را فرزند نیک، بزرگ‌ترین هدیه را عفو، بزرگ‌ترین سرمایه را اعتماد‌به‌نفس و بزرگ‌ترین گناه را ترس دانسته بود.
5. جهان سوّم جایی‌ست که مردمان‌ش با ترس زندگی می‌کنند و از ترس می‌میرند.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۷ ۱۶:۰۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۷ ۱۶:۱۲
 م.ش
واقعا من هم دچار ترس های زیادی هستم خیلی وقتا می گم خوب به من چه می دونم اشتباس
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۷ ۱۶:۱۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۷ ۱۶:۱۲
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به م.ش
روزگار غریب‌ی‌ست.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱:۲۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۵:۵۴
 رفع ابهام
حالا که بحث خواهرزاده تون شد اگه ممکنه ازش بپرسید که واقعا این قضیه رمالی و جادوگری دور و بر مجید جلالی واقعیت داره یا نه؟ :)
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۵:۵۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۵:۵۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10985
 پاسخ به رفع ابهام
پرسیدم. به ضرس قاطع گفت «نه! نداره.»
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۶} - {۳} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

«بزرگ‌ترین حیله‌ای که شیطان به‌کار برد این‌ه که همهٔ دنیا رو متقاعد کرد که وجود نداره.»

[مظنونین همیشگی/برایان‌سینگر]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

محاله زمانی که آدم خودش حالش بده آدم خوبی سر راهش قرار بگیره...
[از فیس‌بوک «آبان‌دخت»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...