چیزخُل مالیاتی!

سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶

1. «شرّی» خیلی شنگول بود توی دورهمی. هم‌چین‌که من فکر کردم آب‌شنگولی زده! کف کرده‌بودم از شوخ‌وشنگی‌اش. پرتاب شدم به بیست‌ویک سال پیش. سال اوّل لیسانس که یکی از دوستان درباره‌ش می‌گفت «این طاهره‌کمالی‌نژاد فکر می‌کنه از دماغ فیل افتاده! حالا خوش‌گل و قدبلند هست امّا نه که به باسن‌ش بگه دنبال‌م ‌نیا بو می‌دی! پیف‌پیف!»
2. وقتی خانم کمالی‌نژاد گفت «توی آمریکا از خروس‌خوان تا بوق سگ کار می‌کند و عرق می‌ریزد، تا بتواند «قبض»هایش مخصوصاً قبض «مالیات» را پرداخت کند، یاد گزارش چند سال پیش خبر بیست‌وسی افتادم که « آتش‌نشانان فلان ایالت آمریکا مشغول خاموش‌کردن خانهٔ شعله‌وری بودند که آتش از خانهٔ سوزان مجاور به‌ش سرایت کرده بود. اما وقتی به‌شان خبر دادن که مالک این خانه مالیات معوّق دارد، فی‌الفور شلنگ‌هاشان را جمع کردند و فلنگ را بستند!»
3. درآمد «آستان قدس رضوی» از نذورات و موقوفات‌ش، نجومی‌ست. حتّی می‌گویند دولت آقای روحانی وقتی به پیسی خورده بود، یک‌بار حقوق یک ماه کارمندان کشور را از آستان قدس قرض کرده بوده! آن‌ها با این همه پول (یاد شوخی یکی از فرندهای فیس‌بوک‌م افتادم که نوشته بود متولّی آستان قدس می‌تونه مثل اسکروچ شیرجه بزنه توو استخر پر از پول!) حاضر به پرداخت مالیات نیستند و متولّی فعلی‌اش آقای رئیسی که هنوز از شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری کمر راست نکرده، دلیل‌ش را داشتن دست‌خط از حضرت امام(ره) مبنی بر معافیّت آستان از پرداخت مالیات ذکر می‌کند. ایشان حتماً واقف هستند که «امام‌علی(ع) وقتی دیدند مالیات‌های ثابت همانند خمس و زکات جواب‌گوی نیازها نیست، خودشان مالیات‌هایی همانند مالیات بر اسب‌ وضع می‌کردند که در زمان پیامبر اسلام(ص) وجود نداشت. امّا وقتی مشاهده می‌کردند که بودجهٔ مملکت اندک است، چنین مالیات‌هایی را وضع و دریافت می‌کردند.»
4. مقطعی، بحث فرار مالیاتی برخی اصناف خیلی داغ بود. دقیقاً مصادف شده بود با ماجرای کلت‌کشی و تیراندازی مدّاح معروف «حاج‌محمود کریمی». خاطرم هست یک طنّازی روی بیلبورد متصّل به پل هوایی نوشته بود «مراقب باشید! اتوبان، مدّاح دارد!» یکی دیگر هم پست کرده بود که «هر وقت مدّاحان مالیات بدن، من هم می‌دم!»
5. هیچ‌کس مثل ما کارمندان بده نیست! مالیات را می‌گویم! اوّل مالیات‌مان کسر می‌شود بعد حقوق‌مان واریز می‌شود.
6. من هنوز مفهوم نشده‌ام که به کی می‌گویند «چیزخُل مالیاتی!»

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
iMohammad
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۵:۰۶  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۶:۳۳
نه خیلی خجالتی برای حرف زدن
عضویت از: ۱۳۹۰/۱۲/۳
از: ایران
پیام: 40
 خلطِ مبحث نکنیم!
الحمدلله که رأی نیاورد. امّا خلطِ مبحث نکنیم. مسئلۀ مالیاتِ آستان مربوط به دورۀ اخیر نیست، آقای طبرسی هم همین رویه را داشتند، آن هنگام که دولت سرشار از منابع نفتی بود، باید یک سیستمِ مالیاتی قوی و بدونِ خلأ قانونی ایجاد می‌کردند که همه درگیر سیاسی‌کاری بودند. بیایید «سیاسی‌کاری» نکنیم، به جای‌اش نقدِ منصفانه کنیم.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۶:۳۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۸ ۱۶:۳۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11089
 پاسخ به خلطِ مبحث نکنیم!
موافق‌م.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۳} + {۸} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...