سمیّه ایمان دارد!

جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۶

موفّق‌ترین ازدواج دانش‌جویی‌ای که سراغ دارم؛ «ایمان و سمیه». هر دوی‌شان هم‌دوره‌ای مقطع ارشدم بودند. فاصله شهرهایشان هزار کیلومتری می‌شد اما نزدیکی عقل و دل‌شان، فاصله‌ها را خواستنی و شیرین کرده بود. ایمان آبادانی‌ست و سمیه، قزوینی. سال هشتاوپنج ازدواج کردند. ایمان دچار یکفکفوا(!) [کف‌کردگی] شد وقتی من و ایوب را دید توی آبادان. از ساری رفته بودیم برای عروسی‌شان. خیلی زود هیٱت‌علمی شدند هر دو و چند سال بعد دکترا هم قبول شدند جفت‌شان؛ با داشتن «آرین» یازده ساله شیطون. به آن روزها که فکر می‌کنم توی دل‌م می‌گویم «اگر ایمان و سمیه نمی‌رسیدند به هم این عشق بود که متضرّر می‌شد و من هنوز معتقد بودم ازدواج دانش‌جویی مرگ علم است و عشق».



تصویر کوچک شده

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۴ ۲۱:۱۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۴ ۲۱:۴۹
 من
اه چرا شما ازدواج نمی کنید خسته شدم از بس هر روز سر زدم عکس شما و همسرجان رو ببینم.یعنی چی اخه.ملت منتظرن. با لبخند بخونید بالایی ها رو.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۴ ۲۱:۵۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۴ ۲۱:۵۱
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10981
 پاسخ به من
به قول مولانا؛ «باز گردد عاقبت این در، بلی / رو نماید یار سیمین‌بر، بلی!»
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۵ ۱۳:۳۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۵ ۱۹:۳۴
 ف
فرق است میان آن که یارش در بر با آنکه دو چشم انتظارش بر در یعنی من موندم تو شهرستان چطوری یه پسر تا این سن و سال هنوز نگارشو پیدا نکرده .
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۵ ۱۹:۳۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۵ ۱۹:۳۷
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10981
 پاسخ به ف
پیدا می‌شه عاقبت.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۷ ۶:۱۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۷ ۱۸:۳۳
 خانم ميم
ادم حالش خوب ميشه وقتي زندگياي خوب رو ميبينه ، هميشه كنار هم باشن و از اين اتفاق خوبا قسمت خودتون: )
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۷ ۱۸:۳۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۱۷ ۱۸:۳۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 10981
 پاسخ به خانم ميم
خیلی. ایشالّا. ممنون. :)
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۰} + {۲} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

«بزرگ‌ترین حیله‌ای که شیطان به‌کار برد این‌ه که همهٔ دنیا رو متقاعد کرد که وجود نداره.»

[مظنونین همیشگی/برایان‌سینگر]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

محاله زمانی که آدم خودش حالش بده آدم خوبی سر راهش قرار بگیره...
[از فیس‌بوک «آبان‌دخت»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...