تنهایی پردیالوگ!

دوشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۳

1
تنهایی فقط یک نفر بودن نیست. دو نفره‌ها هم تنهایند. حتی سه نفره و چهار نفره و قس‌علی‌هذا. این را می‌شود از روی دل و دماغ نداشتن دید و بازدیدهای عیدانه فهمید. مهمان که می‌آید همه چشم‌ها فریاد می‌زنند که «پاشو/پاشین زودتر بریم/برید».
پ.ن یک: تنهایی وقتی عورت‌ش(!) می‌زند بیرون که می‌بینی جوان‌ها هم بیش‌تر با دوست‌هایشان تنهایند تا جوان‌های فامیل.
پ.ن دو: تنهایی بیش‌تر دیالوگ دارد!

2
پیام تبریک روحانی برای من هم آمد. به‌نظرم ضرورتی نداشت این کار. از جنس پوپولیست‌بازی احمدی‌نژاد است.
پ.ن: نکته جالب‌ش این‌جاست که دقیقاً هفتاد کارکتر است. نه یک حرف بیش‌تر نه یک حرف کم‌تر.

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۰:۱۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲:۰۹
 ........
شما چرا اینقدر اصرار دارد منو برادر و آقا و ... خطاب کنید؟
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲:۱۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲:۱۱
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به ........
آخه این‌طور خطاب کردن صمیمیت خاصی درش هست. راننده‌تاکسی‌ها را هم بیش‌تر برادر خطاب می‌کنم.
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۵:۵۱  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۳
 ........
من آقا نیستم مرد خدا من یک ترنسکشوال ام تو اف هستم 凸 (`0´) 凸
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۵
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به ........
اوه! راس می‌گی‌ها. فراموش‌م شده بود. وضعیت حال‌ت چیه؟
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۷:۱۳  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۴
 نظر
1.شاید از اول هم به "آقا زود پاشین بریم" فکر نمیکردن که اومدن، من بعضی جاهارو خیلی دوس دارم که برمو ببینمشون اما حداکثر در حد یکی دو ساعت، بیشتر که بشه دقیقا برعکس میشم!همون قدر بدم میاد که اونجام!!! 2.میشود اینطور بهش نگاه کرد، میشود هم از نگاه "مردم برایمان اهمیت دارند" به آن نگاه کرد(تا هنوز اتفاق بدی نیفتاده با او دوس باشیم بهتر است،نیست؟)
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۹
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به نظر
1- خب بله. دید و بازدید شیرینه اما به قول شما یه تایم‌ی داره حداکثر. 2- اهمیت مردم در همان پیام نوروزی آقای روحانی هویدا بود. دیگر چه نیازی به اس‌ام‌اس!؟
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۷:۴۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۱۴
 خانم ميم
انگار براي آدم ها تنهايي رو نوشته ! تنهايي به اندازه يي كه ميتونه باعث تكامل بشه ، به همون اندازه هم ميتونه خطرناك باشه... اما من تنهاييام و دوست دارم ، توي شلوغ پلوغيِ(!) زندگي ، حق تنهايي رو براي خودم قائل ميشم ...
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۳۷  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۱۵:۳۷
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به خانم ميم
تنهایی هم حدی داره. به بعدش علیه خودش عمل می‌کنه. بی جهت نیست که خدا همه چیز را جفت آفریده. به قول سیامک رحمانی انسانیم، درخت خرما نیستیم که!
پاسخ

فرستنده شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲۰:۴۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲۰:۵۳
 اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست...
تنهایی یعنی اینکه دهها نفر کنارت هستند ولی نمی توانی حرف دلت را بگویی. تنهایی یعنی همان هایی که اشکت را در آورده اند علت گریه ات را میپرسند.
پاسخ

فرستنده شاخه
greypain
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲۰:۵۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۹۳/۱/۵ ۲۰:۵۴
وبمستر
عضویت از: ۱۳۸۹/۶/۳
از:
پیام: 11439
 پاسخ به اگر تنهاترین تنهایان شوم باز ...
چه خوب گفتید. گاهی اما تنهایی فراتر از گفتن حرف دل است. تنهایی، نگفتن است.
پاسخ
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام شما*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
{۱} + {۹} = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

7 کاربر آن‌لاين است (7 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 7

بیشتر...