« 1 ... 4 5 6 (7) 8 9 10 ... 152 »
جادهٔ شک به یقین عشق تو شد

جمعه ۲۳ مهر ۱۳۹۵

قسمت آخر سریال شب دهم؛ امشب، حول وحوش یازده‌ونیم شب، شبکهٔ سمنان.

نظر
قصّهٔ من و مامان

پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵

من و مامان دههٔ اوّل محرّم ام‌سال را هم بیش‌تر پای تلویزیون عزاداری کردیم. بازی با کرهٔ جنوبی را هم با هم دیدیم.


تصویر کوچک شده

نظر
شب طولانی خون تا فردا

چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵

«دربنو» و «میخچه‌گران» گرگان پاتوق اصلی دختر پسرهای جوانی‌ست که یک‌جورهایی از جنس «فخرالزّمان» و «حیدر خوش‌مرام» سریال شب دهم‌ند. جوان‌هایی که آرایش و تریپ‌شان آدم را یاد آن مرد میان‌سالی می‌اندازد که وقتی حیدر را توی مسجد دید به هم‌راه‌ش گفت «روزه خوردن‌‌ش رو دیده بودم، نماز خوندن‌‌ش رو نه». امّا همین جوان‌ها شدیدا‍ً پتانسیل دیالوگ‌ آخر حیدر را دارند؛ «کسی می‌تونه پای عشق بمیره که پیش از اون زندگی جلو چشم‌ش مرده باشه. این بزرگ‌ترین درسی بود که از سیّدالشّهداء گرفتم».

نظر
تقوا

سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵

کل مسیر یک‌ساعته را دربارهٔ بداخلاقی‌های فرهنگ غرب و بي‌تقوایی ناشی از آن صحبت می‌کرد. وقت‌های تنفّس‌ش را هم یا ذکر می‌گفت یا صلوات می‌فرستاد؛ بلندبلند. نزدیک اداره‌شان که رسیدیم با اشاره دست به جوانی که داشت داخل اداره‌شان می‌شد با تبختر گفت «فوق‌لیسانس کامپیوتره. توی دبیرخونه کار می‌کنه. چن روز پیش به‌ش گفتم دیگه قراردادت رو تمدید نمی‌کنم. به دست‌وپام افتاده‌بود».

| 1 نظر
خانهٔ دوست کجاست؟

شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۵

شاگرد قنّادی، شیرینی‌نارنجکی‌ها را داشت با وسواس می‌چید توی جعبه که اس‌ام‌اس آدرس خانهٔ نوی دوست‌م رسید. نشانی را که خواندم نمی‌دانم چرا یک غمی افتاد توی دل‌م. خودم را سر نیم‌ساعتی که به‌ش قول داده‌بودم رساندم. چشم‌م که به ساختمان افتاد دل‌م هرّی ریخت پایین. پرتاب شدم به بیست‌ودو سال پیش. غروب پاییز بود و داشتم پیاده از دبیرستان برمی‌گشتم خانه. از دور چند ماشین پلیس و انبوه جمعیّت‌ی را دیدم. وایسادم. از پچ‌پچ‌های مردم حالی‌ام شد که یک زن و چند مرد را در خانه‌ای گرفته‌اند و دارند می‌آورندشان پایین. یک زن به قول شیرازی‌ها لاغرو بود و چهار مرد چنبه. دقیقاً همان خانه بود. زنگ خانهٔ دوست را زدم و پلّه‌ها را در تاریکی رفتم بالا. قصّه را تعریف نکردم برای‌ش.

نظر
خجالت بکش!

جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵

حجاب‌ش معمولی بود. مانتوی تا زانو و شلوار کتان. چسبان هم نبود. فقط موهایش را فرق کج داده بود بیرون. شوهرش ازش خواسته حدّاقل جلوی رفقای هیٱتی‌ش ملاحظه‌اش را کند و موهایش را بپوشاند تا خجل نشود. جواب شنیده که «مگه تو شکّاک‌ی و فلان»؟ تازه یک ماه است عقد کرده‌اند. نظر مرا خواست. جواب‌م را که شنید با تعجّب گفت «خیلی عوض شدی پسرعمو».

| 4 نظر
پویایی فقه

پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۵

فقط یک ثانیه به پایان بازی مانده و شهرداری گرگان سه پوئن عقب بود. توپ پشت قوس سه‌امتیازی به مجتبی بنی‌عقیل رسید. ستارهٔ اوّل آن روزهای بسکتبال گرگان. مجتبی نگاهی به تایمر کرد و قصد سه زدن کرد که بازیکن حریف روی‌ش مرتکب خطا شد. داور سوت زد و سه انگشت‌ هر دو دست‌ش را به معنای سه پرتاب پنالتی بالا برد. سالن ترکید. مجتبی آماده شد برای پرتاب اوّل. یک‌هو تصویر قطع شد و قرآن قبل از اذان مغرب پخش شد. من که توی دل‌م فحش دادم. برادرم امّا از آن دشنام‌های کاف‌دار چهارحرفی داد.
این خاطرهٔ چهارپنج سال پیش را حرف‌های اخیر آیةالله یزدی متبادرم کرد. نقل‌به‌مضمون گفته‌اند «بازی ایران با کره‌جنوبی که قرار است شب عاشورا برگزار شود، لغو شود تا حرمت عاشورا حفظ شود». پشت‌بندش هم علی مطهرّی به ایشان نامه نوشته و گفته که «این نظر، عدّه‌ای را دین‌گریز می‌کند و انسان را به یاد اقدامات کلیسای کاتولیک در قرون وسطی می‌اندازد که منجر به گریز مردم اروپا از دین شد».
پ.ن: چندی قبل سیّدحسن خمینی دربارهٔ ضرورت پویایی فقه صحبت کرده بود. آن بازی لیگ برتری را گرگان باخت. بعدش فهمیدم که هیچ‌کدام از پنالتی‌های مجتبی بنی‌عقیل گل نشده بوده.

| 1 نظر
پیش‌نهاد

سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵

به‌م پست ریاست‌ی پیش‌نهاد شده. پشت‌بندش یک خانم دکتر برای خواستگاری. بله را گفتم؛ به اوّل‌ی.

| 4 نظر
ابدی

یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵

پشت انگشت سبّابه‌اش را گذاشت روی صورت هم‌کارش و تا بناگوش کشید بالا و گفت «هفت‌تیغه کردیا! حرمت محرّم رو نگه دار و ریش بذار». جواب شنید «محرّم واقعی دل رو ریش‌دار می‌کنه نه صورت رو».

پ.ن: درویش سریال شب دهم وقتی حیدر خوش‌مرام جلوی امام‌زاده‌ای تحصّن(!) کرده بود، به‌ش گفت «تو اگر آرزوی چیزی رو داری جوون، مطمئن باش به اون چیز خواهی رسید. در این راه تمام موجودات غیب و شهود تو را یاوری خواهند کرد. تنها نکته‌ای که می‌ماند این است که آن چیزی که تو به دنبالشی آیا قدر و قیمت ابدی داره یا خیر. یا حق».



تصویر کوچک شده

نظر
خوش‌حالینا!

جمعه ۹ مهر ۱۳۹۵

اعلامیّه هفت دختر هم‌سایه‌مان را دیدم. دوشیزه بود. طبق سنّت نانوشته عکس‌ش را در آگهی ترحیم‌ش نزده‌بودند. لابد کلّی عکس‌های خوش‌گل و خوش‌حال داشته در اینستاگرام‌ش.

| 4 نظر
عسل‌بانو

پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۹۵

چهل‌وهشت ‌سال‌ش است. ازدواج نکرده و بعضی‌ها درباره‌ش می‌گویند «دیگه جزو جامعهٔ مجرّدین قطعی‌ه». قبل از خورشید که بیدار می‌شود برای نماز، کار خانه را شروع می‌کند، تا پاسی از شب که رُفته‌گران در حال جارو زدن کوچه هستند. بشور و بساب و ... . قلمروش وسیع‌تر از آشپزخانه‌ست. تر و خشک پدر و مادر پیر و علیل‌ش. خرید مایحتاج خانه. نگه‌داری خواهرزاده و برادرزاده تا والدین‌شان بروند سر کار. یعنی یک مهد کودک خصوصی مجّانی. دیکته‌گفتن و کمک به ریاضی دیگر بچّه‌های خواهر و برادرها. همین‌کارها، آخر هفته‌ها که همهٔ بچّه‌ها دور هم جمع می‌شوند خانهٔ پدر، سوبله‌چوبله می‌شود. قدر این دخترها کم‌تر از منزلت شب قدر نیست. به آن‌ عروس‌ها که با غیظ و جدّی پشت سر این‌ها «ترشیده» می‌گویند باید گفت «ای ترش‌روها! مگر عسل هم ترش می‌شود»؟ اکثر این‌ها عاقبت هم‌سر فهیم و پول‌دار نصیب‌شان می‌شود.

نظر
مادر من مادر من

چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵


تصویر کوچک شده

| 4 نظر
قی

سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵

ترک که می‌شوی، گذشته سیاه‌تر و خطرناک‌تر از آینده می‌شود برایت و حال‌ت از «حال»ت به هم می‌خورد و دوست داری انگشت در حلق فرو بری و قی کنی همهٔ ته‌مانده‌های دل‌ت را.

| 2 نظر
افعی

دوشنبه ۵ مهر ۱۳۹۵

بهاره رهنما را اوّل‌بار در فیلم «افعی» خدابیامرز محمّدرضا اعلامی دیدم. به چاقی حالایش نبود. وبلاگ‌ش را هم از ازل مخاطب بوده‌ام. در «ماه هفت شب»ش البته به آزادگی ستون اسبق‌ش در روزنامهٔ شرق (یک حرف، یک نگاه) می‌نویسد. رهنما چند کتاب هم منتشر کرده که یکی‌اش پست‌های منتخب همین وبلاگ‌ش است.
خانم رهنما در یادداشت‌هایش یک زن امروزی با پای‌بندی به سنّت‌ها و روشن‌بین است امّا او به‌عنوان یک بازی‌گر، اصلاً شبیه نوشته‌هایش نیست و در کارکترهای مهمّ‌‌ طنزش مثل بازی در «نان و عشق و موتور هزار»، «ده‌رقمی»، «چارچنگولی» و «ورود آقایان ممنوع»، نقش زن‌های با «آی‌کیو»ی خارج از منحنی نرمال را بازی می‌کند. این تنافر را که می‌گذارم کنار توئیت‌های جنجالی اخیرش، بیش‌تر متعجّب می‌شوم از دوئیّت‌ش؛ «من اگر مرد بودم به موجودی مثل زن، با این‌همه تغییرات هورمونی پرنوسان، ممکن بود دل ببندم امّا هرگز اعتناد نمی‌کردم». هر چند ایشان با پست‌ی در وبلاگ‌ش در این‌باره روشن‌گری کرد و نوشت «... این جمله طنز مربوط به نمایش درحال نگارشم و در رابطه با مباحث احساسی بین زن و مرد است و بس! وگرنه در مسائل کاری و مدیریتی بحثی در قدرت خانم ها نیست...». امّا باز هم طرف‌داران‌ش مخصوصاً برخی از آن دو میلیون و دویست‌هزار نفر فالوئرش قانع نشدند و مصداق – به‌قول تهمینه حدّادی - «زنان علیه زنان»ش تفسیرش کردند. مع‌الوصف من خانم نویسنده/بازی‌گر را – با همهٔ تناقض‌هایش - هم‌چنان «ره‌نما» می‌دانم، هرچند مثل افعی شروع کرده‌باشد! معتقدم تناقض، مانع انقضاء‌ست!
پ.ن: بهاره رهنما – بلاتشبیه – چارلی‌چاپلین را متبادرم می‌کند؛ از دانایی تا بلاهت و طنز.

| 6 نظر
تنهایی شکوفه

جمعه ۲ مهر ۱۳۹۵

شکوفه، از نظر من زیباترین دختر دانش‌کده بود. خوش‌تیپ‌ترین هم. از آن دختر خوش‌گل‌ها که صدایش هم قشنگ بود و رابطهٔ عکس نداشت با چهره‌اش. شکوفه مثل اکثر دخترهای زیبا، به‌جوش نبود. کم داشت. یعنی دوستان کمی داشت. دشمن و حسود امّا تا دل‌تان بخواهد. معمولاً تنها قدم می‌زد در حیاط کوچک دانش‌کده. در جادّهٔ جنگلی. همیشه برای‌م سؤال بود که تنهایی‌اش را علّت چی‌ست؟ اعتمادبه‌نفس‌ش که خوب بود. چهره‌اش هم که همیشهٔ خدا شکوفا بود و لب‌خندان. از آن‌هایی هم نبود که به باسن‌ش بگوید دنبال‌م نیا بو می‌دی! شکوفه حتّی حالا هم در فیس‌بوک - علی‌رغم دوستان مجازی زیادش - خیلی به‌جوش نیست و حیاط‌جلوت‌ش(!) را حفظ کرده. حتّی با فوت پدرش هم ترحّم‌طلب نشد. انگار مهاجرت به آمریکا، بر هجران و خلوت‌ش افزوده. بر زیبایی‌اش هم.



تصویر کوچک شده

نظر
« 1 ... 4 5 6 (7) 8 9 10 ... 152 »

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

«بزرگ‌ترین حیله‌ای که شیطان به‌کار برد این‌ه که همهٔ دنیا رو متقاعد کرد که وجود نداره.»

[مظنونین همیشگی/برایان‌سینگر]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

بسم الله
شکاف های کناره بزرگراه مثل خود شهر عقیم اند. من مدت هاست تک تک شان را زیر نظر دارم. در چندتا شان شاخه هست ولی هیچ وقت ندیده ام یاکریم آن دور و بر باشد. . با جفتش باهم آنجا جا نمی گیرند. یکی از سوراخ های همت قبلا گنجشک داشت الان ندارد. در چندتاشان خرده پارچه هست ولی پارچه ها کهنه و زشت اند. مدرس شمال بطری آب له شده گذاشته اند در آن و در مدرس جنوب بیشترشان خرده سنگ یا چمن خشک شده دارند. هیچ کاغذ نوشته ای ندیده ام. همیشه دوست داشتم در یکی شان نامه عاشقانه باشد. فکر کن دونفر قرارشان این باشد که هر روز در یک بزرگراه برای هم نامه بگذارند. فکر کن دختری را ببینی که کناره بزرگراه راه می رود و یکی یکی این سوراخ ها را نگاه می کند. امروز نوبت نامه در نیایش باشد فردا حکیم.
وقتی بچه بودیم شکاف تنه درخت ها پر از راز بود. هر سوراخی در دیوار به راهرویی ناپیدا می رسید و به سرزمینی ناشناخته. همه شکاف ها را با حیوان ها شریک بودیم. یا گربه ای در راز ما سهیم بود یا گنجشکی یا عنکبوتی. به شکاف دست نخورده ای که تار هم نبسته باشد عادت ندارم.
هنوز هم به عقیم بودن شهر از هر راز و معمایی عادت نکرده ام

[از اینستاگرام «نفیسه مرشدزاده»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...

پشت سر:

فروردین 1396
--------------------------------------
اسفند 1395
--------------------------------------
بهمن 1395
--------------------------------------
دی 1395
--------------------------------------
آذر 1395
--------------------------------------
آبان 1395
--------------------------------------
مهر 1395
--------------------------------------
شهریور 1395
--------------------------------------
مرداد 1395
--------------------------------------
تیر 1395
--------------------------------------
خرداد 1395
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1395
--------------------------------------
فروردین 1395
--------------------------------------
اسفند 1394
--------------------------------------
بهمن 1394
--------------------------------------
دی 1394
--------------------------------------
آذر 1394
--------------------------------------
آبان 1394
--------------------------------------
مهر 1394
--------------------------------------
شهریور 1394
--------------------------------------
مرداد 1394
--------------------------------------
تیر 1394
--------------------------------------
خرداد 1394
--------------------------------------
اردی‌بهشت1394
--------------------------------------
فروردین 1394
--------------------------------------
اسفند1393
--------------------------------------
بهمن 1393
--------------------------------------
دی 1393
--------------------------------------
آذر 1393
--------------------------------------
آبان 1393
--------------------------------------
مهر 1393
--------------------------------------
شهریور 1393
--------------------------------------
مرداد 1393
--------------------------------------
تیر 1393
--------------------------------------
خرداد 1393
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1393
--------------------------------------
فروردین 1393
--------------------------------------
اسفند 1392
--------------------------------------
بهمن 1392
--------------------------------------
دی 1392
--------------------------------------
آذر 1392
--------------------------------------
آبان 1392
--------------------------------------
مهر 1392
--------------------------------------
شهریور 1392
--------------------------------------
مرداد 1392
--------------------------------------
تیر 1392
--------------------------------------
خرداد 1392
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1392
--------------------------------------
فروردین 1392
--------------------------------------
اسفند 1391
--------------------------------------
بهمن 1391
--------------------------------------
دی 1391
--------------------------------------
آذر 1391
--------------------------------------
آبان 1391
--------------------------------------
مهر 1391
--------------------------------------
شهریور 1391
--------------------------------------
مرداد 1391
--------------------------------------
تیر 1391
--------------------------------------
خرداد 1391
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1391
--------------------------------------
فروردین 1391
--------------------------------------
اسفند 1390
--------------------------------------
بهمن 1390
--------------------------------------
دی 1390
--------------------------------------
آذر 1390
--------------------------------------
آبان 1390
--------------------------------------
مهر 1390
--------------------------------------
شهریور 1390
--------------------------------------
مرداد 1390
--------------------------------------
تیر 1390
---------------------------------------
خرداد 1390
---------------------------------------
اردیبهشت 1390
---------------------------------------
فروردین1390
---------------------------------------
اسفند 1389
---------------------------------------
بهمن 1389
---------------------------------------
دی 1389
---------------------------------------
آذر 1389
---------------------------------------
آبان 1389
---------------------------------------
مهر1389
---------------------------------------
شهریور 1389
---------------------------------------
مرداد 1389
---------------------------------------
تیر 1389
---------------------------------------
خرداد 1389
---------------------------------------
اردیبهشت 1389
---------------------------------------
فروردین 1389
---------------------------------------
اسفند 1388
---------------------------------------
بهمن 1388
---------------------------------------
دی 1388
---------------------------------------
آذر 1388
---------------------------------------
آبان 1388
---------------------------------------
مهر 1388
---------------------------------------
شهریور 1388
---------------------------------------
مرداد 1388
---------------------------------------
تیر1388
---------------------------------------
خرداد 1388
---------------------------------------
اردیبهشت 1388
---------------------------------------
فروردین 1388
---------------------------------------
اسفند 1387
---------------------------------------
بهمن 1387
---------------------------------------
دی 1387
---------------------------------------
آذر 1387
---------------------------------------
آبان 1387
---------------------------------------
مهر 1387
---------------------------------------
شهریور 1387
---------------------------------------
مرداد 1387
---------------------------------------
تیر 1387
---------------------------------------
خرداد 1387
---------------------------------------
اردیبهشت 1387
---------------------------------------
فروردین 1387
---------------------------------------
اسفند 1386
---------------------------------------
بهمن 1386
---------------------------------------
دی 1386
---------------------------------------
آذر 1386
---------------------------------------
آبان 1386
---------------------------------------
مهر 1386
---------------------------------------
شهریور 1386
---------------------------------------
مرداد 1386
---------------------------------------
تیر 1386
---------------------------------------
خرداد 1386
---------------------------------------
اردیبهشت 1386
---------------------------------------
فروردین 1386
---------------------------------------
اسفند 1385
---------------------------------------
بهمن 1385
---------------------------------------
دی 1385
---------------------------------------
آذر 1385
---------------------------------------
آبان 1385
---------------------------------------
مهر 1385
---------------------------------------
شهریور 1385
---------------------------------------
مرداد 1385
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1385
---------------------------------------
اردیبهشت 1385
---------------------------------------
فروردین 1385
---------------------------------------
اسفند 1384
---------------------------------------
بهمن 1384
---------------------------------------
دی 1384
---------------------------------------
آذر 1384
---------------------------------------
آبان 1384
---------------------------------------
مهر 1384
---------------------------------------
شهریور 1384
---------------------------------------
مرداد1384
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1384
---------------------------------------
اردیبهشت 1384
---------------------------------------
فروردین 1384
---------------------------------------
اسفند 1383
---------------------------------------
بهمن 1383
---------------------------------------
دی 1383
---------------------------------------
آذر 1383
---------------------------------------
آبان 1383
---------------------------------------
مهر 1383
---------------------------------------
شهریور 1383
---------------------------------------
مرداد 1383
---------------------------------------
تیر 1383
---------------------------------------
خرداد 1383
---------------------------------------
اردیبهشت 1383
---------------------------------------
فروردین 1383
---------------------------------------
اسفند 1382
---------------------------------------
بهمن 1382
---------------------------------------
دی 1382