« 1 ... 3 4 5 (6) 7 8 9 ... 170 »
خواستگاری!

سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

شب‌ی بیتوته کردیم توی چادر عشایر. از قضا، گعدهٔ خواستگاری بود. جوش نخورد. وسط جرّ و بحث و حتّی لیچار، پدر خواستگار به پدر دختر گفت «اصن من فردا می‌رم به منابع طبیعی گزارش می‌دم که پروانه‌چرا نداری. مهندس‌محبی هم می‌دونه که تو ذی‌حق نیستی توو این مرتع و باید بری از این‌جا.» من هیچ، من نگاه.

نظر
از سنّت تا مدرنیته

یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

هم‌کارم غرق کتاب عکس‌های گلاسهٔ مسابقه‌ای بود. بعد، ناخودآگاه با انگشت شست و اشاره‌اش مشغول بزرگ کردن عکس‌ی شد!

نظر
هامون

شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

1. «گلستان، سرزمین دوّم سیستانی و بلوچ است.» این را آقای «ده‌مرده» از استا‌نداران پیشین گفته. نیم‌قرن‌ی می‌شود که این هم‌وطنان، مهاجرت دائم‌التزاید داشته‌اند به استان ما. علّت‌العلل همه هم، خشک‌کامی و بی‌آبی و بی‌کاری.
2. اقوام سیستانی و بلوچ، مردِ کار و زنِ میدان هستند و برای همین چولگی‌شان بیش‌تر سمت کشاورزی‌ست و قاطبه‌شان در شرق و شمال شرق استان ما ساکن شده‌اند. در نوار کم‌بارش گلستان که آمایش سرزمین می‌گوید «نه به شالی!» شکم خالی امّا ایمان ندارد به علم و کشاورزان بومی به‌دلیل شاق‌بودن زراعت شالی، نصف‌نصف شریک می‌شوند با این دو قوم.
3. معلول نباید علّت شود!

نظر
شهریارا!

جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

«شهریار» یک ساله شد. باباش هم دقیقاً همین پنج‌م اردی‌بهشت، چهل‌وسه ساله. تولّد دوّم فروردین «مهدیار» هم الصاق شده بود به این شب.



تصویر کوچک شده

نظر
مستٱصل

پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

وقتی نمی‌تونی کاری کنی و منتظری خود خدا مجازات‌ش کنه و توو این فاصله دق می‌کنی!

نظر
طنز یا تراژدی؟

چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

وقتی دوست داری جای یکی باشی اما اعتراف نمی‌کنی و او یک‌باره همین را مقر می‌آید پیش‌ت؛ طنز است یا تراژدی یا بحران یا چی؟!

نظر
هدیه

سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

وقتی دنبال کاغذ کادوی قلب‌ندار می‌گردی!

نظر
پزشک یه‌نسخه‌ای!

دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷

1. بابای من اگه پزشک بود، واسه همهٔ مریضای مجرّد فقط یه نسخه تجویز می‌کرد؛ «ازدواج کن، همهٔ دردات خوب می‌شه!»
2. توو جلسه خواستگاری رینگ‌تون موبایل هم از ملاک‌هاتون باشه!

| 4 نظر
کاش بودی و می‌دیدی

یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷

«عمو ابراهیم‌‌»م سپور بود. رئیس صدای‌ش می‌کردیم. چون رئیس رفت‌گرهای محلهٔ کوی انقلاب بود. دی‌ماه هشتادوهشت فوت شد. دقیقاً همان شبی که من بعد از جلسه اوّل خواستگاری از «اطهره» رفتم بر بالین‌ش. در حال احتضار بود. با چشمانی بسته. ندید مرا. حالا ام‌شب دامادی جواد است. پسرش. کاش بودی و می‌دیدی؛ رئیس!


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

نظر
عروس خاورمیانه

شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

عروس خاورمیانه تو هستی، نه بیروت!

نظر
خواستگاری

پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷

1. توو یکی از جلسات خواستگاری‌م طرف ازم پرسید «نظرتون راجع به آرایش خانوما چی‌ه؟» گفتم «می‌گن خدا وقتی مرد رو آفرید، با خودش گفت قشنگ‌ه! زن رو که خلق کرد، گفت عب نداره! آرایش می‌کنه، قشنگ می‌شه!» غشّید از خنده.
2. جلسه دوّم، میوه پوست کند برام!

نظر
اردی‌بهشت

چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۷

زودتر اردی‌بهشت بیاد، بنویسم؛ اردی‌بهشت است. نه! خود بهشت است.



تصویر کوچک شده

نظر
رگامو!

دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷

1. «بیا تا رگامو توو خون‌ت بریزم.»«از خون جوانان وطن لاله دمیده.» «خون رو فقط می‌شه با خون شست.» «خون خودت رو کثیف نکن.» «خون، کشش داره.» «تا آخرین قطرهٔ خون.» «خون اونا رنگین‌تره.»
2. یکی از دوستان استدلال می‌کرد دربارهٔ چرایی بیش‌تری قوّهٔ شهوانی جنوبی‌ها. مخصوصاً مردمان سرزمین کویر؛ «هوای گرم و خشک اون‌جا خون رو به جوش می‌آره. غلیظ می‌کنه. خون که بیش‌تر غلّ بزنه، مواد غذایی رو بیش‌تر حمل می‌کنه و درنتیجه شهوت هم بیش‌تر می‌شه.»
3. استدلال همان دوست در باب چگونگی تاثیر مال حرام بر فرزندان؛ «کسب حرام، تغذیهٔ خون رو کثیف می‌کنه. انگار کن لجن توی رگ‌ها جریان داره.»
4. در ادامه؛ «نطفه‌بستن آدابی داره. ساعات بهینه، روزهای بهتر. تغذیهٔ مغذّی و حلال. و از همه مهم‌تر آمادگی روانی-خونی! یاد آقای دُربیگی دبیر ادبیات‌مان افتادم که می‌گفت «یادتون باشه موقع بستن نطفه تکبیر بگین!»
5. نویسنده وبلاگ «کوچک‌های بزرگ» در پستی نوشته «براساس روایات، طهارت خیال والدین در زمان انعقاد نطفه از مهم‌ترین نکاتی است که در سرنوشت فرزند بسیار مؤثر است. اگر مراقبت از فکر و چشم و گوش را پیش از این زمان تمرین نکرده باشیم، در آن موقعیّت هم نمی‌توانیم فکر و خیال خود را کنترل کنیم.»
6. عشایر ما زود به زود قوچ‌های‌شان را عوض می‌کنند. تا «هم‌خونی» حادث نشود در گله. تا برّه‌های ضعیف و مریض متولد نشوند.
7. عاشق شوی و بعد بفهمی هم‌خون هستی باهاش!
8. یک‌دفعه توی مصاحبه‌ای گفته بودم «نباید خون سرخ شهداء رو فرش قرمز زیر پا کرد.»
9. دوست روان‌پزشک‌م معتقد بود «عشق، محصول تغییرات هورمونی و خونی‌ه!»
10. حدیث داریم که «راز» باید مثل «خون توو رگ‌ها» باشه.
11. آب، مایه و مایع حیات است یا خون؟ آیا بخش اعظم خون، آب است یا که آب، خون بی‌رنگ است!؟
12. من نمی‌توانم خون بدهم؛ هم کم‌خون هستم و هم تالاسمی مینور. خون من به درد کسی نمی‌خورد امّا حاضرم رگامو توو خون‌ش بریزم!

| 4 نظر
راه به تو چون است؟

شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۷

بایزید گفت «که الله‌تعالی را به خواب دیدم. گفتم: راه به تو چون است؟ گفت: از خود فروتر آی. رسیدی.»


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده


نظر
شاخ!

چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷

شاخ نه، شاخص باش!

نظر
« 1 ... 3 4 5 (6) 7 8 9 ... 170 »

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

«بزرگ‌ترین حیله‌ای که شیطان به‌کار برد این‌ه که همهٔ دنیا رو متقاعد کرد که وجود نداره.»

[مظنونین همیشگی/برایان‌سینگر]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

محاله زمانی که آدم خودش حالش بده آدم خوبی سر راهش قرار بگیره...
[از فیس‌بوک «آبان‌دخت»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...