« 1 2 (3) 4 5 6 ... 174 »
مرهم بر محرم!

پنجشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۷

اصل حال مردم رو از پروفایل و اینستا و فیس‌بوک و درد دل‌هاشون نمی‌شه فهمید. حتّی از چشم‌هاشون. محرمانه‌هاشون رو باید شنید. نه توو پی‌وی. جایی که بشه بغل کرد. حق با شریعتی بود؛ «سرمایه‌های هر دلی حرف‌هایی‌ه که واسه نگفتن داره.»

نظر
فکرت را می‌بویند!

چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷

واسه من زیاد پیش اومده. بلند بلند مشغول فکر کردن بودم که راننده یا نفر جلویی برگشته زل زده به‌م!

| 21 نظر
ابابیل

سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷

دوست‌م محمّد حتّی اگه سنگ هم از آسمون بباره باز خدا رو شکر می‌کنه که «سنگ‌های درشت‌تر نباریده!»

نظر
مبارزه با خشک‌سالی!

دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷

1. خاطرم هست دکتر صفائیان توی درس اکولوژی مرتع به جای کرهٔ خاکی می‌گفت کرهٔ آبی. چون دو سوّم‌ زمین آب است.
2. هم‌کارم داشت با دوست‌ش صحبت می‌کرد. دوست‌ش می‌گفت «می‌دونستی منشاء همه چیز آدم از آب‌ه!؛ احساسات، تصمیم‌گیری‌ها و ... .» یادم آمد دو سوّم وزن انسان هم آب است و بی‌دلیل نیست «نوشیدن روزی هفت لیوان آب» توصیه اکید شده.
3. آتش با آب خاموش می‌شود. مثل آدم‌های عصبانی که باید برای‌شان آب آورد تا جگرشان خنک شود.
4. شما شاید چندش‌تان شود اما من آب پیالهٔ باقله را با ولع سر می‌کشم؛ هر قدر هم که جمعی خورده شده و دهنی(!) شده باشد! مخصوصاً که گل‌پر و سرکه به خوردش رفته باشد.
5. خیلی از ضرب‌المثل‌های «آب»ی دخل و ربط دارند به حیات و ممات و حرکت و برکت؛ «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.» «کون گشاد و آب هندوانه.» «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.»
6. تنش‌های کم‌آبی و خشک‌سالی را فقط یک چیز می‌تواند جبران کند؛ بوسهٔ آب‌دار از لب و تن‌ش! به قول قیصر «دیشب باران قرار با پنجره داشت / روبوسی آبدار با پنجره داشت.»

نظر
عشق آسمونی!

یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۷

دختر عمو پسر عمو بودن و عقدشون از بچگی توو آسمونا بسته شده بود. عاشق هم شدن. تا کنکور که دختر دندان‌پزشکی قبول شد و پسر، سربازی! گذشت. چهار سال پیش پسر دیپلمه خانم دکتر را در مطب‌ش با یک گلوله از پای درآورد.

نظر
من از حسرت غیر تو خالی‌ام

شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷

1. از نظر بابای من زندگی مامان را سکته مغزی سال هشتادوهفت‌ش دو نیم کرده. هر وقت که نرسیده به دست‌شویی خیس می‌کند خودش را، اشک توی حدقه‌ش حلقه می‌زند و می‌گوید «مادر شما وقتی سه‌راه میرعبداللهی می‌شستیم، سه کیلومتر می‌رفت تا یه سطل آب بیاره. روزی چن بار و حالا ... .»
2. بنچ‌مارک زندگی من از نظر خیلی از دوست‌هام، استخدام‌م در اداره کل امور عشایر است. «کارمندی دولت» که توی مصاحبه سال هشتادوسه شیدا با من در «سحر» گفته بودم که «آرزو»یم است. منِ «محافظه‌کار» هیچ اهل ریسک نیستم و چون شنا هم بلد نیستم، ترجیح می‌دم توی آب‌باریکه آب‌تنی کنم نه دریا! هر چند حقوق‌مزایای حدود چهار میلیون‌تومان متضمّن به قول برانکو ایوانکویچ «بازی با قلب داغ و مغز سرد» نیست و طرحی نو باید در اندازم که آن‌هم با قیمت دلار «الآن یا الآن؟!» حالا در حد سقفِ فلک را شکافتن است!
3. «اسیری محبّت» یک زن روسپی، «نقطه عطف» زندگی دوست‌م شد. پنج سالی می‌شود که زندگی عالی و متعالی دارند و دوست‌داشتن‌شان درست است، نه درشت.
4. اگر عشقِ یک نفر بتواند از حسرت غیر او خالی‌ات کند و ایضاً پشتوانهٔ عشق به اغیار شود، بوسیدن روی ماه‌ش زندگی را شقّ‌القمر می‌شود؛ قبل از او، بعد از او.

| 1 نظر
عرضی ندارم!

جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۹۷

رابطهٔ انسان با آسمان «ارز»ی‌ست نه طولی!

نظر
حق، گرفتنی نیست!

پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷

خیلی‌وقته سر بقیّه پول با راننده‌تاکسی جدل نمی‌کنم. کم یا زیادش همیشه توو بعدی‌ها بالانس شده.

| 2 نظر
نظریهٔ‌ تکامل دوس‌داشتن!

چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷

دوران خواب‌گاه دانش‌جویی‌تون رو مرور کنین. مخصوصاً ترم اوّل. اتاق‌ها اکثراً هم‌زبون، هم‌قوم یا هم‌شهری. بعد، جابه‌جایی‌ها شروع می‌شه و معیار، اندیشه، عُلقه و نوآموزی؛ از تشابه به تکامل. دوس‌داشتن هم همین‌ه.

| 5 نظر
سینی مالامال درد است!

سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷

یکی از سینی‌های ملامین گل‌دار مامان حالا شده ظرف داروهاش!

نظر
وکیل‌مدافع شیطان!

دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷

فقط با اسم‌م خیلی مشکل داشت. گفت «من رووم نمی‌شه وقتی می‌خوام به دوستام معرفی‌ت کنم بگم همسرم رجبعلی!» گفتم «قدیما که این‌طور بوده؛ هر کی می‌مرده اسم‌ش رو می‌ذاشتن روو ماها! ولی فارغ از مزاح اسم‌م رو دووس دارم. اسم خدابیامرز پدربزرگ پدری‌م بوده.» گره ٔ‌روسری‌ش رو که به سبک هانیه توسلّی توو سریال «وفا» بسته بود، محکم کرد و گفت «یه اسم مستعار پیش‌نهاد بدم به‌ت که به زعم خودم نزدیک به شخصیّت‌ت هم باشه؟» ضمن گفتن «بده» اسامی مستعار معروف دوران دانشکده رو مرور کردم؛ خانوم آشتیانی رسماً قدسیه بود و اسماً فرانک. رقیّه، شیدا، محمّدعلی، بابک. تا خواستم بگم «البته اونایی که اسم مستعار دارن دوس دارن دیگران به‌ش دروغ بگن!» گفت «الیاس». گفتم «یاد الیاس سریال اغماء افتادم که شیطان بود». گفت «تو هم کم از شیطون نداری با اون گذشتهٔ وبلاگی‌ت!»

| 4 نظر
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷

شونزده تا تخم‌مرغ شمردم. سایزهاش هم مدّ نظرم بود. وزن تقریبی یک‌چارک شونه رو هم لحاظ کردم و گذاشتم روو ترازو. نمایش‌گرش یک یک و سه تا صفر جلوش رو نشون داد. چشمای علی‌آقا مث ایموجی یا للعجب تلگرام گرد شد. نگاهی به سر تاس‌ش کردم و سرتاس رو گرفتم و رفتم سراغ کیسهٔ شیکر. مث مهدی رحمتی و علی دایی ذکرگویان پلاستیک رو پر کردم و گذاشتم روو میزان دیجیتال. این بار یک دو با سه تا صفر. چشمای من و علی‌آقای شاه‌حسینی و مشتری‌ها همه دچار اگزوفتالمی شد.

نظر
پیش‌مرگ!

شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷

هر قدر توو زندگی اهل آزمون و خطا نیستم امّا موش آزمایش‌گاهی خوبی هستم؛ ماه رمضونا تستر نمک و ترشی غذای آبجی‌زهرام. تا حالا چار تا شاگرد علی‌ ابراهیمی با سر و صورت من آرایش‌گر شدن؛ موهای نون‌کلاغی و صورت خونین! توو زمستونا هم اوّل من باید برم حموم تا برای بقیه گرم بشه! و ...

نظر
ساری همین الآن!

جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷

یه سرویس استیجاری داشتیم که راننده‌ش خیلی توو مود راننده‌اتوبوسای بین‌شهری بود و طی فاصلهٔ بیست کیلومتری خواب‌گاه تا دانش‌کده‌ یه فلاسک چایی می‌خورد. کم مونده بود رستوران پل تجن واسه نماز و ناهار نیگه داره!

نظر
مو رو از ماست می‌کشم بیرون!

پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷

قبلنا همیشه مو سهم بشقاب من می‌شد و حالا لیمو عمانی!

نظر
« 1 2 (3) 4 5 6 ... 174 »

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...