« 1 ... 171 172 173 (174)
جنس متفاوت

یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹

دختر گفت: اینکه من دوستت ندارم معنیش اینه که من یک جنس خوبی متفاوت رو دوست دارم نه اینکه تو خوب نباشی.

| 4 نظر
راحت

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹

آنکه راحت توبه می کند راحت هم گناه می کند.

| 9 نظر
از کی بپرسم؟!

پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۴۸

از قدیم بحث‌های چالشی را «میزگرد» می‌گفتند. یعنی چند نفر گرد یک میز می‌نشستند تا فیس‌توفیس هم مناظره کنند. اما در اولین مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری این اصل بدیهی منظور نشده بود در دکور. دو دیگر این‌که بخش دوم مناظره (سؤالات و عکس‌ها) یک چیزی تو مایه‌های ماده «استعدادهای تحصیلی» آزمون دکترا بود! اما برداشت‌های من: الف- چهره و لب‌خندهای فاتحانه(!) و اعتماد به‌ نفس اوردُز شده قالیباف را دقت کردید؟ مثل علی دایی‌ست. جاه‌طلب‌ی مثبت دارد. ب- سبک اعتراض عارف به بخش دوم اصلاً خوب نبود. خودش دیر متوجه شد و تن داد عاقبت. ج- هر لحظه منتظر بودم مرتضی حیدری (که حسابی دچار کیلوهای اضافه شده!) بگوید «از کی بپرسم»؟! د- به نظرم آن عکس زمین‌های کشاورزی مال ایران نبود (که حدادعادل گفت ایران سرسبز است). وقتی نوبت نظر حدادعادل درباره عکس ساعت شد با خودم گفتم نکند این تکه ترانه سیاوش قمیشی را بخواند؛ «... هم‌دم سکوت تنهایی من تیک‌تیک ساعتمه»! گاف(!)- جای مشایی خالی. نه؟ ل- این درست که بخش دوم در شٱن مناظره نبود اما نتایج جالب‌ی داشت برای بیننده‌ها. بار کمیک سازنده مناظره بر عهده غرضی بود. م- چهره حدادعادل داد می‌زد که خودش هم واقف است که رٱی پایینی دارد (ایشان به احتمال زیاد به نفع یکی از اصول‌گراها انصراف خواهد داد). ن- روحانی نشان داد مثل اکثر روحانی‌ها فن بیان خوبی دارد. و- اقلّ حسن مناظره این بود که عمیق‌ترین مشکلات مردم بازگو شد از تلویزیون تا گوشه‌ای از رسالت «ملی» بودن‌ش عملی شود.

| 2 نظر
« 1 ... 171 172 173 (174)

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

4 کاربر آن‌لاين است (4 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 4

بیشتر...