« 1 ... 158 159 160 (161) 162 163 164 ... 173 »
پاورپوینتِ نماز!

دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹

همین که - به قول شیرازی‌ها - اذان می‌دهند یاد سخن مرحوم قاضی (ره) می‌افتم که می‌فرمود ((اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند)). اما نمی دانم -البته می دانم‌ها!!- که چرا اهمال و تنبلی می‌کنم. تازه وقتی شروع به نماز می‌کنم انگار تمام خاطرات در ذهنم پاورپوینت(!) می‌شود. حالا من که خوب است، دوستم می‌گوید هر چه را گُم کرده باشد سر نماز جایش را پیدا می‌کند!! جایی خواندم که ((وقتی نماز می‌خوانیم گویی هزار تا خدا داریم اما آن لحظه خدا فکر می‌کند که فقط همین یک بنده را دارد)).

نظر
عیدی اطهر

یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹

امشب، تولد پیامبر و امام جعفر صادقه؛ دلم یه عیدیِ اطهر می‌خواد.

| 1 نظر
همیشه از ارتفاع ترسیده‌ام

یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹

پدیده‌های افقی – مثل دریا – سمبل آرامش هستند و عمودی – مثل کوه – نماد استواری. با اینکه همیشه از ارتفاع ترسیده‌ام اما بلندای کوه، چیز دیگری است؛ گویی ترس، سقوط می‌کند وقتی به قله می‌رسی. انرژی عظیمی می‌جوشد درونت وقتی چند هزار متر نزدیک‌تر می‌شوی به آسمان. وقتی فتح می‌کنی کوهی را، انگار هم‌قدش شده‌ای و ایستاده‌ای کنارش!؛ قله، به اندازه ارتفاعش دورت می‌کند از نفْسْ. محکمت می‌کند؛ همانطور که قرآن، کوه‌ها را میخ زمین می‌داند برای استحکام‌اش (نبا/7). آری، برای درک عظمت کوه باید با غرور فتحش کرد!

| 3 نظر
غرور

شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹

غرور زیباست اگر صداقت را مخدوش نکند.

| 1 نظر
فقط یک

جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۸۹

اگر روزی، یک - فقط یک - خصلت بدمان را برطرف کنیم، بعد از یک ماه چه می‌شویم؟

نظر
باد نده

پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۹

روی تابلوی کنار جاده نوشته بود: (( باد نده، سنگین حرکت کنید))!

| 4 نظر
... و انا الیه راجعون

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

[... و انا الیه راجعون]
باز هم مرگ. این‌بار پسر عمه‌ام؛ محسن، 24 ساله. زندگی اما ادامه دارد.

| 2 نظر
مدیر کل

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

مدیر کل‌مون هر روز سر صبحانه می‌گه: ((محبی! پیاز واسه چی خوبه))!

| 1 نظر
از خدات هم باید باشه

سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۹

دختر جوان سوار تاکسی شد و عدل خودش را چسباند به‌ام. گفتم: ((خانم! کمی جمع‌و‌جورتر بشینید خواهشاً.)) گفت: ((از خدات هم باید باشه. ناراحتی پیاده شو.)) جنب نخورد از جایش. راننده تاکسی فقط سر تکان داد.

| 4 نظر
عیوب ستاره!

دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹

خدا اگر ستارالعیوب نبود، عیوب‌مان مثل ستاره‌ها می‌درخشیدند!

| 1 نظر
استخوان

یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۹

عشق به استخوان رسیده است!

| 1 نظر
دامن

شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹

دامن خیلی‌ها را آلوده کرده بود. فامیلی‌اش پاکدامن بود.

| 2 نظر
تیر و بهمن

جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹

سیگارفروش، ساواکی بود. سیگارهای تیر و بهمن را جدا از هم می‌گذاشت تا انقلاب نشود!

| 1 نظر
نکیر و منکر

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹

خدا کنه سوالات نکیر و منکر تستی باشه!

| 2 نظر
کثیرالخیر

چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۹

چهره و زیبایی همیشه برای من اولویت اولی بوده است. خب دختر نیک با همه محاسنش [نه در صورت‌ ها!] باید بر دل بنشیند دیگر. من هم صورت را خواسته‌ام هم سیرت را. چندی قبل با گزینه‌ای رایزنی دیپلماتیک(!) داشتم در راستای زندگی مشترک. مشترک مورد نظر قبراق و دانا و کدبانو بود. نجیب و اصیل هم بود. [خودش را می‌گویم نه اسبش ها!] اما چهره‌اش مثل خودم معمولی بود. مثل چیز تو گِل گیر کرده بودم. عقل و دلم هم‌سو نمی‌شد. یاد آقای قرائتی افتادم که در درس‌هایی از قرآنش [که معتقدم مفیدترین برنامه تلویزیون است] می‌گفت ((دخترهایی هستند که چهره زیبایی ندارند اما این‌ها کثیرالخیر هستند؛ اهل زندگی‌اند. بچه‌های قوی‌بنیه و مستعد به دنیا می‌آورند و ...)).

| 6 نظر
« 1 ... 158 159 160 (161) 162 163 164 ... 173 »

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

5 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 5

بیشتر...