« 1 ... 155 156 157 (158) 159 160 161 ... 179 »
اقیانوس آرام

پنجشنبه ۲ تیر ۱۳۹۰

1
آرام که باشی، اقیانوس می‌شوی.

2
فطرت، فطیر است؛ بی‌مایه.

3
حجاب، محجوبت می‌کند. باور کن.

پ.ن: درخت زردآلوی اداره‌مان.

تصویر کوچک شده

| 8 نظر
دوست‌پسرم

چهارشنبه ۱ تیر ۱۳۹۰

1
به دوست‌پسرم کتاب چهل نامه عاشقانه به همسرم [نادر ابراهیمی] را هدیه دادم.

2
عکس، عکس آدمهاست!

| 10 نظر
آمد

سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰

آمد.

| 2 نظر
فلسفه

سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰

[به بهانه پایان بهار]
اینکه خرداد و تیر کنار هم هستند فلسفه دارد آیا؟!

| 9 نظر
قُوی قوی

سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۰

1
مهریه، شهریه نیست!

2
قُوی قوی و زیبا باش.

| 24 نظر
مشاور خیرخواه

دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰

[به بهانه گفتمان با یک روان‏پزشک]
مشاور خوب، خوب است؛ خاصه خانم باشد و خیرخواه.

| 7 نظر
هان؟!

دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰

1
دل را / که بگیری از دل‌دار/ چه می‌ماند هان؟!

2
نذر، بذر می‌شود / اگر هوا/حوایش را داشته باشی.

| 4 نظر
ولوج

یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰

مادر شدن - و ماندن - واقعاً نعمت شگرفی‌ست. من بزرگ شدن تدریجی و پُرزحمت یکان‌یکان 12 خواهر و برادرزاده‌ام را دیده‌ام. چقدر سخت و شیرین است تربیت کردن‌شان. خواهران و زن‌داداش‌هایم واقعاً انرژی گذاشته‌اند برای‌شان. امیرحسین - کوچک‌ترین‌شان - که دو سال و نیم سن دارد هر وقت می‌آید خانه ما به ا‌تفاق مادرش - خواهرم - اتاق و کامپیوتر مرا قرق می‌کند. تا 2 صبح بیدار است و فقط با دیدن باباشاه خوابش می‌برد! مهدیار - که از اول مهر می‌رود کلاس اول و یحتمل مشق‌هایش را من باید بنویسم! - روزی - حداقل - 4 تا بستنی می‌خورد و با چه کسی بهتر از عمو برود مغازه! تازه به پدرش می‌گوید یارانه منو بده!! وحیده و عاطفه که وقت شوهرکردن‌شان است و دائم مشاوره پسرشناسی می‌خواهند. همایون و مهران هم که همیشه خدا کله‌شان داخل موبایل‌شان است و مشترک مورد نظرشان هم همیشه در دسترس! پارسا هم که تازه بالغ شده و سمت بلاغت می‌رود. فاطمه هم - با آن قد رعنایش - چند ماه قبل مکلف شده و چقدر سخت است حالی‌کردنش که دایی جون فارسی‌وان بد است. حمید [نوه ارشد] هم که تازه سربازی‌اش را تمام کرده است می‌گوید تا دایی‌ام زن نگیرد منم نمی‌گیرم [می‌گویم‌اش دایی جون آخه کی زنش رو می‌ده به من. همه زن‌هاشون رو لازم دارن!] مهرداد که یک ماه بزرگ‌تر است از امیرحسین و - به جرم دختر نشدن - قرار بود سقط شود!! مهرشاد که سن‌اش تازه دو رقمی شده و یک استقلالی خفن است و قول داده یه روزی مرا مات کند در شطرنج و بالاخره محمدصادق که دنیای متفاوتی دارد؛ عضویت در تیم ملی فوتبال جوانان. من مادر نیستم. اما دایی‌ام. عموی‌ام. دغدغه دارم برای تربیت‌شان. من ولوج - لحظه دمیده شدن روح در جنین - را درک کرده‌ام!
پ.ن: عکس زیر؛ 10 نفر از 12 خواهر/برادرزاده‌ام.

تصویر کوچک شده

| 4 نظر
پژمرده

شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰

1
اس‌ام‌اس داده که: اگر آب نرسد به سجاده‌ام، پژمرده می‌شود.

2
اتحاد دو مغلوب، عین پیروزی است.

3
فتانه، مفتون است نه فتنه.

| 2 نظر
آب‌دار

جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰

1
هر کلیک می‌تواند یک شلیک باشد.

2
یارانه آب هم هدفمند شده. بوسه‌های آب‌دار را هدفمند کن.

| 1 نظر
تنگ

پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۰

1
لباس تنگ می‌پوشیم و تنگ هم می‌نشینیم. اما دل‌تنگ هم نمی‌شویم.

2
جای هم را تنگ می‌کنیم و از تنگناها می‌ترسیم.

3
چشم‌تنگ هستیم و دستِ دست‌تنگ‌ها را نمی‌گیریم.

پ.ن:
دنیا جای تنگی است اما جای تنگ‌ها نیست!

| 7 نظر
49600

چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۰

1
سرانگشتي كه حساب مي‌كنم حدود 49600 ركعت نماز قضا دارم.

2
گاهي به جاي اشتباه / غلط / نادرست بگوييم ناصواب.

| 6 نظر
ذَرَّةٍ خَیْرًا / شَرًّا یَرَهُ

سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۰

1
[فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ (7 زلزال) وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (8 زلزال)]
زجرآور است اگر نداني كه همه اتفاق‌هاي خوب و بد، يا مكافات است يا لطف خدا.

2
پسر جوان به آرايشگر گفت: مي‌خوام هم‌چين سيخ‌سيخي كني موهام رو كه جوجه‌تيغي تعجب كنه.

| 5 نظر
فکر هم صدا دارد

دوشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۰

1
فکر هم صدا دارد. گاهی که عمیق، غرق فکر کردن می‌شوم، بغل دستی‌ام - انگار که صدایی شنیده باشد - هی با تعجب زل می‌زند به‌ام.

2
خدا بعضی گناهان آدم‌ها را فراموش می‌کند.

پ.ن: با اين غروب زيباي ديروز،‌ خستگي ماموريت، فراموشم شد.

تصویر کوچک شده
كيلومتر 30 جاده آزادشهر / گرگان

| 8 نظر
کلاغه به خونه‌ش رسید

یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۰

1
با دوستان اصول‌گرایم که بحث می‌کنم، من را اصلاح‌طلب می‌دانند و رفقای اصلاح‌طلبم در گعده‌های‌مان، اصول‌گرا می‌خوانند مرا.[؟!]

2
کلاغه به خونه‌ش رسید اما دید شده آپارتمان!

| 4 نظر
« 1 ... 155 156 157 (158) 159 160 161 ... 179 »

سرزمین نوستالوژی من:

کانال تلگرام «دردهای خاکستری»

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

‎آدمهایی هم هستند در زندگی که بدهکار زاده می‌شود. بدهکار به نزدیکان و دوران. بدهکار به دوستان و دشمنان. آدمهایی که هر خدمتی بکنند به وظیفه‌شان تبدیل می‌شود و هر انتظاری را که برآورده کنند انتظار بزرگتری می‌سازند. آدمهایی که در مقابل، اعتماد به نفس‌شان برای خواستن هر چیزی ذره-ذره آب می‌شود و برای کوچکترین لطف دیگران باید دریایی از دخالت در زندگی‌شان و شماتت برای زندگی‌شان را پذیرا باشند. آدمهایی که اگر لب به اعتراض باز کنند حق‌ناشناس‌اند و اگر سکوت کنند پس حق‌شان بوده. آدمهایی که همیشه باید پاسخ بدهند و اگر روزی بپرسند لابد نشانه‌ی بی‌اعتمادی‌شان است یا طماع‌ بودن‌شان. آدمهایی که همیشه مستحق مجازاتند. آدمهایی که برای خوبی‌های دیگران و اشتباهات خودشان باید قوی‌ترین حافظه‌های دنیا را داشته باشند همچنان که برای خدمات خودشان و کم‌لطفی‌های دیگران وظیفه دارند آلزامیر بگیرند. ‎آدمهایی سرشار از تناقض... پرحرف و شاد، دلشکسته و غمگین. آدمهایی خودمحاکمه‌گر برای هر خطایی از جانب هر کسی، و متهم و بدهکار به هر کسی. آدمهایی که وقتی حافظ می‌خوانند که "زین آتش نهفته که در سینه من است؛ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت" مکث می‌کنند و خیره می شوند و نفسی عمیق می‌کشند... بعد ناگهان دزدکی به اطراف نگاه می‌کنند مبادا برای همین هم متهم شوند به از خود متشکر بودن، به مظلوم‌نمایی، به قدرناشناسی، به خودبزرگ‌بینی... ‎بدهکاران همیشگي
[از فیس‌بوک «محبوبه زمانیان»]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
-------------------------------------
کوچک‌های بزرگ
-------------------------------------
امروز لی‌لی چی می‌خونه؟
-------------------------------------
ماهی‌طلا
-------------------------------------
قناری معدن
-------------------------------------
ویار تکلّم
-------------------------------------
خرمالوی سیاه
-------------------------------------
حریم خصوصی

افراد آن‌لاین

8 کاربر آن‌لاين است (6 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 8

بیشتر...