« 1 ... 8 9 10 (11) 12 13 14 ... 103 »
بردِ برد!

چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۳

بزرگ‌ترین حُسن برد احتمالی تیم ملی این است که ملت - اقل‌کم - تا دو ماه شادْشادن. شادی هم مهربان‌مان می‌کند با هم. مهربانی هم که همان کبوتر گریخته از قلب‌هاست. برد امشب خیلی برد دارد.

نظر
چرا باختیم؟ چرا من بی‌قرارم؟

چهارشنبه ۴ تیر ۱۳۹۳

آرزو، فانتزی، خوش‌بینی، واقعیت یا چی، نمی‌دانم! اما حس می‌کنم باخت‌مان به آرژانتین و داور، یک پشت‌پرده‌ای دارد. پشت‌پرده‌ای که کار دست‌های تمیز است نه آلوده. آخر مگر می‌شود شانس به جای خدا نقش داشته باشد در نتیجه بازی‌ای که ما سزاوار پیروزی بودیم درش؟ شاید خدا قرار است در رحمت‌ش را به روی برد ما مقابل بوسنی و شکست نیجریه جلوی آرژانتین باز کند. حکمت و فلسفه و لطف مزیدش هم این باشد که تیم ملی ایران با دوم شدن در گروه «اف»، حریف فرانسه شود در یک‌هشتم و حتی ببریم کریم بنزما و دیدیه دشان را. و آرژانتین ببازد به سوئیس‌ی که یک استاد ریاضی کوچ‌ش می‌کند. نمی‌دانم!؛ آرزو، فانتزی، خوش‌بینی، واقعیت است یا چی‌ست؟
پ.ن: شاید خدا یک سوپرسورپرایز کنار گذاشته برای‌مان. تلاش از افتخاران پارس، دعا از ما.

| 10 نظر
ماه عسل!

سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۳

1
کاش تیتراژ امسال «ماه عسل» همان ترانه پارسال فرزاد فرزین باشد. من هنوز زمزمه‌اش می‌کنم.
پ.ن: «... نشستم هواتو نفس می‌کشم / یه چند وقتیه حال من بهتره / دارم راه می‌افتم ببینم ته‌ش / منو این هوا تا کجا می‌بره / ... من از حسرت غیر تو خالی‌ام ...».

2
بعد از قرآن سرود ملی‌مان پخش شد. یاد بازیکنان برزیل و یک تیم دیگر که خاطرم نیست افتادم که چه‌طور مثل گروه کر و باانرژی سرود ملی‌شان را می‌خواندند، من هم با صدای بلند هم‌آوازی کردم. هم‌چین‌که کناری‌هایم و چند نفر از ردیف‌های جلو با نگاه عاقل اندر گاگول زل زدند به‌م. تمام که شد همه سی‌صد نفر همایش صلوات فرستاند الا من که دست زدم.

| 4 نظر
اسپری محوشونده

دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳

این اسپری محوشونده داوران جام‌جهانی مرا یاد پل‌های هوایی شهرمان می‌اندازد. شهرداری وقتی دید ملت اشتیاقی به رد شدن از پل هوایی ندارند، طرفین پل را به طول پانصد متر نرده کشید تا جبر غلبه کند بر اختیار و قانون.
پ.ن: دوست تازه از فرنگ‌برگشته‌ای می‌گفت «تو خارجه به جای نرده، خط قرمز کشیدن و ملت هم کاملاً توجیه‌اند و از روی پل تردّد می‌کنن».


عکس‌نوشت:
من و حسین از دبیرستان هم‌کلاسی بودیم. با یک سال فاصله یک دانش‌گاه و یک رشته قبول شدیم. حسین حالا دهوک (سلیمانیه عراق) زندگی می‌کند و استاد دانش‌گاه است. شش ماه قبل عروسی‌اش دعوت‌م کرد که نتوانستم بروم. دی‌شب اما بعد از سال‌ها دیدم‌ش. یاد ایامی کردیم.


تصویر کوچک شده

| 2 نظر
خواستگاری[قسمت بیست‌وچهارم]

یکشنبه ۱ تیر ۱۳۹۳

1
«وقتی عصبانی بشید و از کوره در برید چی‌کار می‌کنید؟ واکنش‌تون چیه اون موقع»؟؛ این سؤال مشترک همه بیست‌وچند مورد خواستگاری‌ای بوده که تاکنون رفته‌ام.
پ.ن: امروز تولد یکی‌شان است.

2
ایران دی‌شب با غیرت و منطق بازی کرد مقابل آرژانتین. الحق و الانصاف «تیم» بودیم. این شکست، مغرورانه غمگین‌مان کرد.
پ.ن: «مسی» با گل «طلایی»اش هم فرصت‌طلبی‌اش را به رخ کشید و هم جوابی داد به فحاشی‌های چند ماه پیش برخی ایرانی‌ها در فیس‌بوک‌ش.

| 14 نظر
کاکتوس!

شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۳

هنگام پاسخ دادن به کامنت‌های مخاطب عصبانی پست «زندگی خصوصی آقای میم» مدام سکانس‌های آژانس شیشه‌ای اکران می‌شد توی ذهن‌م. مخصوصاً سکانس‌ی که فاطمه (زن حاج‌کاظم) چفیه و پلاک فرستاد برایش و ... . حُکماً حاتمی‌کیا کلی فلسفه داشته که اسم آژانس را گذاشته بود کاکتوس.
پ.ن یک: «فاطمه! فاطمه! سعی کن به فرزندان‌م تفهیم کنی که پدر نمی‌تونست عباس رو نادیده بگیره. وقتی اون از منطقی فرمان می‌گیره که فراتر از قواعد جنگ‌ه، من چرا باید اون رو تنها بگذارم. اونم پیش کسانی که فراموش‌ش کردن».
پ.ن دو: ایضاً یاد فیلم‌ی افتادم که چند سال پیش تلویزیون خودمان پخش کرد. قصه رزمنده‌ای که پشت خاک‌ریزی زمین‌گیر شده بود زیر آتش حجیم عراقی‌ها و برای نجات خودش، هم‌رزم مجروح‌ش را مثل سپر کول گرفت و گریخت از مهلکه. چند سال پس از جنگ رزمنده سالم اعتراف می‌کند پیش هم‌رزم قطع‌نخاع شده و ... .
پ.ن سه: همین گارد گرفتن‌ها مقابل نقدهای وارده است که می‌تواند یکی از علل مهم اختلاس میلیاردی بنیاد شهید در پاک‌ترین دولت تاریخ(!) باشد.

| 16 نظر
مثلث قلق‌گیری!

جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۳

1
هم‌کار شدن با زن‌ی که سیزده سال پیش خواستگارت بوده.

2
دارم «صرفاً جهت اطلاع» بیست‌وسی‌صد(!) را می‌بینم. سه جای پیشانی‌اش مثلثی پینه بسته. یاد مثلث قلق‌گیری میدان تیر افتادم!

3
تابه‌حال ای‌میل‌ی کارت عروسی نیامده بود برایم.
پ.ن: وحید از دانش‌مندان علم آبخیزداری و جی‌آی‌اس کشور است.


تصویر کوچک شده

| 8 نظر
سِلفی و سَلَفی!

پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۳

هیچ خاطره‌ای مثل عکس نمی‌شود. چون زمان را صفر می‌کند. قدیم‌ها که دنیا، آنالوگ بود و خبری از عکس فوری و رتوش هم نبود، چه‌قدر ذوقانه انتظار می‌کشیدیم تا عکس‌ها از تاریک‌خانه به ظهور برسند. دنیا که صفر و یک شد و «کلیک» جای «شاتر» را گرفت، دیگر انتظار ظهور بی‌معنا شد. عکس‌ها آن‌لاین شد. یواشکی شد. سلفی شد. سلفی‌گری و تکفیری شد. آلبوم‌هایمان از توی صندوق‌چه آمد توی نت. بارعام دادیم. حالا عکس‌های اعدام‌های دسته‌جمعی داعش شیر می‌شود. عکس‌های پس از هم‌خوابگی و خودارضایی شیر می‌شود. آزادی‌های یواشکی شیر می‌شود. چه‌قدر شور کرده‌اند زندگی را این شیرها.

| 4 نظر
روزانه‌های یک ذهن خسته!

چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۳

من هر روز توی ذهن‌م با یک نفر خاص پاس سفره عقد می‌نشینم. من هر روز توی ذهن‌م نقشه قتل یک نفر را می‌کشم. من هر توی ذهن‌م با یک نفر بحث داغ سیاسی می‌کنم. من هر روز توی ذهن‌م با یک نفر نامه‌نگاری می‌کنم. من هر روز توی ذهن‌م سیب می‌دهم به یک نفر. من هر روز توی ذهن‌م به یک نفر فحش چهار حرفی می‌دهم. من هر روز توی ذهن‌م پدر ضحی و سلمان هستم. من هر روز توی ذهن‌م معلم یک مدرسه توی روستایی کویری اما پر از درخت‌های بلند هستم. من هر روز توی ذهن‌م از یک نفر عمیقاً و از ته آئورت‌م معذرت‌خواهی می‌کنم. من هر روز توی ذهن‌م از یک نفر می‌خواهم که فراموش‌م کند. من هر روز توی ذهن‌م لعنت می‌فرستم بر یکی از بخش‌های خبری تلویزیون.

| 14 نظر
زندگی خصوصی آقای «میم»

سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳

فرزند شهید بود اما دست‌ش تا مرفق توی خلاف بود. مشروب می‌خورد. وقتی هم اوردز می‌کرد فحش می‌داد فقط. حشیش می‌کشید. گاهی هم تریاک. دزدی هم می‌کرد. آن سال‌ها فراوانی عابربانک‌ها مثل حالا نبود و «میم» فکر می‌کرد رمز کارت‌هایی که دزدیده، همان شانزده رقمی‌ست که روی‌ش نوشته شده. دوست‌دختر و رابطه نامشروع هم به اندازه موهای سرش. سیاه‌ترین سیاهه خلاف‌هایش دوستی با زن‌ی متاهل بود. هر چی نصیحت‌ش می‌کردم که «میم» جان تو فرزند شهیدی و باید الگو باشی برای دیگران، افاقه نمی‌کرد. یاسین می‌خواندم توی گوش خر، بهتر نتیجه می‌گرفتم. یک شب گفت «مامانم من رو تا ده سالگی با خودش می‌برد حموم زنانه روستا ... . مامانم منو حامله بود که بابا شهید شد ... . بابا که شهید شد سریع با عموم ازدواج کرد. من کوچیک بودم. طفل بودم ...».
پ.ن: تو چهار سالی که با «میم» دوست بودم هرگز نشنیدم به عمویش بگوید بابا.

| 28 نظر
لذت‌های کوچک [5]

دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳

1
لذت خبردار شدن از آمدن عن‌قریب اس‌ام‌اس با صدای نویز موبایل روی اسپیکر یا مانیتور.

2
لذت وقتی داری به کسی فکر می‌کنی و یک‌هو جلویت سبز می‌شود.

3
لذت شنیدن ترانه‌ای که باهاش خاطره داری از ماشین بغلی پشت چراغ قرمز.

4
لذت فیش پر کردن واسه یک بی‌سواد.

| 4 نظر
بریدی ها!

یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳

1
«اون لیوان یه بار مصرفُ از زیر پات در بیار بعد بشین». لیوان را درآوردم. نگاهی به دور و برم کردم و گفتم «دکتر این‌جا سطل زباله نیس که. بریم جلو شاید باشه». گفت «مهم نیست بنداز تو همین جوب».
پ.ن: دیالوگ من و رئیس سازمان جهاد کشاورزی.

2
با همین آقای رئیس رفته بودیم کوه شاه‌جهان اسفراین. ییلاق عشایر کرمانج. خسته شده بودم کمی. به‌م گفت «بریدی ها مهندس»؟ یک‌هو از دهانم در رفت و گفتم «من کوچیک بودم بریدم»!


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

| 4 نظر
طوفان یواشکی!

شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۳

با دوست‌م درباره طوفان اخیر تهران بحث می‌کردیم. گفت «به نظر من این طوفان قهر الهی بوده و به دلیل گناهان زیاده. مخصوصاً روابط نامشروع و این‌ آزادی‌های یواشکی که تازگی‌ها مد شده. لعنت به مسیح علی‌نژاد». گفتم «این طوفان اگه واسه خیلی‌ها نقمت بوده، واسه نصّابان ماهواره نعمت بوده». گفت «نظرت درباره اینایی که عکسای آزادی یواشکی‌شون رو می‌ذارن تو فیس‌بوک چیه؟» گفتم «اینا تصوّر می‌کنن بدون حجاب خوش‌گل‌ترند. همین. ضمن این‌که اینم به زودی از مُد می‌افته.».

| 3 نظر
کمال و جمال!

جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳

1
بهترین دختر کسی‌ست که دو ویژگی مردانه داشته باشد؛ «کمال» و «جمال»!

2
[برای آغاز جام‌جهانی]
با مهدیار داشتیم از شبکه استانی خراسان رضوی بازی پلی‌آف پیکان و سیاه‌جامگان را می‌دیدیم و خدا خدا می‌کردیم که خواهرزاده‌ام (محمدصادق بارانی) که بازیکن پیکان است گل بزند. بین دو نیمه مهدیار گفت «عمو جون اگه معدلم خیلی خوب بشه واسم «جایزه» چی می‌خری»؟ گفتم «پیرهن تیم ملی». گفت «نععععع! ایران که هر سه تا بازیشو تو جام‌جهانی مباخه! کریس رونالدو بخر برام». هر چی کودکانه برایش توضیح دادم که باید عرق ملی داشته باشد به کت‌اش نرفت و گفت «شما چرا خودت طرفدار هلند هستی»؟ یک‌هو خاطراتم پاورپوینت شد توی ذهنم. از فینال رؤیایی 1988 جام ملت‌های اروپا و توتال‌فوتبال برایش گفتم. از شوت والی مارکو وان باستن به رینات داسایف که حتی باعث شوک قلبی خود رینوس میشل شد و به عقیده خیلی‌ها هنوز قشنگ‌ترین گل دنیاست و سال‌ها تیتراژ اخبار ورزشی‌مان هم بود. از استارت‌های انفجاری مارک اورمارس. از استپ مدرسه‌ای و منجر به گل دنیس برگ‌کمپ توی شش قدم در جام‌جهانی 1998 مقابل آرژانتین که خشن‌ترین بازی جام هم بود. از تک‌به‌تکی که روبن خودخواه و پاس‌نده در فینال دوره قبل جام‌جهانی از دست داد و باعث شاخ شدن اسپانیا شد. از کل‌کل‌های همیشگی‌ام با برادرم (پدر مهدیار) که برزیلی تیر است. از رود گولیت، پاتریک کلایورت، ادگار داویدز و کلارنس سیدورف که سورینامی‌های هلندی بودند و همیشه خدا تنش‌های درون‌تیمی داشتند با دیگران. از تف انداختن فرانک رایکارد به روی رودی فولر (1990 ایتالیا) و کاغذتوالت کردن پیراهن آلمان توسط رونالد کومان که گل‌زن‌ترین مدافع تاریخ است و سرعت شوت‌هایش تقریباً یک‌ونیم برابر سرعت طوفان اخیر تهران بود. از «ندرلند»ی برای مهدیار گفتم که بزرگ‌ترین صادرکننده «گل» است.

نظر
پول نفهمی!

پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳

هنر و عظمت شاعر به این است که با شعرش، سکوت ملت‌ش را معنا دهد. مثل گعده اخیری که سر بهشت بردن مردم بین برخی آیت‌الله و حجةالاسلام‌ها سر گرفته. هر قدر که در این باره منبر رویم و مقاله بنویسیم و خطابه کنیم باز حرف شاملو حجت است و آیه؛ «سخت است فهماندن چيزي به كسي كه براي نفهميدن آن پول مي‌گيرد».

| 2 نظر
« 1 ... 8 9 10 (11) 12 13 14 ... 103 »

سرزمین نوستالوژی من:

دیالوگ / مونولوگ:

دکتر: از برزخ بی‌کسی و تنهایی تجرد در این سن و سالی که من دارم شاید بشه خلاص شد، اما نجات انسان از بند خاطرات خودش کار چندان آسانی نیست، حتی گویی این خاطرات آدمه که در تمام لحظات زندگی برای او تعیین تکلیف می‌کنه. خاطره شادمانی از دیروز، تلخ‌ترین غمیه که امروز داریم…
فخرالزمان: شاید حق با تو باشه دکتر، گویا ما به این جهان نیامیدم تا زندگی کنیم، اومدیم تا در لجه کابوس‌ها و خاطرات‌مان بمیریم.
[سریال «شب دهم» / حسن فتحی]

دست‌چین دردها:

مهمان خاکستری:

مجري: فاميل دور بالاخره از عروسي برگشتين؟
فاميل: آقاي مجري خراب شد!
مجري: اي بابا رفتين اونجا چي رو خراب کردين!؟
فاميل: چيزي خراب نشد،ميگم خر آب شد رفت تو زمين! هرچي ميگرديم پيداش نميکنيم!
مجري: جيگر گم شده!؟ خب زنگ بزنين به پليس 110!
فاميل: زنگ زديم،برگشت پرسيد آخرين بار خرتون رو کجا ديدين؟ من گفتم وسط مجلس! اونم گفت شمارتو ميدم پيگيري کنن بيان پدرتو دربيارن!
مجري: اي واي بدبخت شديم!
فاميل: نترس آقاي مجري خودم دوباره زنگ زدم بهشون درستش کردم
مجري: گفتي منظورم مجلس عروسي بود؟
فاميل: نه بابا گفتم "خر ما داشت وسط مجلس سخنراني ميکرد" که يه وقت اگه پيداش کردن بخاطر رقصيدن بهش گير ندن!!"
[کلاه‌قرمزی]

ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

دعوت:

مریم روستا
---------------------------------------
زیتا ملکی
---------------------------------------
خاطرات یک عاقد
---------------------------------------
زرمان
---------------------------------------
نیکولا
---------------------------------------
برای خاطر آیه‌ها
---------------------------------------
بهاره رهنما
---------------------------------------
هنوز
---------------------------------------
روزهای مادرانه
---------------------------------------
عطش‌شکن
---------------------------------------
مجله «داستان همشهری»
---------------------------------------
آهستان
---------------------------------------
كوثرانه
--------------------------------------
دانلود کتاب‌های صوتی
-------------------------------------
در پناه کتمان
-------------------------------------
دانلود کتاب[فرهنگی،‌اجتماعی، تاریخی و ...]

افراد آن‌لاین

13 کاربر آن‌لاين است (13 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مطالب سایت)

عضو: 0
مهمان: 13

بیشتر...

پشت سر:

آذر 1393
--------------------------------------
آبان 1393
--------------------------------------
مهر 1393
--------------------------------------
شهریور 1393
--------------------------------------
مرداد 1393
--------------------------------------
تیر 1393
--------------------------------------
خرداد 1393
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1393
--------------------------------------
فروردین 1393
--------------------------------------
اسفند 1392
--------------------------------------
بهمن 1392
--------------------------------------
دی 1392
--------------------------------------
آذر 1392
--------------------------------------
آبان 1392
--------------------------------------
مهر 1392
--------------------------------------
شهریور 1392
--------------------------------------
مرداد 1392
--------------------------------------
تیر 1392
--------------------------------------
خرداد 1392
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1392
--------------------------------------
فروردین 1392
--------------------------------------
اسفند 1391
--------------------------------------
بهمن 1391
--------------------------------------
دی 1391
--------------------------------------
آذر 1391
--------------------------------------
آبان 1391
--------------------------------------
مهر 1391
--------------------------------------
شهریور 1391
--------------------------------------
مرداد 1391
--------------------------------------
تیر 1391
--------------------------------------
خرداد 1391
--------------------------------------
اردی‌بهشت 1391
--------------------------------------
فروردین 1391
--------------------------------------
اسفند 1390
--------------------------------------
بهمن 1390
--------------------------------------
دی 1390
--------------------------------------
آذر 1390
--------------------------------------
آبان 1390
--------------------------------------
مهر 1390
--------------------------------------
شهریور 1390
--------------------------------------
مرداد 1390
--------------------------------------
تیر 1390
---------------------------------------
خرداد 1390
---------------------------------------
اردیبهشت 1390
---------------------------------------
فروردین1390
---------------------------------------
اسفند 1389
---------------------------------------
بهمن 1389
---------------------------------------
دی 1389
---------------------------------------
آذر 1389
---------------------------------------
آبان 1389
---------------------------------------
مهر1389
---------------------------------------
شهریور 1389
---------------------------------------
مرداد 1389
---------------------------------------
تیر 1389
---------------------------------------
خرداد 1389
---------------------------------------
اردیبهشت 1389
---------------------------------------
فروردین 1389
---------------------------------------
اسفند 1388
---------------------------------------
بهمن 1388
---------------------------------------
دی 1388
---------------------------------------
آذر 1388
---------------------------------------
آبان 1388
---------------------------------------
مهر 1388
---------------------------------------
شهریور 1388
---------------------------------------
مرداد 1388
---------------------------------------
تیر1388
---------------------------------------
خرداد 1388
---------------------------------------
اردیبهشت 1388
---------------------------------------
فروردین 1388
---------------------------------------
اسفند 1387
---------------------------------------
بهمن 1387
---------------------------------------
دی 1387
---------------------------------------
آذر 1387
---------------------------------------
آبان 1387
---------------------------------------
مهر 1387
---------------------------------------
شهریور 1387
---------------------------------------
مرداد 1387
---------------------------------------
تیر 1387
---------------------------------------
خرداد 1387
---------------------------------------
اردیبهشت 1387
---------------------------------------
فروردین 1387
---------------------------------------
اسفند 1386
---------------------------------------
بهمن 1386
---------------------------------------
دی 1386
---------------------------------------
آذر 1386
---------------------------------------
آبان 1386
---------------------------------------
مهر 1386
---------------------------------------
شهریور 1386
---------------------------------------
مرداد 1386
---------------------------------------
تیر 1386
---------------------------------------
خرداد 1386
---------------------------------------
اردیبهشت 1386
---------------------------------------
فروردین 1386
---------------------------------------
اسفند 1385
---------------------------------------
بهمن 1385
---------------------------------------
دی 1385
---------------------------------------
آذر 1385
---------------------------------------
آبان 1385
---------------------------------------
مهر 1385
---------------------------------------
شهریور 1385
---------------------------------------
مرداد 1385
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1385
---------------------------------------
اردیبهشت 1385
---------------------------------------
فروردین 1385
---------------------------------------
اسفند 1384
---------------------------------------
بهمن 1384
---------------------------------------
دی 1384
---------------------------------------
آذر 1384
---------------------------------------
آبان 1384
---------------------------------------
مهر 1384
---------------------------------------
شهریور 1384
---------------------------------------
مرداد1384
---------------------------------------
تیر 1384
---------------------------------------
خرداد 1384
---------------------------------------
اردیبهشت 1384
---------------------------------------
فروردین 1384
---------------------------------------
اسفند 1383
---------------------------------------
بهمن 1383
---------------------------------------
دی 1383
---------------------------------------
آذر 1383
---------------------------------------
آبان 1383
---------------------------------------
مهر 1383
---------------------------------------
شهریور 1383
---------------------------------------
مرداد 1383
---------------------------------------
تیر 1383
---------------------------------------
خرداد 1383
---------------------------------------
اردیبهشت 1383
---------------------------------------
فروردین 1383
---------------------------------------
اسفند 1382
---------------------------------------
بهمن 1382
---------------------------------------
دی 1382